4.1.حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی101
4.1.1.رویکردشناسی منبر فلسفی112
4.1.2.اسلوب‌های اقناع اندیشه113
4.1.3.روش‌های تحریک احساس114
4.1.4.مخاطب شناسی منبر115
4.1.5.ارتباطات غیرکلامی116
4.2.حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی118
4.2.1.رویکردشناسی منبر کافی125
4.2.2.اسلوب‌های اقناع اندیشه126
4.2.3.روش‌های تحریک احساس126
4.2.4.مخاطب شناسی منبر127
4.2.5.ارتباطات غیرکلامی128
4.3.حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان130
4.3.1.رویکردشناسی منبر انصاریان144

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4.3.2.اسلوب‌های اقناع اندیشه145
4.3.3.روش‌های تحریک احساس145
4.3.4.مخاطب شناسی منبر145
4.3.5.ارتباطات غیرکلامی146
4.4.حجت‌الاسلام شیخ علیرضا پناهیان148
4.4.1.رویکردشناسی منبر پناهیان155
4.4.2.اسلوب‌های اقناع اندیشه156
4.4.3.روش‌های تحریک احساس156
4.4.4.مخاطب شناسی منبر157
4.4.5.ارتباطات غیرکلامی159
فصـل پنجم: جمع‌بندی و نتیجه‌گیری–162
5.1.تحلیل محیط خارجی162
5.2.تحلیل محیط داخلی163
منابع169
منابع مکتوب——169
منابع غیرمکتوب—172
فهرست جداول
جدول1ـ- ویژگی‌های مورد انتظار جامعه ایرانی و مردمان آن در افق 1404 بر اساس سند چشم‌انداز کشور…. 19
جدول 2ـ تعریف عملیاتی متغیرها………………………………………………………………………………………………………………………. 99
جدول 3ـ جمع‌بندی مؤلفه های موردبررسی منبر حجت‌الاسلام فلسفی………………………………………………………… 117
جدول 4ـ جمع‌بندی مؤلفه های موردبررسی منبرحجت‌الاسلام کافی……………………………………………………………. 129
جدول 5ـ جمع‌بندی مؤلفه های موردبررسی منبرحجت‌الاسلام انصاریان………………………………………………………. 147
جدول 6ـ جمع‌بندی مؤلفه های موردبررسی منبرحجت‌الاسلام پناهیان……………………………………………………….. 160
جدول 7ـ جمع‌بندی مؤلفه های موردبررسی در چهار نمونه تحقیق………………………………………………………………. 167
مقدمه
منبر ازجمله ارتباطات چهره به چهره‌ای است که با تأکید بر ارتباطات کلامی و نیروی نهفته در کلمات و افکار در پس هر کلمه، به مخاطب منتقل می‌شود. لذا منبر ازجمله هنرهای کلامی است که سابقه‌ای طولانی و تأثیرگذاری بسیاری از گذشته داشته و تاکنون نیز این تأثیرگذار را حفظ کرده است. تکیه منبر بر عقاید و علوم دینی و به‌خصوص تأکید بر اخلاق الهی اعتبار بسیاری به آن بخشیده است. مخاطب پای منبر می‌رود تا کلام دینی بشنود و از آن بیاموزد.
می‌دانیم در سراسر دوران گذشته، خطیبان زبان‌آور بسیار بوده‌اند. قصاصان، مذکّران و ذاکران نام‌های آشنا داشته‌اند. مقدمه موضوع پندهای اخلاقی و دینی بود. درراه و روش مألوف و معمول تعلیم و تربیتی، منبر و مواعظ دینی و اخلاقی روضه‌خوانی و تعزیه و شبیه‌خوانی، نیز فنون بلاغی و بیانی سینه‌به‌سینه حفظ‌شده است. معانی بیان جنبه‌های نوشتاری این فنون را دربرمی‌گرفت و از زمانی که رسماً درس و فن ضروری شناخته شد شأن شایسته‌ی خود را در نظام تعلیم و تربیت گذشته‌ی ما حفظ کرد و رسالات عدیده‌ای در آن نوشتند.
به‌علاوه، از آغاز تکوین انقلاب مشروطیت به بعد اقبال مخصوص به جنبه‌های سیاسی سخنرانی مشهود افتاده است. اگرچه در طول تاریخ اجتماعی و فرهنگی گرانبار ما ازاین‌گونه شواهد کم نیست. (میلر ص9)
با ظهور انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت مبتنی بر دین، جایگاه و وظایف منبر تغییر کرد. همچنین تحولات اجتماعی و رسانه‌ای جامعه ایرانی عرصه را بر منبر تنگ کرد و شرایط را به‌گونه‌ای رقم زد که لاجرم منبر به‌عنوان رشته تخصصی ذیل تبلیغ دینی تعریف شد.
هم‌اکنون فارغ‌التحصیلان رشته تخصصی تبلیغ در عرصه‌های مختلف تبلیغی کشور مثل دانشگاه‌ها، امامت جمعه، مدارس و … فعالیت می‌کنند. ازاین‌رو بسیار شایسته است موفقان تبلیغ را به این مجموعه نزدیک کرده و نقایص آن را برطرف کنند تا تأثیرگذاری‌ها بیشتر شود.
حوزه‌های علمیه به‌عنوان پایه‌های اصلی این امر هم‌اینک برنامه‌های تبلیغی بسیاری در دستور کار دارند. به‌عنوان نمونه مجموعه سفیران هدایت 1600 طلبه تحت آموزش دارد و با 28 شعبه در ایران در حال فعالیت است. بعضی از ایده‌های امام راحل رحمه‌الله و مقام معظم رهبری و بزرگان حوزه‌های علمیه و دلسوزان عرصه تبلیغ در این مجموعه موردتوجه قرارگرفته و انشاء الله با گسترش مطالعات و تحقیقات و تتبع و تدقیق بیشتر در روش‌های ارتباطی و منابع و مستندات و الهام گیری از ضعف‌ها و قوت‌های گذشتگان به توان این عرصه را پربارتر از گذشته کرد.
این تحقیق شامل پنج فصل هست: در فصل اول کلیات پژوهش ارائه‌شده، در فصل دوم چهارچوب مفهومی بحث شامل آینده‌نگاری تحولات، افق چشم‌انداز 1404 جمهوری اسلامی ایران، رابطه دین و رسانه و نیز رسانه دینی موردبررسی قرارگرفته است. در این فصل همچنین به موضوع «رسانه منبر» و ویژگی‌های آن نیز به‌طور مبسوط توجه شده است. فصل سوم، روش تحقیق و متغیرهای موردبررسی را مورد مداقه قرارداده است. فصل چهارم به بررسی یافته‌های تحقیق به‌صورت بررسی جداگانه آقایان «فلسفی»، «کافی»، «انصاریان» و «پناهیان» پرداخته است و در فصل پایانی (پنجم) جمع‌بندی و نتیجه‌گیری شده است.
امید که این تحقیق بتواند چشم‌اندازی مقدماتی در ترسیم نقشه آینده‌نگاری رسانه‌های دینی باشد و با تلاش اساتید حوزه و دانشگاه تکمیل و روز آوری گردد.
1. فصل اول: کلیات پژوهش
1.1. بیان مسئله
«تبلیغ» به مفهوم عام آن، عبارت است از: «روش یا روش‌های به‌هم‌پیوسته (در قالب یک مجموعه) برای جهت دادن به نیروهای اجتماعی و فردی، از طریق نفوذ در شخصیت، افکار، عقاید و احساسات افراد، به‌منظور رسیدن به یک هدف مشخص که ممکن است سیاسی، نظامی، فرهنگی و… باشد.»
در تعریف دیگر آورده‌اند: «تبلیغ عبارت است از: انتقال فکر، به جهت تأثیرگذاری بر افکار و اعمال دیگران و نیل به مقاصد خاص، با استفاده از ابزار و شیوه‌های گوناگون در زمان و مکانی محدود.»
در این تعاریف، «تبلیغ» به معنای عام آن که در لغت عرب با واژه‌هایی چون: «دعوت»، «اعلام»، «دِعایه» و در فرهنگ غربی با واژه‌ی «Propagand » معادل است، شناسانده شده است؛ امّا «تبلیغ» در فرهنگ اسلامی از منظری خاص معرفی شده؛ ازجمله «هو اعلاء کلمه اللّه فی کل بکافه وسائل الاتصال المناسبه لکلّ عصر والّتی لا تناقض مقاصد الشریعه الاسلامیه؛ برافراشتن کلمه‌ی توحید در هر زمان با هر وسیله‌ی ممکن و مناسب آن عصر که با مقاصد و اهداف شریعت اسلامی در تناقض و مخالفت نباشد.»
دعوت و هدایت، از زمان آدم ابوالبشر آغاز شده است تا بعثت حضرت محمد (ص) هزاران پیام‌آور در عرصه‌ی ارشاد و هدایت، گام برداشته‌اند «و لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدوا اللّه واجتنبوا الطّاغوت؛ ما در میان هر امتی پیامبری فرستادیم، با این هدف که خدا را پرستش کنند و از طاغوت، اجتناب نمایند.»
قرآن کریم و روایات ائمه‌ی معصومین (ع) ده‌ها شیوه‌ی تبلیغی از انبیا و پیامبران ذکر می‌کند. آنان علاوه بر دعوت مشترک به توحید، معاد و اصول اخلاقی، بر جنبه‌های خاص نیز تکیه داشته‌اند. پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام نیز، «تبلیغ» به‌ویژه در شکل «خطابه» و «منبر» یکی از ابزارهای اصلی انتقال معارف اسلامی بود، خطبه‌های ارزشمند امام علی (ع)، سخنان گهربار ائمه‌ی معصومین در مناسبت‌های مختلف و تشکیل جلسات علمی و موعظه، مبیّن این اهتمام است. این نکته نیز قابل‌ذکر است که پس از واقعه‌ی کربلا به توصیه‌ی امامان (ع) موضوع عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) نیز به تبلیغ شیعه، جهت خاص داد؛ حوزه‌ی شناخت و عمل با حوزه‌ی عاطفه درهم‌آمیخته شد.
«تبلیغ» و «خطابه» در طول تاریخ تا امروز، دستخوش تحولات فراوان بوده است؛ امّا اساس و بنای آن، به‌ویژه در قالب «منبر»، اصالت خود را حفظ نموده و در فراز و نشیب‌های مختلف تاریخ، مورداستفاده قرارگرفته است. فرآیند «تبلیغ» دربردارنده‌ی عناصر مبلّغ، مخاطب (جامعه‌ی تبلیغی)، موضوع، شیوه، ابزار، هدف، زمان و مکان است. ازآنجاکه عنصر اصلی تبلیغ دینی از قدیم‌الایام «منبر» بوده، لذا به‌عنوان یک رسانه عمومی‌شناخته‌شده است.
ارتباط دین و رسانه با توجه به تنوع پیام‏ها و آموزه‏های دین و متقابلاً تنوع رسانه‏ها و ظرفیت‏های متفاوت آن‌ها، متفاوت خواهد بود. رسانه‏های گوناگون نوشتاری، گفتاری، صوتی و تصویری هر یک به‌تناسب ظرفیت‏ها و محدودیت‏های ذاتی، راهبردهای فرهنگی، سیاست‏های برنامه‏سازی، نوع و قالب برنامه، میزان تقاضا، نقش‏ها، کارکردها، اهداف و انتظارات، نسبت‏های متفاوتی با دین دارند. علاوه بر اینکه اقتضائات و ظرفیت‏های زمینه‏ای و بافت فرهنگی ـ اجتماعی محل فعالیت رسانه، ویژگی مخاطبان، سطح و نوع تقاضا، امکانات بهره‏وری از توان‌های بالفعل و بالقوّه رسانه، درجه و توان حرفه‏ای گردانندگان رسانه، مدیریت رسانه، امکانات جانبی فعالیت‏های رسانه‏ای و… نیز در این نسبت سنجی مؤثر خواهند بود. پیام‌های دینی نیز فی‏نفسه تنوع درخور توجهی دارند. گاه این تنوع در مقام ابلاغ و ارائه، پیچیدگی بیشتری می‏یابد.
برای بررسی آینده رسانه «منبر» نیم‌قرن اخیر در نظر گرفته شد که با فرآیند پژوهی نسبت به آینده‌نگاری منبر اقدام شود، ازاین‌رو خطیب شهیر مرحوم حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی و حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی موردمطالعه قرار می‌گیرد و سپس حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان و حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان موردمطالعه می‌باشند. خصوصیت هر چهار نفر این است که مورد اقبال عمومی قرارگرفته‌اند و جریان ساز بوده‌اند. لذا این تحقیق با فرآیند پژوهی تاریخی منبر این چهار نفر نسبت به آینده‌نگاری تحولات رسانه دینی منبر در افق 1404 جمهوری اسلامی ایران اقدام خواهد نمود.
1.2. اهداف تحقیق
آینده‌نگاری تحولات رسانه دینی نه معطوف به تفسیر متن است و نه صرفاً تحلیل توصیفی متن را مدنظر دارد، بلکه بخشی از روش کار را تشکیل می‌دهد که دارای عملکرد پیش‌بینی است؛ زیرا درک درست از تحولات و تغییرات علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی و تجزیه‌وتحلیل پدیده‌ها بسیار سخت و مشکل است؛ بنابراین فرآیندها، الگوهای تغییر در چیزهای پراهمیت از دید مشاهده‌گر هستند که در طول زمان به وقوع می‌پیوندند و اولین گام در آینده‌پژوهی، کشف فرآیندهایی است که هم‌اکنون در جریان هستند. این روش در حقیقت پیش‌بینی آینده از روی قرائن و شواهد تاریخی است که تغییرات یک داده در گذشته نشان می‌دهد. تجزیه‌وتحلیل فرآیندها به‌ویژه برای سنجش کارایی سیاست‌گذاری‌ها و نمایان ساختن مشکلات در حال ایجاد، مفید هست.
ازاین‌رو «شناسایی رویدادهایی که علیرغم احتمال ناچیز وقوع، اثر بسیار شدیدی باقی می‌گذارند» و «رصد منابع اطلاعاتی» در این روش می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای تدوین سناریوها، نقشه راه یا چشم‌انداز استفاده کرد.
لذا اهداف اصلی این تحقیق عبارت است از:
فرآیندشناسی رسانه دینی منبر طی 50 سال گذشته و بررسی مهم‌ترین تحولات رسانه دینی منبر
1.3. پیشینه تحقیق
باوجود منابع سودمند متعدد درباره آینده‌نگاری و سناریونویسی، پیرامون آینده‌نگاری رسانه‌ها در دنیا مطالعات خوبی صورت گرفته است و برخی از آن‌ها تا افق سال 2050 میلادی را نیز موردنظر قرارداده‌اند، همین‌طور مطالعات بسیاری درباره آینده رسانه‌ها صورت گرفته است، لکن به‌صورت تخصصی آینده‌پژوهی درباره رسانه دینی موردتوجه نبوده است. مطالعه منبر به‌عنوان یک رسانه دینی نیز در دستور کار بسیاری از محققین بوده است و زوایای مختلف آن موردبررسی قرارگرفته است از کتاب «کبریت الاحمر فی شرائط المنبر» مرحوم بیرجندی گرفته تا کتاب «منبر رسانه عمومی جهان اسلام» جناب دکتر خندان؛ لکن نگاه آینده‌پژوهانه به آن نشده است و کمتر مطالعه‌ای به آینده منبر پرداخته است. در زیر به برخی از پژوهش‌های مهم این حوزه اشاره می‌شود:
الف) کاویانی، محمد (1390)، روان‌شناسی و تبلیغات با تأکید بر تبلیغ دینی، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ چهارم.
این کتاب که حاصل پژوهشی در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است، سعی کرده تا کاربرد روانشناسی در تبلیغات را با بیانی ساده و روان، همراه با استحکام علمی و بیان دیدگاه‌های دینی به بحث و تحلیل بگذارد. این کتاب مبتنی بر مکتب خاصی از روانشناسی نیست، بلکه یافته‌های مسلم مکاتب مختلف را موردنظر داشته است؛ لذا ویژگی اصلی این کتاب در دو چیز است: اول اینکه موضوع بحث روان‌شناختی است؛ دوم اینکه همه مباحث به تبلیغات مربوط می‌شود. ازآنجاکه رویکرد این کتاب به تبلیغ دینی هست، در پایان به بحث درباره «مدل تبلیغات دینی» پرداخته است. این کتاب ضمن بررسی ارکان تبلیغ (پیام‌دهنده، پیام‌گیرنده و پیام) به آسیب‌شناسی مشکلات و موانع تبلیغ دینی پرداخته و یک فصل را نیز به جنگ روانی اختصاص داده است.
مدل موردنظر این پژوهش درباره تبلیغ دینی شامل سه رکن است که برای هرکدام وظایفی تخصیص داده‌شده است: 1. حکومت اسلامی، 2. ستادهای تبلیغاتی، 3. مبلغ. پژوهشگر سپس به یک مدل ساختاری ازاین‌دسته‌بندی رسیده است.
ب) مقدسی، محمدباقر (1390)، روشنگری در مجالس حسینی، ترجمه محسن دریابیگی، تهران: سوره مهر، چاپ دوم.
این کتاب با عنوان اصلی «دورالمنبر الحسینی فی توعیه الاسلامیه» رساله دکتری خطیب توانا محمدباقر مقدسی در دانشگاه جهانی علوم اسلامی در لندن است. ناظر علمی این رساله دکتر مرتضی شیرازی (ره) و بعد از وفات ایشان دکتر ابراهیم عاتی بوده است. مقدسی در حدود 40 سال است که به خطابه و سخنرانی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی مشغول است و درواقع این کتاب حاصل مطالعه و تحقیق و تجارب سالیان سال وی است.
بررسی متدیک و علمی منابر حسینی، طرح قواعد و اصول سخنرانی حسینی، بیان ویژگی‌ها و مشخصات ضروری سخنران از اهداف این پژوهش است. مقدسی در این پژوهش از روش اسنادی استفاده کرده اما از روش میدانی نیز بهره برده است. ازآنجاکه این پژوهش پیرامون منبر حسینی بوده است عمده نتیجه‌گیری خود را پیرامون قیام اباعبدالله الحسین (ع) و چگونگی تشریح و ترویج آن قرارداده است. لکن در مبانی نظری، نگاه خوبی به منبر داشته و با توجه به گستره دید نویسنده در استفاده از متون مرتبط در کشورهای مختلف، اثرات بسیاری دارد.
ج) ملا نوری، حسین (1389) روش سخنرانی دینی، قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
این کتاب از مجموعه کتاب‌های آموزشی حوزه هست که محصول فکری گروه مهارت‌های خطابی (حجج‌اسلام آقایان: محمدرضا برادران، علیرضا پناهیان، مرحوم عبدالله ضابط، محمدمهدی ماندگار و حسین ملانوری) هست. این کتاب به‌منظور تدریس در کلاس‌های درس «روش سخنرانی دینی» در دو واحد درسی که شامل 34 ساعت تدریس است، تهیه و تدوین گردیده است. روشمند کردن تبلیغات دینی در ابعاد مختلف آن ازجمله ویژگی‌های این کتاب است. تاریخ، تعریف، اهداف و تقسیمات سخنرانی دینی ازجمله فصول این کتاب است. فصل دوم به حوزه‌های تأثیرگذاری و شاخص‌های موفقیت سخنرانی می‌پردازد و فصل سوم به ترسیم تمهیدات سخنرانی همت گمارده است. فصل چهارم به محتوای سخنرانی پرداخته و فصل پنجم به روش‌های تأثیرگذاری اشاره‌کرده است. فصل ششم و هفتم هم به چینش مطالب در سخنرانی دینی و کیفیت اجرای سخنرانی پرداخته است. این کتاب یک راهنمای عملیاتی برای کسانی است که می‌خواهند تبلیغ دینی از طریق منبر داشته باشند.
1.4. محدودیت‌ها و مشکلات
در انجام این پژوهش مشکلات بسیاری بر سر راه وجود داشت. مهم‌ترین این مشکلات عبارت است از:
1. اسناد لازم کاملاً در اختیار نبود. به‌عنوان‌مثال برخی سخنرانی‌های اولیه مرحوم کافی و شیخ حسین انصاریان در دسترس نبود. دلیل این امر شاید در کمبود وسایل ضبط‌صوت و معروف نبودن ایشان در سال‌های اولیه فعالیت باشد. این موضوع در مورد پناهیان نیز صادق است، البته با این تفاوت که پناهیان در آن سال‌ها (دهه60) موردتوجه نبوده است. سخنرانی‌های دهه 60 انصاریان نیز به‌ندرت موجود بود، باوجوداینکه شروع معروفیت انصاریان طی دهه 60 بوده است.
2. زمان و امکانات تحلیل محتوای سخنرانی‌ها موجود نبود، لذا برداشت از سخنرانی‌ها بر اساس استماع سخنرانی و یادداشت‌برداری از سخنرانی‌ها صورت پذیرفت.
3. عدم مشاهده مشارکتی پژوهشگر در مجالس مرحوم فلسفی و کافی، وی را بر این طریق کشاند که از افرادی که در جلسات ایشان حضور داشته‌اند، مساعدت جسته و نظرات ایشان را به‌خصوص درباره مخاطب شناسی منبرهای ایشان بررسی نماید. متأسفانه عکس یا فیلمی نیز از این سخنرانی‌ها موجود نیست.
4. برخی اسناد موجود درباره نمونه‌های تحقیق متناقض یکدیگر بودند، در این موارد سعی بر رجوع به اسناد اولیه بود. به‌عنوان‌مثال تناقضاتی درباره روش و منش آقایان فلسفی و کافی در برخورد با رژیم پهلوی مشاهده می‌شود و برخی افراد قلم‌فرسایی‌هایی در این حوزه نموده‌اند، جهت رسیدن به اصل موضوع مجبور به مراجعه به اسناد منتشره ساواک شدیم؛ اما آنچه واقعیت است را خدا می‌داند و بس.
5. با توجه به‌جایگاه روحانیت در میان مردم و احترام ویژه‌ای که به ایشان گذاشته می‌شود، برخی بررسی‌ها و نقل‌قول‌ها درباره ایشان فارغ از غلو نیست، لذا سعی شد تأثیر این‌گونه موارد در این تحقیق به حداقل برسد تا فارغ از پیش‌داوری به بررسی و تحلیل موضوع بنشینیم.

2. فصل دوم: چهارچوب مفهومی
2.1. آینده‌نگاری تحولات در افق 1404 جمهوری اسلامی ایران
اشتیاق بشر برای دانستن درباره آینده از عهد باستان وجود داشته ‌است؛ پیشگویان و کاهن‌ها نمونه‌هایی از کسانی هستند که در گذشته تلاش داشتند به نحوی به این اشتیاق در نزد خاص و عام پاسخ دهند. اولین نشانه‌های جدی‌تر توجه بشر به آینده در عصر روشنگری دیده می‌شود، عصری که بشر باور داشت که علوم برای هر چیزی راه‌حلی خواهند یافت. قوانین نیوتن در مورد حرکت، درک و تحلیل بسیاری از پدیده‌ها را ممکن ساخته بود. در اثر رشد شتابان علوم در این دوره، متفکرین عصر روشنگری واقعاً به این نتیجه رسیده بودند که تنها زمان می‌خواهد تا همه قوانین و قواعد جامعه و محیط پیرامون بشر معلوم و آشکار شود.
در همین دوران، برخلاف گذشته که بیشتر متفکرین، افق‌های کاملاً روشنی از آینده (مدینه فاضله)، تصویر می‌کردند، تجسم‌های تیره‌تری از آینده نیز نضج یافت. آثار متفکرینی چون اچ جی ول1، جورج اورول2 و آلدوس هاکسلی3 از زمره چنین اندیشه‌هایی محسوب می‌شود و با چنین نمونه‌هایی است که کلاً آینده‌پژوهی راه خود را به ادبیات باز می‌کند. موفقیت عظیم رمان‌های ژول ورن4 و پا گرفتن سبک علمی تخیلی در ادبیات، در ادامه همین راه رخ می‌دهد.
برگزاری نمایشگاهی در سال ۱۸۹۳ که در آن اختراعات و ابداعات شگفت‌انگیزی نظیر تلفن، لامپ برق و کینتوسکوپ (اولین دوربین فیلم‌برداری) معرفی شد، باعث هیجان عمومی گردید. در همان روزها یک نشریه مطرح، فراخوانی از ۷۴ شخصیت برجسته آن روزگار اعلام می‌کند و از آنان می‌خواهد که در مورد قرن بعدی پیش‌بینی‌هایی به عمل آورند. بعدها معلوم شد که پیش‌بینی‌های آنان تا حد زیادی خوش‌بینانه بوده و در ضمن، تقریباً هیچ‌یک از رخدادهای مهم قرن بیستم نظیر اختراع خودرو، رادیو و تلویزیون، بروز دو جنگ جهانی، کشف انرژی اتمی، پرواز به فضا و البته ظهور کامپیوتر در فهرست آینده‌نگاری آنان یافت نمی‌شد.
اولین فعالیت آینده‌پژوهی در قالب یک تحلیل علمی در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ توسط یک گروه محققین و با سرپرستی ویلیام اف آگبرن5 درزمینهٔ جامعه‌شناسی که علم نوپایی شناخته می‌شد، در آمریکا انجام شد. این گروه برای اولین بار متدولوژی‌های علمی نظیر برون‌یابی6 و بررسی‌های علمی را در مورد فرآیندهای اجتماعی روز آمریکا به انجام رسانده و ضمن انتشار اولین کاتالوگ فرآیندها در آن کشور، موفق به آینده‌بینی‌های مهمی ازجمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق شد. همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال تجزیه‌وتحلیل فناوری‌های مورداستفاده در آلمان و ژاپن، متدهای نوینی برای آینده‌پژوهی ابداع شد و درنتیجه آن دستاوردهای فنّاوری مهم دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شامل رادار، موشک‌های بالستیک قاره‌پیما و حمل‌ونقل هوایی از قبل پیش‌بینی شد.
آینده‌پژوهی به‌مثابه‌یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل7 اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان” را نوشت. او در این زمینه با اشاره به این‌که » هیچ واقعیتی در مورد آینده وجود ندارد»، نتیجه گرفت که یافتن مدارک و استنتاجات برای آینده، نیازمند روش‌هایی غیرمتداول هست.
در سال ۱۹۶۴ نیاز به پیش‌بینی فنّاوری، منجر به انجام یکی از مشهورترین ارزیابی‌ها با استفاده از روش دلفی8 گردید. در چارچوب حمایت‌های موسسه رند9، خبرگان فناوری‌های مختلف طی یک پروژه مشترک مأمور شدند که فناوری‌های نوظهور در یک‌صد سال آینده را پیش‌بینی نمایند. بررسی آنان شش مقوله «تحولات مهم علمی»، «کنترل جمعیت»، «خودکارسازی»، « پیشرفت درزمینهٔ علوم فضایی»، «جلوگیری از جنگ» و «سامانه‌های تسلیحاتی» را شامل می‌شد. این فن از افراد می‌خواست که ضمن ارائه ارزیابی خود، پراکندگی پاسخ‌های سایر خبرگان را نیز در نظر گرفته و پس از بحث در مورد تفاوت‌ها، نهایتاً ارزیابی‌های تجدیدنظر شده خود را ارائه کنند. نتایج این فن به طرز عجیبی در پیش‌بینی ظهور فناوری‌های دهه‌های بعدی، دقیق بود.
آینده‌پژوهان مثبت اندیش نیز در دهه ۶۰ به‌سختی مشغول بودند. دانیل بل10 جامعه‌شناس برای اولین بار اصطلاح «جامعه فرا صنعتی» را در کتابی به همین نام به کار برد. بل سرآغاز تعداد زیادی از آینده‌پژوهان نظیر مارشال مک لوهان11، آلوین تافلر12 و جان نیسبیت13 بود که آینده مورد پیش‌بینی آن‌ها گرچه کمی دیر محقق شد ولی دنیا شاهد تحولات اساسی درزمینهٔ ارتباطات و کسب‌وکار از طریق ظهور کامپیوترهای شخصی در دهه ۸۰ و ظهور اینترنت در دهه ۹۰ بود. آینده و آن‌هم از نوع دیجیتال وارد شده بود. (سایت آینده‌نگاری، به نقل از ویکی‌پدیا: ذیل مدخل آینده‌نگاری)
2.1.1. آینده‌نگاری
ارائه‌ی تعریف مشخص و دقیق از آینده‌نگاری مشکل است؛ چراکه اولاً تفاوت دیدگاه‌های افراد مختلف که آینده‌نگاری را از حوزه‌ی موردعلاقه‌ی خود می‌نگرند، باعث می‌شود تا آنان تعریفی بر اساس دیدگاه موجود در آن حوزه ارائه دهند؛ ثانیاً عمر کوتاه این دانش و سیر تجربیات گوناگون از این دانش باعث گردیده است که مفهوم آینده‌نگاری مرتباً تغییر یابد.
در سال‌های اخیر کشورهای متفاوتی فعالیت آینده‌نگاری را در برنامه‌های ملی خود قرارداده‌اند. هر یک از این فعالیت‌ها بر دانش آینده‌نگاری افزوده است و لذا روزبه‌روز توسعه این مفهوم ادامه دارد.
بن مارتین به‌عنوان یکی از متقدمین و پیشروان بحث آینده‌نگاری مطرح است. اولین تعریفی که تقریباً موردپذیرش عمومی قرار گرفت، متعلق به وی است. وی در سال 1995 آینده‌نگاری تحقیقات را به‌صورت ذیل تعریف نمود: آینده‌نگاری تحقیقات، تلاش سامانمند برای نگاه به آینده‌ی بلندمدت علم، فنّاوری، اقتصاد و اجتماع است که باهدف شناسایی فنّاوری‌های عام نوظهور و تقویت حوزه‌های تحقیقات استراتژیکی است که احتمالاً بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند.
مارتین این تعریف از آینده‌نگاری فنّاوری را دارای پنج جنبه‌ی مهم زیر می‌داند:
1. تلاش برای نگاه به آینده، هنگامی فعالیت آینده‌نگاری نامیده می‌شود که تلاشی سامانمند باشد. این امر تفاوت میان آینده‌نگاری و ساخت سناریوهایی که روزانه برای برنامه‌ریزی‌ها استفاده می‌گردد را نشان می‌دهد.
2. دومین وجه تمایز این فعالیت، نگاه بلندمدت آن است که بسیار فراتر از افق‌های برنامه‌ریزی معمول است. افق زمانی در فعالیت‌های آینده‌نگاری از 5 تا 30 است.

3. سومین جنبه‌ی مورد لحاظ در تعریف آینده‌نگاری، توجه به تعادل میان است. بدین ترتیب، نوآوری تنها محدود به فشار فنّاوری نمی‌شود و به نقش نیازهای برآمده از عوامل اقتصادی –اجتماعی در فعالیت آینده‌نگاری نیز پرداخته می‌شود.
4. تمرکز فعالیت آینده‌نگاری بر فنّاوری‌های نوظهور یعنی تمرکز بر فنّاوری‌هایی است که وارد مرحله‌ی رقابتی نشده‌اند و این امر باعث می‌شود تا دولت، مشروعیت سرمایه‌گذاری و ورود به این حوزه‌ها را به دست آورد.
5. توجه به منافع اجتماعی و عدم تمرکز صرف بر ایجاد ثروت، پنجمین وجه از تعریف فوق است. (ناظمی، ص 27-28)
آن‌گونه که ذکر شد، شدت افزایش دانش آینده‌نگاری باعث گردید تا مارتین در سال 2000 تغییرات بسیار اندکی را در تعریف خود اعمال نماید. به‌این‌ترتیب مارتین آینده‌نگاری را مجدداً به‌صورت ذیل تعریف نمود:
«آینده‌نگاری، فرآیند تلاش سامانمند برای نگاه به آینده‌ی بلندمدت علم، فنّاوری، محیط‌زیست، اقتصاد و اجتماع است که با هدف شناسایی فنّاوری‌های عام نوظهور و تقویت حوزه‌های تحقیقات استراتژیکی است که احتمالاً بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند.» (همان، ص 28)
به‌این‌ترتیب علاوه بر پنج جنبه‌ی مهم قبلی، وی جنبه‌ی ششمی را نیز بر تعریف قائل شد:
6. فعالیت آینده‌نگاری یک فرآیند است. به‌این‌ترتیب که طراحی مناسب فعالیت، حضور بازیگران فعال و کلیدی از گروه‌های ذی‌نفع جامعه مانند جامعه‌ی متخصصین، دولت، صنعت، سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های مصرف‌کننده می‌تواند در جهت ایجاد جامعه‌ی مطلوب آینده مؤثر باشد.
آینده از آن‌کسی است که بتواند آینده را پیش‌بینی یا حداقل آن را تخیل یا ترسیم کند. آینده زمانی است که نیامده و به عبارتی زمانی است که مثل گذشته موجود نیست. چگونه می‌توان درباره چیزی که موجود نیست و نیامده سخن گفت. گذشته نیز موجود نیست ولی آثار آن باقی مانده است که در قالب نشانه‌های تصویری، نوشتاری و یا ذهنی خود را نمایش می‌دهند. در مورد آینده نه خاطره‌ای و نه نشانه‌ای وجود دارد مگر آنکه با توجه به گذشته و نشانه‌ای که از آن باقی مانده و نوع تکرار نشانه‌ها در زمان حال، تصور شود که آینده نیز این‌گونه خواهد بود. توضیح آنکه، این نوع استدلال بر این نکته و باور استوار است که زندگی نوعی تکرار است و آنچه در گذشته رخ‌داده احتمالاً بازهم تکرار خواهد شد. پس آنچه هم‌اکنون، در حال رخ دادن است و در معرض دید انسان واقع می‌شود می‌تواند در آینده نیز رخ دهد. گذشته می‌تواند آینه آینده باشد و فواید مطالعه تاریخ، تسلط بر آینده است. عبرت از تاریخ یعنی فهم آینده، یعنی هر ملتی که تاریخ خود را به‌خوبی دریابد، آینده را به دست خواهد آورد. فردی که به دنبال آینده است بایستی تاریخ را به‌خوبی مطالعه کند. (فیاض، 1388، ص14)
بل نیز آشکارا معتقد است مطالعات آینده نوعی علم و به‌ویژه علمی عملی است؛ زیرا در آن اطلاعات علمی گردآوری‌شده، مبنای طرح و تحقق کنش آگاهانه است. (پورنگ و آقاپور، ص 60)
در یکی از گزارش‌های برنامه‌ی «فورن » که راهنمای عملی آینده‌نگاری منطقه‌ای است، پنج عنصر اساسی در هر برنامه‌ی آینده‌نگاری به‌عنوان عناصر حیاتی آینده‌نگاری شناسایی شدند. این پنج عنصر عبارت‌اند از:
1) آینده‌نگاری، آشکارسازی برآورد و ساختارمندی توسعه است که به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و فنّاورانه بلندمدت می‌پردازد.
2) مباحثات، تحلیل‌ها و پژوهش‌ها در مورد توسعه‌ها و نیازهای ذکرشده در عنصر اول، از روش‌های مشارکتی و تعاملی بهره می‌گیرد. ازاین‌رو گستره‌ی متنوعی از بازیگران فعال را درگیر می‌سازد. این طیف وسیع از بازیگران فعال بسیار فراتر از خبرگان مورداستفاده در روش‌های سنتی آینده‌پژوهی است.
3) استفاده از رویکرد تعاملی باعث ایجاد شبکه‌های اجتماعی جدید می‌شود. در تعدادی از فعالیت‌های آینده‌نگاری از این شبکه‌ها برای کمک به تولید خروجی‌های رسمی و محصولی استفاده می‌نمایند؛ اما در بسیاری دیگر از آینده‌نگاری‌ها ایجاد چنین شبکه‌هایی دارای اهمیتی قابل‌توجه است.
4) محصولات و نتایج رسمی آینده‌نگاری چیزی فراتر از تهیه‌ی سناریوها و آمادگی برای اجرای برنامه‌ها است. آنچه در یک برنامه‌ی آینده‌نگاری حیاتی است، بسط و تکامل چشم‌اندازهای استراتژیک است، در خلال این بسط و تکامل است که احساس تعهد مشترک ایجاد می‌شود.
5) چشم‌انداز مشترک ایجاد شده صرفاً ترسیم یک آرمان‌شهر نیست، بلکه مطلوبیت چشم چنین اندازی با امکان‌سنجی دستیابی به آن چشم‌انداز با هم ترکیب شده است. این چشم‌انداز، به تشخیص و تبیین صریحی در اقدامات و تصمیمات روزآمد جهت پیاده‌سازی آن چشم‌انداز می‌انجامد.
این عناصر حیاتی، عناصری مشترک در فعالیت‌های آینده‌نگاری‌اند که به‌عنوان وجه تفاوت و تمایز آینده‌نگاری با سایر فعالیت‌های حوزه‌ی آینده‌اندیشی و سایر حوزه‌های مرتبط در نظر گرفته می‌شوند. (ناظمی، ص 30-31)
2.1.2. هدف آینده‌نگاری
به‌واسطه‌ی آن‌که آینده‌نگاری دارای ذاتی تعاملی و مشارکتی است‌، لذا فرآیند آینده‌نگاری بسیار مهم‌تر از نتایج و محصولات عینی آن هست. به این خاطر همواره کارکرد‌های فرآیندی این فعالیت موردتوجه قرارگرفته است. بن مارتین و ایروین به‌صورت خلاصه این کارکرد‌ها را به پنج نوع تقسیم‌بندی نموده‌اند. ازآنجایی‌که تمام این کارکرد‌ها با حرف C آغاز می‌شوند، آنان را به‌اختصار 5C نیز می‌نامند. این کارکرد‌ها عبارت‌اند از:
1. ارتباطات: ایجاد ساختاری برای برقراری ارتباط میان اجزای مختلف یک سیستم.
2. تمرکز بر بلندمدت: ترغیب افراد به تمرکز بر بلندمدت به‌صورت جدی و سامانمند.
3. هماهنگی: توانایی گروه‌های مختلف برای هماهنگی در مورد فعالیت‌های آتی خود و خصوصاً فعالیت‌های تحقیق و توسعه‌ای.
4. اجماع: ایجاد اجماع بر روی نتایج آینده‌نگاری و کسب مشروعیت لازم برای پیاده‌سازی و استفاده از نتایج‌.
5. تعهد: ایجاد حس تعهد نسبت به نتایج و ایجاد مسئولیت و پاسخ‌گویی سازمان‌ها در جهت ترجمه و استفاده از نتایج در برنامه‌ها. (همان، ص 48)
یکی از پیش‌فرض‌های آینده‌پژوهی اذعان به وجود گزینه‌های متعدّد آینده است:
• آینده ممکن: هر چیزی اعم از خوب یا بد، محتمل یا بعید، می‌تواند در آینده رخ دهد.
• آینده‌های محتمل: آنچه به‌احتمال بسیار زیاد در آینده به وقوع خواهد پیوست (مبتنی بر استمرار فرآیندهای کنونی در آینده).
• آینده‌های مرجّح: آنچه مطلوب‌ترین و مرجّح‌ترین رویداد آینده به شمار می‌رود.
سوای تأکید بیش‌ازحد برخی صاحب‌نظران بر علم، در توصیف مطالعات آینده، برخی و ازجمله بل به‌وضوح نوعی «نظریه عقلانی آگاهی به آینده» را نشان می‌دهد. او تصمیم‌گیری درباره آینده را همچون گونه‌ای فرایند منطقی توصیف می‌کند. واقعیات جمع‌آوری‌شده و نتایج و برآوردهای احتمالی آن‌ها در آینده ترسیم می‌شود. (پورنگ و آقاپور، ص 124)
 
2.1.3. افق 1404جمهوری اسلامی ایران
افق دید حکومت‌ها در سراسر جهان، هنوز کوتاه‌مدت و محدود به انتخاب‌های بعدی است و به‌ندرت، افق بلند زمانی را اتخاذ می‌کنند؛ یعنی با در نظر گرفتن ضرورت تغییرات مهمی که آغاز شده است، در قرن بیست و یکم با دوره تغییرات بنیادی و وضع اسفناک نسل‌های آینده مواجه هستیم. (پورنگ و آقاپور، ص 60) اما در جمهوری اسلامی ایران با درایت مقام معظم رهبری سند چشم‌انداز 1404 نگاشته شد تا خلأ چشم‌اندازی کشور پر شود و به سمت یک جامعه اسلامی تمدن ساز حرکت نماییم.
جامعه آرمانی می‌تواند آرمان اجتماعی یک طراحی باشد و می‌تواند به‌عنوان علت غایی، طراحی فعلی را با توجه به آینده ترسیم کند، زیرا جامعه فعلی یک جامعه واقعی است و برای رسیدن به یک جامعه آرمانی بایستی هم جامعه واقعی، هم جامعه آرمانی و هم راه رسیدن به آن را به‌خوبی شناخت؛ بنابراین، می‌توان با توجه به موارد سه‌گانه مذکور آینده را طراحی کرد. به‌این‌ترتیب، این‌گونه با آینده‌شناسی یا آینده‌نگری ارتباط پیدا می‌کنند. از فلسفه تاریخ ملت‌های متفاوت، آینده‌شناسی متفاوتی استخراج می‌شود و هر جهان پدیداری یک فلسفه تاریخی نیز بیان می‌کند و هیچ دینی بدون نظر به آینده، نمی‌تواند پیروان خود را امیدوار کند. (فیاض، 1388، ص 25-26)
مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) می‌فرمایند: ما باید به سمت این برنامه پیش برویم، چشم‌انداز بالای قله است، جاده آسفالته نیست که انسان پایش را روی [پدال] گاز بگذارد و به آنجا برسد؛ نه، حرکت کردن، عزم داشتن، فشار به خود آوردن و جریان سریع و سالم خون و تغذیه آن در رگ‌های این کالبد بزرگ که اسمش ملت ایران است و حرکت به سمت قله را لازم دارد.
چشم‌انداز بیست‌ساله ابلاغ‌شده به مسئولان سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، یک امر عملی و منطقی و قابل تحقق است. نباید تصور شود کلماتی که در چشم‌انداز بیست‌ساله پشت سر هم نوشته می‌شود، صرفاً یک آرزوست و بدون محاسبه عملی است. به فضل پروردگار ملت ایران و کشور عزیز ما می‌تواند در طول بیست سال به این آینده برسد.
تحلیل محتوای سند نشان می‌دهد که مؤلفه‌های فرهنگی مندرج در آن به شرح ذیل می‌باشند و انتظار می‌رود متولیان فرهنگی نظام در برنامه‌های خویش آن‌ها را لحاظ نمایند. در اینجا موضوعاتی که به شکل پررنگ‌تری مرتبط با حوزه فرهنگ و اجتماع‌اند احصا و مشخص گردیده‌اند و مؤلفه‌های عمدتاً اقتصادی و سیاسی لحاظ نشده‌اند.
در سند چشم‌انداز تصریح شده که جامعه ایرانی در افق 1404 هجری شمسی جامعه‌ای توسعه‌یافته… متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی است و دارای مجموعه‌ای از ویژگی‌های متعالی است که ایران و مردمانش در سه عرصه داخلی، منطقه‌ای و جهانی باید به آن‌ها نائل گردند که ویژ‌گی‌های هر عرصه به تفکیک در جدول زیر آمده است:
جدول1- ویژگی‌های مورد انتظار جامعه ایرانی و مردمان آن در افق 1404 بر اساس سند چشم‌انداز کشور
ویژگی‌ها
عرصه‌هاویژگی‌های مورد انتظار در افق 1404ملیخصلت‌های بارز ایرانی‌ها عبارت باشد از:1- ایمان 2- ایثارگری 3- مسئولیت‌پذیری4- فعال بودن 5- دارای وجدان کاری 6- برخورداری از انضباط7- برخوردار از رضایت‌مندی 8- دارای روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی9- متعهد به انقلاب اسلامی و شکوفایی ایران 10- افتخار به ایرانی بودن.جامعه ایران، متکی بر اصول اخلاقی و ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی به‌گونه‌ای توسعه‌یافته باشد که ویژگی‌های زیر در آن تحقق یافته باشد:الف- حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها ب- برخورداری از دانش پیشرفتهج- توانایی در تولید علم و فناوری ه- برخورداری از سلامتو- برخورداری از امنیت اجتماعی ز-دارای فرصت‌های برابرح- وجود نهاد مستحکم خانواده د- متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملیمنطقه‌ای1-دستیابی به‌جایگاه اول … علمی و فناوری با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم… جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی،
2-الهام‌بخش جهان اسلام بر پایه با هویت اسلامی و انقلابی خود
3-تأثیرگذاری بر همگرایی اسلامی و منطقه‌ای بر اساس تعالیم اسلامی و اندیشه‌های امام خمینیجهانیدارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.
مذهب ابرقدرتی یعنی مذهبی که با توجه به جهان به دنبال یافتن خود و جهان پدیداری خود است، به‌عبارت‌دیگر به دنبال یافتن جنبه‌های جهانی دین خود است و برای دست‌یابی به هدف مذکور باید به مطالعه ادیان دیگر بپردازد تا بتواند در بعد معرفتی، جنبه‌های قدرتمند خود را به دست آورده و بر آن تأکید کند و آن را گسترش دهد (مثل آمدن مصلح آخرالزمان)؛ و این‌که در یک موضوع خلاصه می‌شود و آن گسترش مطالعه دین در یک مطالعه ناظر به مذاهب دیگران است؛ بنابراین، مذهب در ارتباط میان مذهبی واقع می‌شود و در این فضا سعی می‌کند به‌صورت یک مذهب میان مذهبی رشد کند. در این صورت، مذهب راه را برای ابرقدرتی ساختار، باز می‌کند و یا امکان آن را به وجود می‌آورد، زیرا اگر مذهب به میان مذهبی تبدیل شود فضای رشد مذهب به اوج خواهد رسید و حالت جهان محوری پیدا می‌کند و ارتباط میان فرهنگی راه بسیار مهمی برای مذهب میان مذهبی است. (فیاض، 1388، ص49-50)
اگر بخواهیم رابطه دین و دولت را از صفویه تا حال بررسی کنیم باید بگوییم چهارده دوره وجود دارد:
• دوره صفویه که این رابطه مثبت بوده است. اکثر علما موافق‌اند. گروهی بی‌طرف و اقلیت کمی مخالف که مخالفتشان را نیز چندان ابراز نمی‌کنند، مثل دوران کنونی ما.
• دوره افشاریه که این رابطه عکس شد؛ اکثر علما مخالف، گروهی بی‌طرف و اقلیتی موافق.
• دوره قاجاریه این‌طور نیست. عده‌ای موافق، عده‌ای مخالف و عده‌ای بی‌طرف هستند. غلبه چندانی نیست، بستگی دارد کدام تفکر غلبه کند. اگر میرزای شیرازی بیاید و مسئله تحریم تنباکو مطرح شود، مخالفان بیشترند و …؛ یعنی رابطه دین و دولت در این دوره نه به‌خوبی صفویه است و نه به بدی دوره افشاریه.
• دوره پهلوی؛ که باز بیشتر علما مخالف، عده‌ای بی‌طرف و عده کمی هم آخوندهای درباری و به‌عنوان موافق.
• در جمهوری اسلامی هم دوباره عکس پهلوی شده و مانند دوران صفویه شده است. (نجفی، ص 14)
می‌توان تاریخ پویای ایران را با توجه به نظام رسانه کشور در ادوار نیز زیر مطالعه کرد: از صفویه تا دوره مشروطه، از دوره مشروطه تا زمان رضاخان، از عصر رضاخان تا پایان حکومت پهلوی، از آغاز انقلاب اسلامی تا شروع جنگ، از جنگ تا دو سال قبل از اتمام جنگ، از دو سال مانده به آخر جنگ تا پیروزی دوم خردادی‌ها در سال 76، از دو خرداد تا سوم تیر 84 و از سوم تیر 84 تا حال، همچنین به مطالعه تطبیقی ارتباطی – رسانه‌ای با دیگر کشورهای شرقی و غربی پرداخت تا وضع پویایی رسانه‌ای – ارتباطی و فرهنگی و زندگی ایران را به دست آورد. (فیاض، 1388، ص 126)
2.2. دین و رسانه
2.2.1. فراگرد ارتباطات
« ارتباط» به‌کلی ترین شکل خود اشاره دارد به «فرایندى که پیام‌دهنده پیامى را از طریق وسیله‌ای به دریافت‌کننده‌ای ارسال می‌دارد و اثر یا نتیجه‌ای را موجب می‌شود.» (رشیدپور، ص 3)
بسیارى از صاحب‌نظران بر این باورند که فرایند ارتباط پدیده‌ای است کاملاً نظام گرا و تابع نظام. مفهوم «نظام گرایانه بودن ارتباطات» دربرگیرنده پیوستگى و تعامل میان اجزا و عناصر با یکدیگر است. ازاین‌رو، این مفهوم بیانگر آن است که چگونه اعضا با یکدیگر عمل می‌کنند و بر یکدیگر اثر می‌گذارند. (فرهنگی، ص 20)
با نگاهى گذرا، می‌توان گفت: ارتباط شامل اجزا و عناصر ذیل است:
1. منبع14 پیام را می‌فرستد و در حقیقت، همان فرستنده پیام است.
2. پیام15 چیزى است که باید به دیگرى منتقل شود، خواه براى دادن اطلاعات16 به او و خواه براى اثرگذارى و یا اقناع17 او.
3. گیرنده پیام18 عموماً کسى است که پیام را دریافت می‌کند.
4. محیط19 جایى است که ارتباط برقرار و پیام ارسال می‌شود.
5. کانال ارتباطى20 مجرایى است که پیام از طریق آن ارسال یا دریافت می‌شود.
6. گیرنده معمولاً دریافت و درک پیام را به شکلى که براى فرستنده آشکار شود به وى اطلاع می‌دهد، که ممکن است گفتارى یا غیر گفتاری باشد، این عمل «بازخورد»21 نامیده می‌شود. (سوسمان و دیپ، ص 10)
همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، فرایند ارتباطات شامل شش عنصر فرستنده، پیام، کانال ارتباطى، گیرنده، بازخورد و محیط یا زمینه است. هریک از این عناصر نقشى اساسى و مشخص در موفقیت یا عدم موفقیت ارتباط بر عهده دارند.
شروع ارتباط هنگامى است که فردى (فرستنده) احساسى را بیان می‌دارد، نظرى را مطرح می‌نماید یا نیاز به ارتباط با دیگرى را احساس می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، فرایند ارتباط هنگامى شروع می‌شود که فرستنده می‌خواهد متن پیام خود را با دیگرى (گیرنده) در میان بگذارد.
فرستنده پیام بر اساس محیط فراگیر خود، که حوزه تجربى او را می‌سازد، محتواى مقصود را در ذهن خود شکل می‌دهد و پیشاپیش تأثیر آن را در ذهن خود بر روى دریافت‌کننده پیام می‌سنجد و سپس آن را در چارچوب رمزگذارى خود قرار می‌دهد و به شکل پیام، که می‌تواند گفتارى، نوشتارى، حرکتى و یا غیرکلامى و در بیش‌تر موارد، ترکیبى از کلامى و غیرکلامی‌باشد، ارسال دارد. پیام فرست هرگز پیام را در خلأ ارسال نمی‌دارد؛ او بر اساس قصد و نیتى پیام خود را شکل می‌دهد و آن را در قالب پیام به مقصد و گیرنده پیام ارسال می‌دارد.
در نظام تبلیغ اسلامی که منبر یکی از رسانه‌های آن است، مبدأ پیام دینی، خداوند است (نگارش، ص25) و هیچ منبع پیامی در اسلام به‌غیراز خداوند اعتبار و ارزش ندارد و پیامبر هم که در ارتباط با جامعه بشری نقش فرستنده را ایفا می‌کند، پیام‌هایی را که از خداوند دریافت کرده، ابلاغ می‌کند (خندان، ص190)
در عصر غیبت کبرا تبلیغ بر عهده مسلمانان دانشمند و متقی است (فضل ا…، ص.2). بنابراین علمای دینی، خطبا و واعظان ارتباط گران اصلی در رسانه منبر هستند. مبلغان دینی باید پیامبرگونه به کار تبلیغ بپردازند. چراکه خط نبوت با همه عناصر روحی و فکری و با همه اسلوب‌ها و گام‌های عملی‌اش، در طول زمان، برای مبلغان ادامه دارد (همان، صص95-93).
یکی از عناصر مهم در فرایند ارتباطی، پیام است. در منبر به‌عنوان یکی از رسانه‌هایی که درزمینهٔ تبلیغ اسلامی فعال است. پیام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در تبلیغ اسلامی قرآن، احادیث و روایات از عالی‌ترین نمونه‌های پیام تبلیغی هستند (خندان، ص.190). در مورد اهمیت پیام خداوند متعال در سوره مزمل خطاب به پیامبر اسلام می‌گوید: «انا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً» در حقیقت ما به‌زودی بر تو گفتاری گرانبار القاء می‌کنیم.
قول ثقیل از دیدگاه بعضی از مفسران نشان‌دهنده اهمیت تبلیغ و محتوای آن است. چه محتوایی بالاتر از دعوت مردم به حق، ارشاد و هدایت به اندیشه‌های الهی، بشر را از خود رهاندن و به حق رساندن. با این محتوا، پیام در جایگاه والا قرار دارد (نگارش، ص.26).
هر پیامى باید از طریق یکى از حواس پنج‌گانه ارسال یا دریافت شود. ازاین‌رو، پیام‌ها دیده، شنیده، لمس شده، چشیده و یا استشمام می‌شوند. رسانه‌هاى حسى که پیام‌ها از طریق آن‌ها ردّ و بدل می‌شوند، نقش مجارى ارتباطى را بر عهده دارند. (حسین زاده، ص73)
شکل ارائه پیام و عناصر بیانی به‌کاررفته در آن متناسب با رسانه دینی مورداستفاده، تفاوت‌هایی پیدا می‌کند. شاید بتوان گفت که در اغلب ارتباطات این رسانه‌ها که ارتباط گران آن روحانی بوده‌اند (ازجمله منبر)، شکل ارائه پیام نیز سخنرانی و به صورتی یک‌سویه و بدون مشارکت مخاطبان (حتی در پاره‌ای از کلاس‌های درس حضوری) صورت پذیرفته است و تغییر دراین‌ارتباط و استفاده از گونه‌های مختلف و جذاب ارتباط دوسویه را کمتر می‌توان سراغ گرفت (باهنر، 1385، ص.121).
در اشکال مختلف ارتباطات سنتی می‌توان هر دو شیوه ارائه پیام، یعنی یک‌طرفه و دوطرفه به‌صورت بحث و گفتگو را دید، ولی درمجموع شیوه یک‌طرفه بیشتر مورداستفاده قرار می‌گیرد. شیوه یک‌طرفه بر توده‌های کم‌سواد مؤثرتر است، ولی شیوه دوطرفه از حیث تأثیرگذاری بر افراد و گروه‌های باسواد، تحصیل‌کرده و پخته، کارآمدتر است و به همین دلیل می‌بینیم که ارتباطات سنتی در گذشته و نیز امروز در میان توده‌های وسیع مردم پایگاه محکم‌تری دارد (فرقانی، ص80).
بیان شد که شیوه ارائه پیام در اکثر اشکال ارتباطات سنتی ازجمله منبر یک‌طرفه است؛ اما همین سخنرانی یک‌طرفه اگر خوب و با رعایت تمامی شرایط صورت گیرد و برخی نوآوری‌ها ازجمله سؤال کردن از مخاطب، که اتفاقاً شیوه‌ای قرآنی است: «فاین تذهبون …»(تکویر26) یا «مالکم کیف تحکمون؟» (صافات: 154) و … توسط مبلغ به کار گرفته شود، می‌تواند تأثیر بیشتری داشته باشد.
هر پیامى داراى یک مقصد مشخص یا نامشخص است. به شخص یا گروه یا چیزى که پیام به آن منتقل می‌شود «گیرنده» می‌گویند. براى این‌که پیامى از طرف گیرنده دریافت شود، گیرنده باید پیام را ببیند، بشنود یا انتقال آن را از طرف فرستنده احساس کند. گیرنده پیام با دریافت پیام اثرى می‌پذیرد که ممکن است با آنچه فرستنده در نظر داشت، یکى باشد، که در این صورت، از نظر فرستنده ارتباط به‌درستی کار خود را انجام داده و یا ممکن است متفاوت از آنچه موردنظر فرستنده پیام باشد، متجلّى گردد در آن صورت، عمل ارتباط به‌درستی شکل نگرفته است. در این مورد، قاعده ذیل می‌تواند راهگشا باشد:
MR/MS < 1
Mr = معناى دریافت شده توسط مقصد یا گیرنده پیام22؛
Ms = معناى فرستاده شده توسط پیام فرست23.
بهترین شکل ارتباط در این قاعده، که ارتباط کامل است، آن است که معناى دریافت شده توسط مقصد با معناى فرستاده شده توسط پیام فرست برابر 1 باشد. (فرهنگی، ص 62)
یعنى کل آنچه را پیام فرست ارسال داشته است، به هر طریقى ـ کلامى یا غیرکلامى ـ مقصد یا گیرنده پیام دریافت کند. در بیش‌تر وضعیت‌های ارتباطى، این عدد کوچک‌تر از 1 است؛ بدین معنا که بخشى از معنا و مفهومى که موردنظر فرستنده پیام است، به هر صورت، به گیرنده پیام نمی‌رسد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید