در فرهنگ های فارسی تعریف دقیقی از تذهیب وجود ندارد ؛ تعریفی که ما را به اصل و منشاء این هنر رهنمون باشد . در برخی از کتاب های قدیمی و اغلب تذکره ها ، فقط نامی از نقاشان و مذهبان آمده است که برای دریافت معنای تذهیب کافی نیست . لغت تذهیب واژه ای عربی است و مصدری از « ذهب » در باب تفعیل است . ذهب به معنای طلاست و تذهیب به معنای طلا کاری و زراندود کردن است . از طرفی رنگ طلایی در هنر تذهیب به عنوان رنگ درخشانی است که ارزش ویژه ای دارد . برای همین تذهیب را زر گرفتن و طلا کاری دانسته اند . به هر حال تذهیب را می توان مجموعه ای از نقش های بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیبا تر کردن کتاب های مذهبی ، علمی ، فرهنگی ، تاریخی ، دیوان اشعار ، جنگ های هنری و قطعه های زیبای خط به کار می برند . استادان تذهیب این مجموعه های زیبا را در کتاب ها به کار می گیرند تا صفحه های متون و کتب ادبی و مذهبی سرزمین خود را زیبایی دیداری ببخشند . بدین ترتیب است که کناره ها و اطراف صفحه ها ، با طرح هایی از شاخه ها و بندهای اسلیمی ، ساقه ، گلها و برگ های ختایی ، شاخه ها ی اسلیمی و گلهای ختایی و یا بندهای اسلیمی و ختایی و … مزین می شوند . (تصویر2-1-نمونه ای ازنقاشی تذهیب)

تصویر2-1-نمونه ای ازتذهیب،سرلوحی ازکتاب سلسله الذهب جامی،977ه-ق،برگرفته ازکتاب رموزنهفته درنگارگری
2-1-3-تشعیر
تشعیر،اصطلاحی در تذهیب و نقاشی ایرانی . تشعیر در لغت به معانی « موی بر آوردن بچه در شکم »آمده است و در اصطلاح ، نقوشی از یک یا دو رنگ است که در حاشیه و سرفصل های برخی کتب و در و دیوار و پرده ها و فضاهای موجود در مجلس سازیها و پرده های نقاشی ایرانی کشیده می شود و در جلد سازی و قلمدان سازی و قلم زنی بر روی فلز و نیز خطاطی دیده شده است . تشعیر از شَعر ( مو ) گرفته شده است و به نقش بسیار ریز از گیاه و پرنده و درخت اطلاق می شود ( منشی قمی ، ص ١٩٩) . به گفته مجرد تاکستانی ، از آنجا که طراحی تشعیر ، که در اصل طراحی حیوانات و منظره و اقسام آن است ،اغلب با طلا و به وسیله قلم مو های بسیار ظریف انجام می گرفته است ، ظرافت خطوط رابه مو تشبیه کرده اند.(نمونه تصویر2-2)تشعیر به همراه تذهیب ، برای تزئین حواشی بزرگتر در کتب خطی ، شاید تحت تأثیر نقاشی چینی ، از دوران تیموریان در ایران مرسوم گردید1 .
تصویر2-2-تشعیر،جرم نورانی عشق،عذرالازمی،78،برگرفته ازکتاب شرح مجموعه گل.
2-1-4-نقاشی گل و مرغ
تا کنون هنر شناسان ، کلیه ی آثار درخت و مرغ ، گل و مرغ و گل و بوته را زیر نام گل و مرغ جمع بندی کرده و بیشتر شاخه ای از هنر نقاشی دوران قاجاریه ( 1193-1344 ق /1779-1925 م ) شناخته اند .
هنر گل و مرغ بعنوان یک هنر مستقل در نگار گری هم به صورت قطعه و هم به صورت تزئین برای درون و برون جلد کتاب ها و قلمدان ها و حتی جعبه ها که در این صورت با پوششی از روغن کمان اجرا می شود و اصطلاحا به آن هنرهای لاکی گفته می شود .
•یک بخش دیگر از نگار گری که عبارت است از طراحی با قلم و مرکب است و موضوعات آن نیز اغلب پیکره های انسانی و یا گرفت و گیرها و امثال آن است با عنوان طراحی قلمگیری به صورت مستقل کار می شود . که آن نیز از مشتقات نگار گری به حساب می آید .
شاید بتوان برخی از هنرهای دیگر راکه به نوعی وابسته به نگارگری هستند،در زمره ی هنرهای برگرفته از نگار گری مطرح نمود همچون نقشه فرش ، طراحیهای کاشی و انواع طراحی ها برای ملزومات زندگی همگی از شعبات و مشتقات هنر نگار گری به حساب می آیند .
از سوی دیگر هنر نقاشی دیواری که خصوصا″ در اواخر صفوی به بعد،بیشتر رونق یافت از دستاوردهای هنر نگارگری است و گرچه برخی از آن ها با مواد و مصالح دیگری همچون رنگ تمپرا و یارنگ روغن اجرا می شد اما اصول و قواعد آن ها برگرفته از هنر نگار گری ایرانی است .

بخش دوم:
2-2-تاریخچه پیدایش گل ومرغ درایران

2-2-1-اهمیت فصل بهارنزدایرانیان
ایرانیان هفته ها پیش از نخستین روز فصل بهار ، مقدمه جشن ها و آیین های نوروزی را می چینند و روح و جسم خود را آمادۀ پذیرش این فصل می کنند . « به احتمال بسیار ، این اعیاد، به ویژه نوروز و مهرگان … می بایست اعیادی سخت کهن در نجد ایران باشند و به پیش از تاریخ برگردند و از آن اقوام بومی این سرزمین ، اجداد غیر آریایی ما ، باشند.»
چنین است که فصل بهار یاد گلها ، صحرا ، چشمه ساران و باران بهاری را درما زنده می کند . نام این فصل و تشبیه زیباییهای جهان به نشانه های آن ، بخش عظیمی از متنها ی هنری ایران را می سازند :
به بالا چو سرو و به رخ چون بهار به هر چیز مانندۀ شهریار
فردوسی
ولی در دوران ایرانیان آریایی ، با دگرگونیها و جابه جایی های فرهنگی ، ویژگی های تموز ، شاه شبانان ، و آنو ، ایزد خورشید ، به میترا داده می شود و حادثه داستان نیز روند دیگری پیدا می کند . به این صورت که در زمان استقرار میترا بر زمین ، باز زایی و رستاخیر آغاز می شود . جشن های آیینی نوروزی ، بازیها ، دید و بازدید ها ، جزئی باقیمانده از مراسم سرور و شادی به دلیل بازگشت مهر و زنده شدن طبیعت است که هنوز در هفته های آغاز فصل بهار بین ایرانیان برگزار می شود .
اشاره های کوتاه بالا به بخشی از اسطوره های مهری ، به چند دلیل با مورد پژوهش ما ارتباط پیدا می کنند.
توصیف و تصویر انواع گل های بهاری ، آشکار ترین نمونه های به کار رفته در این آثارند . بنابراین ، امکان دارد از خود سوال کنیم ، اگر قرار باشد فقط یک نشانۀ آشنا و همگانی برای این فصل انتخاب شود ، آن نشانه چه خواهد بود ؟ و این همان سوالی است که نقاشان گل و مرغ و گل و بوته نیز به آن جواب داده اند . برای این هنرمندان تصور و تصویر گلی مفهومی مورد نظر بوده است که بتواند با مفهوم گل در متنهای نوشتاری ، به ویژه شعر ، هم ارزش شود . پس از آن که نقاشان آثار گل و مرغ به کمال بیانی خود می رسند ( برای نمونه ، نقاشانی مانند محمد باقر ، محمد هادی و لفطعلی شیرازی ) نشان می دهند که این فرزانگان نیز به اندازۀ عارفان شاعر پیش از خود ، به درونمای مفهومی هنرشان واقف بوده اند . در چنین آثاری ، یک بوتۀ گل سرخ یا صد برگ ، جشن نوروزی بر پا می کند ، پدید آور اردیبهشت و بهشت است ، سرور می آفریند ، نشانۀ چشمه سارها و باران بهاری و الهۀ آب ها آناهیتا است ، رنگ مهر در آن حضور دارد و در همان حال درخت زندگی است و به همان شیوه نقاشی می شود . در تعدادی از آثار نامبرده ، درختچه ای شکوفه دار یا بوته ای شقایق برای تأکید بیشتر بر فصل بهار ( باز آمدن مهر ) از روی خاک موازی بوتۀ گل اصلی روییده است . در گروهی دیگر ، خط زمین ( سطح خاک ) با گل و گیاه های بهاری مانند پامچال ، سنبل ، نرگس و امثال آن ها ، زینت شده است 2

2-2-2-نگاهی گذرا به تاریخچه گل و مرغ
درباره تاریخچه گل ومرغ ابتدابه دوره تیموریانوحضورشیوه های چینی درنقاشیهاسری میزنیم.چراکه می توان دراین دوره، نقاشیهای گل ومرغ را اغلب درتزیینات صحنه وجزیی ازاثرجستجوکرد.هنرمندان ایندوره نگاره هایی بسیارشبیه به آثارهنرمندان چیندارند.3  از برگهای مصور سده نهم که در دست است مجلسی منسوب به خسرو‌شیرین نظامی وصحنه بزم درباغ است. خسرو وشیرین همراه یک ملازم بر قالیچه‌ای نشسته‌اند ودر کنار آنان دخترکی کمانچه میکشد منظره پشت‌سر آنان که بنا به‌شیوه زمان میبایست ازعوامل معماری بسیار مجلل ویک درخت تنومند و بوته‌های گل وچند لکه ابر درآسمان تشکیل یابد دراینجا منحصر شده است به شاخه درخت شکوفان سیب که یک قرقاول بر آن قرار دارد.(تصویر2-3)
 میان ملل مشرق زمین چینی‌ها استعداد هنری زیادی را در ساختن پرنده‌ایکه برشاخه گل نشسته باشد صرف کرده‌اند . در ایران اگر این موضوع بدنبال هنر چین رایج نشده باشد بی‌شک برانگیزنده آن نمونه‌های چینی بوده که دردربار صفوی بسیار تحسین می شد.
تصویر 2-3- مجلسی منسوب به خسرو‌شیرین نظامی وصحنه بزم درباغ-سده نهم ه-ق،
تصویرمربوط به کتاب چین وهنرهای اسلامی
در کتاب تاریخ هنرهای ایران در مورد آغاز نقاشی گل و مرغ این گونه نوشته شده است که به رغم نابسامانی سیاسی که در پی استیلای افغان ها در ایران حکم فرما شد ، و از انحطاط عمومی اوضاع داخلی در دورۀ فرمانروایی نادر شاه چنین می نماید که هنر تا حدی زاینده ماند و در برخی زمینه ها آثاری به وجود آمد از روی نمونه های موجود می توان به تایید رساند که نه تنها ساختن قلمدان های نقاشی شده متداول ماند بلکه فهرست اقلام لاکی نیز توسعه یافته و شامل قاب آئینه جعبه های گرد و بیضوی ، صندوقچه جواهر و نقاشی ها وتزئینات اشیاء بزرگتر ( از جمله در و پنجره ، قالبندهای سقف که اکنون چون قطعاتی ارزشمند و جدا شدن از جایگاه اصلی خود نگاهداری می شوند ) گردید .
لیکن هم چنین مشاهده می شود که نگاره های روی برگردان جلد و نقوش ملیله نمای آستر بدرقه در جلد سازی لاکی از میان رفته اند .
نقشمایه مورد پسند و کاملا متداول در آن دوران گل و بوته ریز نقش بود که اول بار روی قلمدان محمد زمان ( امضا شده با تاریخ ١٠٨٢ که اکنون در گنجینه ایران باستان نگهداری می شود ) به کار رفته تنوع آثار به جای مانده نشان از رواج و اهمیت بسیار آن شیوه می باشد . که در بخش آخر سده دوازدهم با عنوان گل و مرغ محبوبیت خود را حفظ داشت و باید افزود که پس از مدت زمانی متروک ماندن بار دیگر هم چون شیوه های کهنگرا و سنتی رونق دوباره یافت و تا همین اواخر نگارگران و طالبانی را به گرد خویش نگاهداشت . این ریز نقشهای ظریف و دل انگیز و پر از گل ها که حالات غنچه تا شکفته را نشان می دهد که در میانشان گلسر خها ، شکوفه ها های فندق و سه چهار گل سفید پامچال، در موارد بسیار ممکن است سه تا پنج ترنج یا نقش قابقابی نیز روی این طرح زمینه نشانده شود . یا اینکه همان شمار ترنجها یا قلبندهای پر شده از نقش گل و بلبل روی متنی ساده زینت افزا گردد .
از پس یک دوران نسبتا طولانی آشوب و نا آرامی و عدم امنیت اجتماعی در ایران ، به دلیل حمله افغان ها و سقوط خاندان صفوی ، سوای فرو پاشی بسیاری از مبانی اجتماعی ، هنر و فرهنگ نیز که نمی بایست و نیم تواند ، جدا از این جریانات به استمرار و رشد و تعالی خود ادامه دهد ، دچار نوعی و قفه و سکون و عقب افتادگی گردید .
چه در این دوران ، هنرمندان و دانشوران ، اغلب با تن به مهاجرت سپردند و یا گوشه انزوا گرفته و دست از خلاقیت و اندیشیدن کشیدند .4
از آن همه رونق و درخشش و پویایی هنر صفوی ، جز یادگار هایی پراکنده در کتب و یا آثاری رو به ویرانی و تخریب در بناها ی مذهبی و دولتی به جای نماند . بیم آن می رفت که به یکباره حلقه های زنجیر دوام و بقای فرهنگ و هنر پویای ایرانی گسیخته گردد و چه بسیار ارزش ها که به دست فراموشی سپرده نگردد و غبار بی مهری و بی اعتنایی بر آن ننشیند .
با این همه در اواخر حکومت افشاریه و به ویژه با شروع حکومت زندیه در ایران و برقراری سکون و آرامش دگر بار در خطه ایران زمین ، نوید حرکت نوین و امید بخشی را در تولد و تعالی هنر ایران ، و مهم تر نگارگری ایران را در دل و جان دوستداران هنر ایرانی طنین انداز می کند .
کریم خان زند (وکیل الرعایا ) در طی سال های حکومتش ( 1164-1189 ) زمینه های مناسب و پر ثمر این تحول را مهیا می سازد . او سلطانی دوستدار عدالت و خواستار آبادانی است . هم بدین دلیل بعد از آنکه شیراز را به عنوان تختگاه حکومت خود بر می گزیند ، نخستین و شاید مهم ترین گام را در بر پایی بناهای دولتی در این شهر بر می دارد .
شهر شیراز ، با پشتوانه غنی و پرباری که در پرورش ذوق ها و استعداد ها داراست ، عامل بسیار سرنوشت ساز و عمده ای در پیشبرد اهداف خیر خواهانه وکیل الرعایا به حساب می آید . شیراز از یک سوی شهر و مرکز و خاستگاه شعر است و از دگر سوی وارث ارزش های پر دوام و قدمت هنرهای سنتی و به ویژه نگار گری است ، هنوز شهرت و آوازه هنرمندان « مکتب شیراز » و آثار و یادگارهاشان از خاطره ها نرفته است . همان مکتب اصیل و ارزشمندی که در قرن دهم هجری ، با ظهور و تولد نام آوران نگار گر شهر شیراز ، چشم انداز نوینی را به جهان نگارگری گشود .
تردیدی نیست که زبان هنر در این روزگار قرار و سکون ، بعد از آن همه غارت و آشوب می بایست جوابگوی دل های آزمند و به دیگر کلام ، چونان مرهمی التیام بخش زخم های کهنه و اندیشه های طالب لطافت و ظرافت و سکون باشد .
با چنین نیاز و ضرورتی است که شیراز شهر گل ، شهر شعر ، شهر سروهای سر به فلک کشیده و شهر باغ و بستان ، انگیزه های دل بستن به گل و گیاه و پرنده را در روح و اندیشه هنرمندان این دوران ایجاد می کند ، همان به ظاهر تفنن و رغبتی به جاودانگی گل و گیاه و پرنده در نگار گری ایران ، که بعد ها با همت نگار گران نام آشنای هنر ایران ، مقدمات ثبت مکتب نوین گل را برای همیشه در تاریخ هنر ایران و جهان آماده می سازد .
شکی نیست که سوای تجربه های پر سود و ثمر ، نگار گران دوران صفوی و شاید هم به زمانی کهن تر از آنان ، در تجلیل از زیبایی گل و گیاه و پرنده و ستایش این خلقت بی همتا در نگار گری ایران حکومت تازه نگار گران ایرانی ، حکایت دیگری از این ستایش و نگاه را سبب می شود . چه در این دوران خلاف گذشته که گل و گیاه و پرنده آذین نقش های مینیاتور های ایرانی و یا خوشنوسی این دیار می بوده است ، گل و گیاه و پرنده ، با نقش و حضوری مستقل ، ذهن و اندیشه نگار گران را به خود مشغول می دارد . لطف وصفایی که درگل ومرغ ها می بینیم فقط حاصل شیوه زیبای اجرایی آنها نیست بلکه نشان ازمعرفتی است که ازقدیم درمیان هنرمندان رایج بوده وعمل خودراجلوه ای ازلطف ومحبت خداوندمی دانستندوهمواره پس ازسپاس حق،استادان خودراکه واسط بین حق وآنها بودندحرمت می گذاشتند.گذشته ازاستادان،اولیاءدین رانیز،که واسطه های خداوندباخلق بودندموردستایش قرارمی دادندودرامضای خودکه مبین هویت آنهابود،یادمی کردند.
2-2-3-ویژگی های گل و مرغ
هنگام تماشای یک اثر گل و مرغ ، این تنها زیبایی صوری شکل ها نیست که جذاب و ستایش انگیز است ، بلکه آن حس استادی و الهامی که قلم مو را به حرکت در آورده است نیز ، بیننده را متحیر و مسحور می کند . داشتن وضعیت روانی ویژه یا قرار گرفتن در حالتی خاص که نقاش را توانا می سازد شکل یا فرمی تأثیر گذار تر از شکل های همانند خود بیافریند ، تنها به ایران و این گونه نقاشی تعلق ندارد . در هنر نقاشی چین و ژاپن ، و مکتب های تائو و ذن ، نقاش باید از یک دورۀ طولانی کار آموزی و توجه همراه با شور و جذبه ، برخوردار باشد .5 در نقاشی سنیت هندوستان ، نقاش باید به درجۀ بالایی از تمرکز و خلوص ذهن برسد . ذهن او باید خودخواهی و میل را فرو گذارده ، در حالت ناب و متعادل (ساتریک ) قرار گیرد . در نقاشی مذهبی مسیحی ، نقاش شمایل ، باید با انضباط روحی شدید به تأمل پردازد تا به نیروی تعالی درونی که مایه کار اوست دست یابد . بنابراین نقاش گل و مرغ باید علاوه بر داشتن مهارت های فنی و تخصصی لازم برای کار نقاشی ، به مقام و وضعیت روحی ویژه ای رسیده باشد . جایگاهی که در آن نقاش سکون و آرامش پیدا کند . نیروهای قدرت ، شهرت ، پول و هوس نتوانند او را از جا بلند کنند ، تا قادر باشد ساعت ها و روزهای پشت سر هم را بر قطعه ای کار ساده و کوچک صرف کند .
بدین صورت ، این وضعیت روانی ، حاصل سالها تمرین ، درون بینی ، تفکر و تمرکز بود . کاری عاشقانه ، بدون خود خواهی ، در راه نیل به مقام انسانی و روحانی والاتر که کار و نتیجۀ آن را نیز به وسیله ای برای سلوک و طی مسیر تبدیل می کرد . در نظر چنین نقاشانی هر لحظه از کار ، خود ، نتیجۀ کار بود و انتظار رسیدن به پایان آن معنایی نداشت . این همان مقامی است که نقاشان گل و مرغ هنگام نقاشی در آن قرار می گرفتند . « این ها گلهای مردانی بودند که ساعت ها روی زمین می نشستند ، و در حال شور و جذبه گلهای در دسترس خود را به اندیشه در می آوردند . »
هر یک از نقاشان ایرانی برای انجام کار خود ، به ویژه زمان نقاشی گل و مرغ و گل و بوته ، آیین و مکان و ابزار خاصی داشتند . روش (تکنیک ) نقاشی این مضمون بیشتر میراث استادان گذشته و کمتر ابداع خودشان بود . اسباب مادی آن -نحوۀ ساختن کاغذ ، بوم ، رنگ ، قلم و قلم مو ، و دیگر وسایلی که لازم بود – می توانست به کمک افراد دیگر ساخته و فراهم گردد . ولی احوال معنوی آن ، که در این مورد مهم تر از مهارت فنی برای تولید اثر است ، باید به وسیلۀ نقاش و از راه سلوک روحانی فراهم می شود . تصور فضایی معنوی که در آن ذهن پالایش یافتۀ نقاش بتواند در طول زمان کار ، روشنایی خود را بر یک امر محسوس بتاباند تا نتیجۀ مورد نظرش خلق شود ، نمی تواند ابتدا به ساکن و بی مقدمه باشد . نقاشی که « امر محسوس را به ساحت لطافت معنا می کشاند و معقول را در پوششی که خاص ماهیت نورانی اوست ، به محسوس بر می گرداند » و از توانایی ویژه ای برخوردار است که نقاشان دیگر از آن محرومند .6
2-2-4مشتقات گل و مرغ
1-طراحی و ساخت ترکیبهایی از گل ها و پرندگان ظریف اندام به شیوه ی رنگهای روحی وجسمی برروی کاغذ.
2- گل و مرغ به شیوه های لاکی .
3-گل ومرغ به شیوه ی سیاه قلم وتک رنگ.
4-فرنگی سازی و استفاده از نوعی حجم سازی در گل ها و پیدایش رنگ های تند و گرم در گل و مرغ سازی .
5- گل و مرغ به مثابه نماد ادبی .
2-2-5-نماد نقوش به کار رفته در گل و مرغ
پرندگان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پرندگان علاوه بر آن که در جلوه نمایانشان زیبایند با رنگ های گونه گون و نغمه های پر طراوت و خطوط ظریف و طلایی اندامشان آنگاه که بال و پر باز می کنند و در کرانه های باز آمسان اوج می گیرند ، گویی با روح آدمیان همدم و همرازند .
آدمیان از دیر باز در پرندگان پر شور ترین نماد های زندگانی شان را جسته اند .
در بعضی از تمدن ها پرندگان مقامی خدایی داشته و در بعضی دیگر سمبلی از زندگی ابدی به حساب می آمده اند ودر بعضی تمدن ها هر یک از پرندگان بیانگر ایده ای هستند ، مثلا عقاب نشان آزادی کبوتر نشان صلح ، جغد نشان عقل و درایت و قو ، نشان زیبایی است .
در گل و پرنده ایکه کاربرد زیادی در نقش گل و مرغ ایران داشته و دارد و در عرفان و ادبیات ایران نقش بسزایی دارد بلبل است به همین جهت است که به بررسی بلبل می پردازیم .
رونق عهد شبابست دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمن بازرسیخدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
بلبل
نام مرغیست از تیره گنجشک ها به عکس چهچه دل انگیزش رنگ بال و پر شان زیبایی خاصی ندارد .
بلبل از قدیم الایام به سبب چهچه دل انگیزش و نغمات موزونش در ادبیات ، خاصه ادبیات شرقی و بخصوص ادبیات فارسی مقامی بلند داشته است .
از زمان آریستو فانس تا کنون کوشش در تحلیل نغمه های آن به سیلاب ها به عمل آمده ،ولی هنوز توفیق حاصل نشده است .
بلبل همیشه از قهرمانان حاضر غزل فارسی به ویژه سعدی و حافظ است و به نام های گوناگون خوانده می شود :
هزار (کوتاه شده هزاران داستان ، هزار دستان یا هزار آواست )
مرغ چمن ، مرغ خوشخوان ، مرغ سحر ، عندلیب .
گل سوری یا گل سرخ ( صد برگ ):
در گیاهشناسی گل سوری یا گل محمدی یا گل گلاب ، یکی از گونه های گل سرخ است که پر گل و کم دوام است . و این پیوند برای گونه های دیگر گل سرخ قرار می گیرد . این گل خوشبوست و در اکثر باغها و کناره های رودخانه های ایران فراوان است و در حقیقت گل بومی ایران است و از آن گلاب و عطر می گیرند .
گل سرخ باز در عرفان اسلامی نشانه ای از توحید است .
منظور از گل در آثار کمال یافتۀ گل و مرغ ، گل سرخ یا صد برگ است که اهمیت تصویری و نمادین آن ها همسان مرغ است . بوتۀ کامل این گل ها در آثار و بوته به تنهایی نقاشی می شود ، ولی در آثار گل و مرغ بیشتر این بوته محل استقرار مرغ به حساب می آید .
گلهای سرخ و صد برگ بوته شمرده می شوند و امکان دارد مانند هر گیاهی ، سال ها عمر کرده یا رشد کنند . در گذشته بزرگ ترین گلهای سرزمین ایران از گل های بهاری این دو بوته بودند . در طبیعت یا هر باغچه ای ، بلندی بوته ، رنگ ، بزرگی و تعداد گل ها ، آن ها را از گیاهان گلدار و درخت های مجاورشان ، جدا و متمایز می کنند . خوشبویی ، لطافت ، سرخی و زیادی گلبرگ ها ، از ویژگی های گلهای آن ها هستند که از نزدیک ، یا هنگام تماس با دست ، حس می شوند . بوته های گل سرخ و صد برگ در فصل بهار پی در پی گل می دهند ، به این دلیل در این دوران امکان دارد مراحل گوناگون جوانه رشد ، غنچه ، کمال ، پیری و پرپر شدن را در گلهای جدا از هم ، بر روی شاخه های آن ها ببینیم7 .
گل های یاد شده ، تنه و شاخه های لطیفی دارند که در فصل سرسبزی می توان آن ها را به هر طرف خم کرد یا تاب داد ، به همین دلیل وزش باد ، به سادگی شاخه هایشان را خم راست می کند و گلبرگ هایشان را با خود می برد . بر خلاف تصوری که هنرهای نقاشی و شعر قدیم ایران به ما داده اند ، این بوته ها در طبیعت کمتر آشیانۀ مرغان می شوند و تنها ممکن است برای چند لحظه آن ها را برای شکار حشرات به خود جلب کنند .
یاد آوری می نماید ، امروزه برای پیوند گلهای رنگارنگ و مقاوم رز وارداتی ، تنها از تنۀ این بوته ها به عنوان پایه استفاده می شود و اجازۀ رشد به گل های یک رنگ و حساس سرخ و صد برگ اصلی داده نمی شود ، به این دلیل دیدن نمونه های طبیعی آن ها به آسانی ممکن نیست .
در مناطق محل زندگی بیشتر نقاشی گل و مرغ و گل و بوته ( اصفهان و شیراز ) وجود شرایط جغرافیایی مناسب این گلها را دارای تجلی می کند .قسمت هایی از عیلام که بخشی از سرزمین های یاد شده اند ،دارای آب و هوای آفتابی و کوهستانی هستند و نمود فصل بهار ، به دلیل وجود دشت ها و دره های شقایق و زنبق و گل های گوناگون خودرو و آسمان و زمین رنگین ،در آن ها بسیار محسوس است . در همۀ روز های این فصل می توان نغمۀ چکاوک ، هزاردستان ، قناری ، ترند ، طرقه و مرغ های خواننده دیگر را در کوه و دشت شنید .
ترنم باران و چشمه های فصلی بر زیباییهای طبیعت در این قسمت های ایران می افزایند . مردم در این بخش ها هنر دوست می شوند ، و افراد خلاق هنرمند و هنر آن ها به ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی سرزمین شان آمیخته می شود و نمی تواند جدا از تأثیر محیط طبیعی شان باشد . هنگامی که شرایطی مناسب به وجود آید ، اگر این افراد در آزادی بخواهند عواطف خود را نشان دهند ، به وجهی از این محیط اثیری ، که از تصور بهشت در مغزشان دور نیست ، اشاره می کنند . برای این منظور ، هر متفکر یا هنرمندی با وسیۀ بیانی اش دست به کار می شود . به این صورت ، شاخص های این بهشت در ذهن شاعر به کلمه ، در مغز عارف به وجهی از تجلی زیبایی مطلق ، و برای نقاش به تصویر تبدیل می شوند . به نظر می رسد شاخص های باید واژه ها یا تصویر هایی باشند که یاد انواع زیبایی ، گل و رنگ های این محیط را در خود داشته باشند . به این دلیل ، جذاب ترین و مشخص ترین گل ها و رنگین ترین رنگ ها ، همراه با اثر عاطفی شان در ذهن آن ها باقی می مانند . روزبهان شیرازی (523-605ق/1208-1128م) ، عارفی از اهالی فارس ، و معاصر سهروردی ، در کشف الاسرار می گوید :
« یکبار ، در ساعاتی که از نیمه شب گذشته بود ، سجاده گستردم و به انتظار عرائس غیب نشستم . سر من در ملکوت به پرواز در آمد و کبریای الاهی را در منزل التباس چند بار در هیبت درخشان جمالش دیدم . دلم به این حد خشنود نبود و اشتیاقی داشت به دیدار جلال ازلی که آتش در اسرار همۀ بواطن و اندیشه ها می زند . ناگاه سیمایی دیدم گسترده تر از همۀ آسمان ها و زمین و عرش و کرسی . پرتو های جمال از آن می تابید و خود آن از حد هر مثل و مانندی در می گذشت . من اما جمالش را به صورت گل سرخ دیدم که چونان جهانی در جهانی بود که گلهای سرخ از آن می بارید و این منظره را حد و کرانه ای نبود . این جا بود که این سخن یامبر در دلم افتاد که فرمود : الورد الحمر من بهاء ا… »
به این دلیل ، مفهوم گل سرخ و سرخی و زیبایی در متنهای عرفانی ، شعر و نقاشی ما تقریبا یکی می شوند . 8 آیا در واژه های گلبانگ ، گلگشت ، گلرخ ، گلرنگ … نام گل به جای چه صفتی نشسته است ؟ به نظر می رسد تنها صفتی که می تواند در هر چهار مورد صدق کند ، زیباترین یا واژه هایی با همین معنا خواهند بود ( زیباترین بانگ ، یا گشت ، یا رخ یا رنگ ) . رابطۀ مفهوم زیبایی با گل در شعر و ادب فارسی نیم تواند دور از ارتباط آن با رنگ سرخ در نظر آید . 9
آیا گلرخ یا گلرنگ نیم توانند سرخ رخ یا سرخ رنگ تعبیر شوند ؟ شاید به همین دلیل مولوی بهترین رنگ ها را ، سرخی می دانست :
بهترین رنگ ها سرخی بود وان ز خورشید است و از او می رسد
یا حافظ از پیر گلرنگ نام می برد :
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان فرصت خبث نداد ، ارنه حکایت ها بود
یا سهروردی قبا و کلاه سرخ می پوشید و یکی از کتابهایش را عقل سرخ می نامید .
یاد آوری می نماید ، در عصر هخامنشیان ، رنگ سرخ ، به نشانه ای از کیفیت مهر تبدیل شده بود . چنان که … « سرخی بامدادی پیش از بر آمدن آفتاب را مظهر جلوۀ این ایزد می دانستند … » و « شاهان هخامنشی جامۀ سرخ و ارغوانی می پوشیدند . به موجب بندهش ، رنگ سرخ رنگ جامۀ طبقه سپاهی بوده است که با مهر بستگی داشته اند »
نور سرخ ، رد شفق ( زمان طلوع ) و فلق (هنگام غروب ) در فاصله ای میان تاریکی و روشنایی ، بدون حضور خورشید ، قابل دیدن است . در آغاز و پایان روز :
زیا قوت سرخ است چرخ کبود نه از باد و آب و نه از گرد و دود
فردوسی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید