2-1-11 سواد رسانه ای؛ تفکر انتقادی:52
2-1-12 ویژگی های پروژه های سواد رسانه ای:53
2-1-12-1کاوش و اکتشاف فردی53
2-1-12-2تکثرگرایی در موضوعات تحت پوشش55
2-1-12 – 3واکنش به رسانه ها: نقش پاسخ فعال56
2-1-12-4مسئولیت مشترک رسانه ها و مصرف کنندگان57
2-1-12-5ضرورت مشارکت فراگیر در ساختارهای آموزشی:58
2-1-12-6محتوای آموزشِ سوادِ رسانه ای:59
2-1-12-6نقش پژوهش و ارزشیابی:60
2-1-12-7ساختار، قالب ها و وسایل کمک آموزشی:60
2-1-12-8منابع برای افراد، والدین، آموزگاران و سازمان ها:61
2-1-13 دلایل فراگیری سواد رسانه ای:61
1-13-1-2 داشتن آگاهی کامل در خصوص استفاده از رسانه ها:63
2-13-1-2برخورد منتقدانه با محتوای رسانه ها:63
3-13-1-2تحلیل زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تبلیغی محیط رسانه ها64
4-13-1-2رسانه ها، ارزش ها و دیدگاه ها را جایگزین می کنند64
5-13-1-2برداشت افراد مختلف از یک پیام رسانه ای واحد، متفاوت است65
6-13-1-2ارتباطات اجتماعی سالم به وسیله اطلاعات و دانش66
2-1-14 آموزش رسانه چیست؟67
2-1-15 آموزش رسانه، چرا؟68
2-1-17 الگوهای موضوعی در آموزش رسانه ای:74
2-1-18 چرا آموزش سواد رسانه‌ای اینقدر مهم است؟76
2-1-19 مزایای آموزش سواد رسانه ای برای مخاطبان:77
2-1-20 دلایل آموزش سواد رسانه ای از نگاه باری دونکان:78
2-1-21 18 اصل حاکم بر آموزش رسانه‌ای (سواد رسانه‌ای):79
2-1-22 الگوی پنج سطحی سواد رسانه‌ای انتقادی:81
2-1-23 کشورهای پیشرو در آموزش سواد رسانه ای:85
2-1-23 -1آموزش سواد رسانه ای در ژاپن:85
2-1-23 -2آموزش سواد رسانه ای در کانادا:90
2-1-23 فرایندهای شناختی آموزش سواد رسانه‌ای:95
بخش دوم: تفکر انتقادی:96
2-2-1 تاریخچه‌ تفکر انتقادی‌ و تفکر خلاق:97
2-2-3 نظریه« رابرت استرانبرگ » و آموزش تفکر خلاق :104
2-2-4 تبییـن اصول پنجگانه تفکرانتقادی براساس آرای واتسون – گلیزر :107
2-2- 5 چند راهکار علمی آموزش خلاقیت:110
2-2-6 آموزش تفکر خلاق به‌وسیله شیوه‌ تفکر افقی:111
2-2-7 روش ذهن‌انگیزی؛شیوه‌ای خلاق برای آموزش تفکر انتقادی:112
2-2-8 تأثیر اندیشه‌بزرگان و متفکران در ترویج تفکر انتقادی و خلاق:113
2-2-9 ویژگی متفکران منتقد:114
2-2-10 مراحل پیشرفت تفکر انتقادی :115
2-2-11 چرا تفکرانتقادی باید قسمتی از تمام دروس باشد؟116
2-2-12 تفکر انتقادی ، در برابر روش سنتی آموزش :119
2-2- 13 آموزش تفکر انتقادی:121
2-2-14 ضرورت ها و اصول تعلیم و تربیت:122
2-2-15 اهمیت آموزش رسانه ای به کودکان و نوجوانان:123
2-2-16 حضور رسانه ها در زندگی کودکان و نوجوانان:124
2-2-17 پردازش اطلاعات رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان126
2-2-18 سنجش برنامه ها و محتوای رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان129
2-2-19 کارکردها و نقش های مختلف رسانه ها در مورد کودکان و نوجوانان130
2-2-20 10اصل و چند روش مؤثر در کاهش تاثیرات مخرب رسانه‌ها134
2-2-21 میزان تأثیر رسانه‌ها برخانواده‌134
بخش سوم: مدرسه هوشمند142
3-2-1 منظور از مدارس هوشمند چیست ؟142
3-2-2 تعریف مدرسه هوشمند:145
3-2-3 پیشینه هوشمند‌سازی مدارس146
3-2-3 -1پیشینه هوشمند‌سازی مدارس در جهان:146
3-2-3 -2پیشینه هوشمند‌سازی مدارس در ایران147
3-2-4 نگاهی به برخی از شاخص‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشی:148
3-2-5 مقایسه شاخص‌های فاوای برخی از کشورها در حوزه آموزش وپرورش:149
3-2-6 مزایای اجرای طرح مدارس هوشمند :151
3-2-7 مهمترین اهداف مدارس هوشمند:152
3-2-7 مهمترین دلایل تاسیس مدارس هوشمند:153
3-2-9 استمرار فرایند یادگیری دانش آموزان در خارج از مدرسه:158
3-9-10 اسناد پشتیبان مدرسه هوشمند:161
3-2-11 هدف‌های کلان هوشمند سازی مدارس:163
3-2-12راهبردهای کلان هوشمند سازی مدارس در ایران:164
3-2-13 ساز و کار اجرایی هوشمند‌سازی مدارس :167
3-2-14 ساختار تشکیلاتی مدرسه هوشمند:169
3-2-15مولفه‌های اصلی و ارکان هوشمند‌سازی مدارس:170
3-2-15ارزیابی و ارزشیابی در مدارس هوشمند:172
3-2-16 رتبه‌بندی با توجه به رویکرد فاوا درطرح تحول بنیادین:174
3-2-16عملکرد هوشمند‌سازی مدارس در سال تحصیلی 91-90:176

بخش چهارم؛ نظریه ها:179
4-2-1نظریه اجتماعی سواد رسانه ای:179
4-2-2برجسته سازی:180
4-2-3نظریه استفاده و خشنودی:181
4-2-4نظریه گلوله جادویی:183
4-2-5نظریه استحکام یا تأثیر محدود:183
4-2-6نظریه کاشت183
بررسی پژوهش های انجام شده:185
فصل سوم :191
روش تحقیق191
3-1 روش تحقیق192
3-2 جامعۀ آماری194
3-3 روش نمونهگیری195
3-4 حجم نمونه196
3-5 واحد تحلیل196
3-6 معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه196
3-7 ابزار پژوهش197
3-8 محاسن پرسشنامه:197
3-9 تعاریف نظری متغیرهای پژوهش197
3-9-1 متغیر وابسته: سواد رسانه ای197
3-2 متغیرهای مستقل:198
3-10-1 جامعه پذیری198
3-10-2 تفکر انتقادی199
3-10-3 نحوه برقراری با رسانه ها200
3-11 روایی ابزار تحقیق201
3-12 پایایی ابزار تحقیق202
3-13 رویۀ جمعآوری دادهها203
3-14 فنون تجزیه و تحلیل دادهها204
فصل چهارم :205
یافته‌های تحقیق205
فصل پنجم :271
نتیجه گیری و پیشنهادها271
5-1خلاصه ونتیجهگیری از یافتههای توصیفی276
5- 2خلاصه و نتیجهگیری از یافتههای تبیینی288
5-3 پیشنهادات:297
5-3-1پیشنهاد اصلی تحقیق :297
5-3-2 پیشنهاد جانبی تحقیق :297
5-4 محدودیت های تحقیق :297
منابع و ماخذ298
مقدمه:
اکنون که انقلاب اطلاعات و ارتباطات، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و تحولات شگرفی را در عرصه جهانی شدن خلق کرده است، حجم بالای اطلاعات و دانش های تازه، به راحتی از طریق شبکه های اطلاعاتی در دسترس همگان قرار می گیرد و به نظر می رسد”دهکده جهانی” در حال شکل گیری است. در این میان یک موضوع مهم، نحوه برخورد با پیشرفت های پرشتاب و خیره کننده فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن ها در شئون مختلف زندگی است. رسانه ها می توانند همچون ابزاری مفید به انسان معاصر کمک کنند تا با استفاده از آخرین پدیده های علمی، زندگی دلخواه، آرمانی و پرباری داشته باشد؛ ضمن اینکه اگر این ابزار، غلط یا با سوء نیت به کار گرفته شود، می تواند به صورت نیرویی ویران کننده و مصیبت بار عمل کند. برای اینکه بتوان در برابر رسانه های متکثر موجود، مخاطبانی داشت که بتوانند در کنار بهره برداری آگاهانه و فعالانه از این رسانه ها، خود را در برابر چالش ها و پیامدهای مخرب آن ها محافظت کنند، باید “سواد1” جدیدی ایجاد کرد. پس ابتدا به تعریف گسترده تری از “سواد” و افزایش فضای مفهومی آن نیازمندیم که دیگر به معنای توانایی خواندن و نوشتن صرف نیست، مفهومی که از آن به عنوان “سواد رسانه ای2” یاد می شود. “سواد رسانه ای” یا “آموزش رسانه ای3” علاوه بر توانایی ملحوظ در سواد سنتی، که همان توان خواندن و نوشتن است، توانایی تحلیل و ارزشیابی پیام ها و قدرت انتقال اطلاعات به دیگران را در قالب های مختلف و با ابزارهای گوناگون در انسان پدید می آورد. همچنین، با توانمند کردن انسان برای درک شیوه کار رسانه ها مقاوم می سازد.
“سواد رسانه ای” مبحث جذابی در ارتباطات است که می کوشد خواندن سطرهای نانوشته رسانه های نوشتاری، تماشای پلان های به نمایش در نیامده یا شنیدن صداهای پخش نشده از رسانه های الکترونیک را به مخاطبان بیاموزد.(شکرخواه،1380: 79)
“سواد رسانه ای” نهضتی علیه رسانه ها نیست، بلکه عادات رسانه ای افراد را تغییر می دهد و با هوشیار کردن مخاطبان به آن ها می آموزد چطور از رسانه ها استفاده کنند. شهروندانی که سواد رسانه ای دارند، از طریق رسانه میزان آگاهی و توان دریافت اطلاعات خود را بالا می برند و با همین توان به سمت تقویت روحیه انتقادی بیشتر حرکت می کنند و رابطه یکسویه و انفعالی را به جریانی دو سویه و فعال تبدیل می کنند.(راسخ محمدی، 1385 :7) اهمیت سواد رسانه ای و ضرورت آن سال هاست که در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته است و نهادهای دولتی و مدنی برای آموزش و گسترش آن بین اقشار مختلف جامعه تلاش می کنند. برای مثال مدت هاست موضوع “سواد رسانه ای” در کشور کانادا مطرح است و در نظام آموزش عمومی این کشور جای خاص خود را دارد، در ژاپن نیز اندیشه سواد رسانه ای به سرعت گسترش یافته است و در سطح وسیعی در امر آموزش و تولید رسانه ای اندیشیده اند و به مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر و استفاده از تجارب آن ها، اهداف و رویکردهای سواد رسانه ای را متناسب با نیازهای جامعه مشخص کرد و به آموزش آن همت گمارد. برای این منظور نهادهای آموزشی، مدنی، صنفی و رسانه ای باید به این امر کمک کنند و در این میان، رسانه های جمعی به ویژه رادیو و تلویزیون با توجه به طیف وسیع مخاطبان، نقش زیادی در امر آموزش سواد رسانه ای به مخاطبان خود دارند.
درباره کارکردهای وسایل ارتباط جمعی، نقدر و نظر بسیار است، اما بی تردید یکی از مهم ترین آن ها از دیرباز مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است، بخش آموزشی آن است. اهمیت کارکرد آموزشی وسایل ارتباط جمعی در جوامع معاصر تا حدی است که بعضی از جامعه شناسان برای رسانه ها نقش”آموزش موازی” یا “آموزش دایمی” قایل هستند(معتمدنژاد، 1371 :13) آموزشی که از سوی رسانه ها عرضه می شود، غیر تجریدی و چند بعدی است. مطالعات اثبات کرده است که استفاده فعال از حواس پنجگانه در آموزش های رسانه ای، یادگیری را آسان و جذابیت آموزش را دو چندان می کند. سواد رسانه ای نیز مقوله ای است که می توان به طور موثر از طریق رادیو و تلویزیون به مخاطبان آموزش داد.
نقش معلمان در این عرصه شاید این است که تلاش کند راهی را بیابد تا دریابد چگونه می توان دانش اموزان را در درک نقش های چندگانه فرهنگی و اجتماعی رسانه های جمعی در جامعه و میزان تأثیرگذاری رسانه ها یاری رساند، بدون آن که مستقیماً آنان را در مسیری مشخص انداخت. گرچه زیبایی شناسی رسانه ها ممکن است به خوبی با برنامه های درسی سنتی منطبق باشد، اما همچنین جنبه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وسیع تر رسانه ها نیز باید مورد کنکاش قرار گیرند. این که آیا این امر به فعال گرایی مصرف کنندگان منتهی می شود یا خیر به یک اندازه به مشارکت کنندگان و آموزگار بستگی دارد و این در صورتی است که ترکیبی مناسب از کشفیات آزاد و ارزشیابی بی طرفانه ایجاد شده باشد.
در صورتیکه معلمان از سواد رسانه ای مناسبی برخوردار باشند می توانند در نحوه برخورد و تدریس خود مواردی چون تفکر ونگاه نقادانه به رسانه ها، جامعه پذیری مناسب، نحوه مواجهه صحیح با رسانه ها را به دانش آموزان یاد بدهد و این باعث شود که سواد رسانه ای دانش آموزان هم در سطح بالاتری قرار گیرد . این موضوع محقق را برآن داشت تا با انجام این تحقیق تلاش کند تا قسمتی از مسیر پر پیچ و خم گسترش و توسعه مفهوم سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای را بپیماید.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1 بیان مسأله:
محققان و پژوهشگران عرصه ارتباطات سواد رسانه ای را شامل « تحقیق ، تحلیل ، اموزش و اگاهی از تاثیرات رسانه ها نظیر رادیو ،تلویزیون،فیلم،روزنامه ،مجله ، کتاب و اینترنت بر روی افراد و جوامع بشری می دانند»  (کمالی پور ،1385،آن لاین ) بر اساس این تعریف سواد رسانه ای به دنبال آن  است تا در فرد توانایی لازم  برای استفاده از رسانه ها  را  اموزش دهد  به طوری که فرد بتواند ضمن درک و تحلیل و ارزیابی پیام های رسانه های مختلف ، پیام ها و برنامه های  مثبت ، مفید و سازنده را از پیامهای منفی و بی محتوا تشخیص دهد. یعنی فرد اگاهانه در برابر رسانه ها قرار گیرد و توانایی دسترسی به پیام های مورد نظر خود از میان انبوه پیام  ،تجزیه وتحلیل انتفادی ،ارزیابی و ارسال پیام ها در انواع مختلف را پیدا کند .
 تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز  مبرم آموزشی بنا نهاده شده به  سال 1960 میلادی  و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو  و فیلمهای هالیوودی بر می گردد . دراین میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود به طوری که اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود که  محققان رکود تمرکز فکری دانش اموزان در کلاس درس را به عنوان عارضه این تحول اجتماعی بیان می کنند.
اهمیت موضوع زمانی دو چندان شد که پژوهش ها در امریکا نشان داد که یک کودک به طور میانگین روزانه شش ساعت از وقت خود را پای تلویزیون می گذراند.بنابراین با توجه به اثرات سوئی که استفاده بی رویه  از رسانه ها به ویژه تلویزیون ،اینترنت و ماهواره می تواند بر روی افراد به ویژه کودکان  برجای بگذارد لزوم کنترل و نحوه استفاده از رسانه ها در وهله اول مورد توجه محققان قرار گرفت.در این اثنا محققان اعلام کردند که افراد به خصوص کودکان در استفاده کردن از رسانه ها باید حساب شده و در مواجهه با پیام های بیشمار خود را واکسینه کنند یعنی نسبت به رژیم مصرف رسانه ای خود اگاهی یابند و قوه تشخیص و درک پیام های رسانه ها را تقویت نمایند. بنابراین موضوع سواد رسانه ای به عنوان یکی از دغدغه های علم ارتباطات مورد توجه دانشمندان این رشته قرار گرفت.
“دیویی” تفکر انعکاسی را توجه دقیق، فعالانه، و مستمر به اطلاعات و زمینه های حمایت کننده از آن و درنظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات می داند. یادگیرندگان با استفاده از مشارکت فعالانه در این نوع تفکر، می توانند نسبت به یادگیری خود آگاه باشند و آن را کنترل کنند.
به طور کلی، منظور از تفکر انعکاسی آن است که دانش آموز با دقت واندیشه لازم ، برآوردی از دانسته ها و عدم دانسته های خود ارائه دهد . ازاین طریق می تواند در مواجهه با آموزش رسانه ها، برآورد کند که رسانه هاچه چیزی به او می آموزند، چگونه توسط رسانه ها هدایت می شوند، در این مورد چه نکاتی را می دانند، چه چیز باید بدانند و چگونه فاصله بین این وضعیت ها را تشخیص داده و تنظیم و تکمیل کنند.
یادگیری سواد رسانه ای، مستلزم درگیری فعالانه دانش آموزان درجریان این نوع آموزش است و حضور و فعالیت دبیران با میزان سواد رسانه ای بالاتر در این فرآیند نقش به سزایی دارد.بدین ترتیب تقویت تفکر و پرورش اندیشه های دانش آموزان به شیوه تفکر انعکاسی از جمله سازه هایی است که به تعمق و ژرف اندیشی یادگیرندگان دانش آموز در خصوص رسانه ها می انجامد.
در تعلیم و تربیت نوین، یادگیری به معنی جمع آوری اطلاعات نیست . بلکه منظور از آن، شرکت فعالانه یا دگیرنده در کسب تجارب و معنابخشی به آن تجارب است. در این مفهوم، اندیشه و اندیشیدن جایگاه ویژه ای دارد . از این رو، در مورد آموزش رسانه ها حضور دبیران با سواد رسانه ای بالاتر بر توسعه مدل تفکر انعکاسی در تقویت قوای فکری و ذهنی کودکان و وجوانان که در معرض یادگیری مداوم از رسانه ها قرار دارند کمک شایانی می کند و موقعیتی را بر ای آنها فراهم می سازد تا نسبت به آموزش اکتسابی خود از رسانه ها، اندیشه کنند.
در این پژوهش پژوهشگر برآن است تا تاثیر میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران را مورد مطالعه قرار دهد.
1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
درجه نفوذ رسانه در جوامع و تأثیرات آن به‌حدی است که آموزش رسانه، به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. باید تأکید کرد که کودکان و نوجوانان که رسانه در جامعه پذیر کردن آنها نقش بسزایی دارد، از نظر نحوه استفاده از رسانه و تأثیرپذیری از آن با والدین خود تفاوت کامل دارند. آنها بین «جهان» و «جهان رسانه‌ای » فرق نمی‌گذارند و در به کارگیری رسانه بسیار راحت تر از والدین خود عمل می‌کنند.
آموزش رسانه به گفته کومار : « تحلیل اجتماعی – انتقادی رسانه است برای آگاهی و فهم بیشتر نحوه کار رسانه، شناخت کسانی که آن را کنترل می کنند و شکل می دهند، نقش متخصصان، تبلیغات فروش و روابط عمومی در شکل دادن به محتوای رسانه و شیوه های مختلفی که مخاطبان با آن پیامهای رسانه را تفسیر می‌کنند. بنابراین هدف اصلی آموزش رسانه، هشیار کردن، اختیار بخشی در مواجهه با رسانه و برنامهها و محتوای آن است. آموزش رسانه به افراد می‌آموزد پیام را تفسیر و تولید کنند، مناسب‌ترین رسانه را انتخاب کنند و نقش بیشتری در تأثیرپذیری از آنها به عهده گیرند. »
به طور کلی سه جنبه سواد رسانه‌ای عبارتند از :
1ـ ارتقای آگاهی نسبت به الگوی مصرف رسانه‌ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف محصولات رسانه‌ای از منابع رسانه ای گوناگون.
2- آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای انتقادی .
3- تجزیه‌و‌تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.
از این دیدگاه آموزش سواد رسانه‌ای به دانش آموزان، اهداف متعددی را دنبال می‌کند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- ایجاد تفکر خلاقانه، انتقادی و موشکافانه در دانش آموزان نسبت به محتوا و عملکرد رسانهها.
2- شناخت اشکال بصری ارتباط با استفاده از آن در کنار سایر مهارتهای خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن. 
1-3 اهداف تحقیق:
1-3-1 هدف اصلی:
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های غیر انتفاعی شهرتهران
1-3-2 اهداف فرعی :
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های غیر انتفاعی شهرتهران
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران
1-4 سؤالات تحقیق:
1-4-1 سوال اصلی:
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
1-4-2 سوالات فرعی:
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
1-5 فرضیه‏های تحقیق:
1-5-1 فرضیه اصلی:
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی دردبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
1-5-2 فرضیه های فرعی:
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان بر رسانه ها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
1-6 تعریف مفاهیم
تعریف عملیاتی:
1-6-1 سواد:
با ورود به قرن بیست و یکم و ظهور جامعه دانایی محور، مفهوم سواد تغییر پیدا کرده است. سواد، دیگر‌‌‌ همان معنی سنتی توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، بلکه مفهوم سواد در معنای جدید خود شامل سواد دیجیتالی، سواد اطلاعاتی و سواد رسانه‌ای است. با توجه به اینکه در عصر حاضر، شکل و سطح سواد تغییر کرده است؛ همه افراد جامعه نیاز به سوادآموزی در معنای جدید آن دارند. در عصر کنونی کسی که خواندن و نوشتن می‌‏داند و حتی تحصیلات دانشگاهی دارد، ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت و جستجو در آن را نمی‌داند، یا توان درک پیام‌های رسانه‌ای را ندارد، باسواد تلقی نمی‌شود.
1-6-2 سواد رسانه ای:
شامل « تحقیق ، تحلیل ، آموزش و اگاهی از تاثیرات رسانه ها نظیر رادیو ،تلویزیون،فیلم،روزنامه ،مجله ، کتاب و اینترنت بر روی افراد و جوامع بشری است»  (کمالی پور ،1385،آن لاین ) کنفرانس بین المللی سواد رسانه ای نیز در دهه 1990 تعریف زیر را از سواد رسانه ای ارائه کرد:« توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال مختلف».(کرست و پاتر، 1998: 13-5)
از سوی دیگر سواد رسانه ای از نظر برخی دیگر از کارشناسان به معنای فراگیری چگونگی تولید پیام با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی و بصری و … است. مارین بارون، مدیر بخش بخش چند دسانه ای و عضو هیات مدیره آموزشکده زبان انگلیسی مونترال کانادا، سواد رسانه ای را جزو مؤلف های باسوادی می پندارند و می نویسد، امروزه با سواد باید بتوانند:
1. توانایی رمز گشایی، درک، ارزیابی و کار با اشکال مختلف رسانه را داشته باشند.
2. بتوانند متن، صدا و تصویر بیافرینند یا ترکیبی از این عناصر را داشته باشند(قاسمی، 1385: 87)
1-6-3 تفکر انتقادی:
عبارت است از تصمیم گیری عاقلانه مبنی بر این که چه کاری انجام دهیم یا چه باوری داشته باشیم(نوریس، 1985، ص40). تعریف دانشگاهی و جامع تر نیز، تفکر انتقادی را چنین تعریف می کند:«فرایند نظام مند ذهنی مربوط به مفهوم آفرینی، کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزیابی فعالانه و ماهرانه اطلاعات جمع آوری شده یا تولید شده از طریق مشاهد، تجربه، تامل، استدلال یا ارتباطات به عنوان راهنمایی برای باور و عمل». همزمان با ورود به قرن 21، سیستم های اطلاعاتی و ارتباطاتی به طور فزاینده ای دچار پیچیدگی و همه جانبه گرایی شده اند. این پیچیدگی ها موجب شده اند تا پیام های تولید شده توسط رسانه ها، مخاطبان خود را در گوشه و کنار جهان دچار نوعی سردرگمی و تردید در انتخاب پیام ها کنند(بصیریان، 1385،ص34).به عبارت دیگر، در عصر ارتباطات و فن آوری های اطلاعاتی، تلفیق عمودی سیستم های بین المللی رسانه ای، همگرایی رسانه ها، ارتباطات متقابل فرهنگی، و افزایش خروجی های رسانه ای از مباحثات جدی پیرامون گسترش مهارت های مدیریت و مهارت های اطلاعاتی مطرح شده است. آگاهی یافتن درباره استفاده ها و سوء استفاده های ممکن، مزایا و مشکلات مربوط به رسانه ها می تواند به مخاطبان در تعیین تاثیر پیام های رسانه ای یاری رساند (همان منبع، ص35).
1-6-4 تفکر انعکاسی:
توجه دقیق، فعالانه، و مستمر به اطلاعات و زمینه های حمایت کننده از آن و درنظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات است. یادگیرندگان با استفاده از مشارکت فعالان ه در این نوع تفکر، می توانند نسبت به یادگیری خود آگاه باشند و آن را کنترل کنند. به طور کلی، منظور از تفکر انعکاسی آن است که دانش آموز با دقت واندیشه لازم ، برآوردی از دانسته ها و عدم دانسته های خود ارائه دهد . ازاین طریق می تواند در مواجهه با آموزش رسان ه ها، برآورد کند که رسانه هاچه چیزی به او می آموزند، چگونه توسط رسانه ها هدایت می شوند، در این مورد چه نکاتی را می دانند، چه چیز باید بدانند و چگونه فاصله بین این وضعیت ها را تشخیص داده و تنظیم و تکمیل کنند.
1-6-5 جامعه پذیری:
جامعه پذیری همنوایی فرد با هنجارهای گروهی است و هر یک از اعضای جدید گروه به حکم جامعه پذیری رفتار خود را موافق مقتضیات گروه در می آورد و دانسته و یا نادانسته راه و رسم زندگی گروهی را می پذیرد. این جریان از طریق کنش متقابل اجتماعی 1 صورت می پذیرد و مردم به وسیله آن شخصیت خود را به دست آورده و شیوه زندگی جامعه خود را می آموزند. جامعه پذیری فرد را به آموختن هنجارها، ارزش ها،زبان ها، مهارت ها، عقاید و الگوهای فکر و عمل که همگی برای زندگی اجتماعی ضروری می باشد، قادر می سازد.( یان رابرتسون،1373: 112) به برکت اجتماعی شدن، هنجارهای اجتماعی درون ی می شوند، جذب می شوند و با شخصیت روان ی یکی شده و جزئی از آن می شوند که این فرایند توسط آم وزش و از طریق منابع گوناگون صورت می گیرد. ( گی روشه، 1370 : 57 )با افزایش هر چه بیشتر تفکیک حوزه خانه از محل کار و رسمی شدن آموزش، نظارت اولیاء بر جوانان محدودتر شده و رسانه این جای خالی اولیاء را هر چه بیشتر پر کرده و ارزش مندتر می شود. گرچه شاید بیننده خود آگاه نباشد اما اطلا عات و دان ش ها به درون ضمیر ناخودآگاه او جاری شده، بی آنکه خود بداند این ارز ش های تلقینی درآنها دیده می شود . این دانش ها که به صورت تصاویر و به حالت متمرکز تولید می شوند، به وسیله رسانه های همگانی به داخ ل ذهن توده ای، تزریق شده و به همسان کردن رفتار که مورد نیاز نظام تولید صنعتی است کمک می کند.( الوین تافلر، موج سوم،1373 :218) در همان حال برنامه های رسانه ها، گرایش های جوانان به موقعیت های شغلی، مصرفی ، سیاسی، عشق و زندگی خانوادگی را شکل می دهد و از این راه می تواند بر کنترل غیر مستقیم بینندگان خود نقش مؤثری داشته باشد.
در جریان جامعه پذیری افراد توسط تلویزیون، هنجارهای گروهی زیر به افراد آموخته می شود:
1.آداب اجتماعی: شامل غذا خوردن، نشستن، تعاریف کردن.
2.شعائر اجتماعی : مناسک دینی: آداب و تشریفات یک آیین خاص که دارای قدمت و اهمیت فراوان باشد.
3.اخلاق اجتماعی : رسوم اجتماعی مهمی که جامعه نقض آنها را سخت ناپسند بشمارد.
4.مقررات اجتماعی : رسم هایی که جامعه با خواست و آگاهی به وجود می آورد مانند؛ مقررات راهنمایی و رانندگی.( نیمکوف آگ برن : 156)
1-6-6 مواجه با رسانه ها:
رنه اسپتیز به خاطر پژوهشهایش در مورد محرومیتهای عاطفی کودکانی درجه نفوذ رسانه که در شبانه‌روزیها تربیت می‌شوند، و تأثیر بد این محرومیت بر رشد عاطفی و شخصیتی کودکان، شهرت یافته است. وی می‌گوید: «دور نگاه داشتن کودک در سالهای اول زندگی از موقعیتهایی که احساس ناخوشایندی در وی ایجاد می‌کنند، به همان اندازه زیان آور است که محروم ساختن او از آنچه که خوشایندی و خوشحالی وی را برمی انگیزد. هر دو عامل مذکور در سازندگی دستگاه روانی وی دخالت دارند. به کار نگرفتن هر یک از آنها، یعنی نبود مطلق ناخوشایندی و یا خوشایندی در زندگی کودک، به اختلال در شخصیت او منجر می‌شود».
رسانه وسیله‌ای است که این خلاء را پر می‌کند. عصر ارتباطات الکترونیک این امکان را به کودکان و نوجوانان داده است تا از این جعبه جادویی احساس خوشایندی و ناخوشایندی بگیرند.
تأثیرات رسانه‌ها، به ویژه تلویزیون بر کودکان و نوجوانان :
لوی و گلیک در بین مخاطبان رسانه‌ها، سه گروه را از یکدیگر متمایز می‌کنند:
گروه اول: موافقین که از پیش، نظر مساعدی نسبت به برنامه‌های رسانه‌ها دارند.
گروه دوم: معترضین که نگاه انتقادی نسبت به برنامه‌های رسانه‌ها دارند.
گروه سوم: معتدلین که ما بین دو گروه فوق قرار دارند .
رسانه‌ها می‌توانند هم اثرهای سودمند و هم اثرهای زیانبار بر کودکان و نوجوانان بر جای بگذارند. تحقیقات موید آن است که پیامهای تلویزیونی، حداقل گاهی اوقات می‌تواند بر اطلاعات، نگرشها و رفتارهای جوانان امروزی اثر بگذارد.
رسانه‌ها، به ویژه تلویزیون ( ملی یا کانالهای ماهواره‌ای ) معنای زندگی را به کودکان و نوجوانان می‌آموزند و کارکردهای متعددی برای این گروه، خصوصاً برای کمک به گذران زمان آزاد، در اختیار آنان قرار می‌دهند. در این میان تلویزیون ماشین اعجاب انگیزی است که بین دنیای زنده‌ها یعنی انسانها و موجودات مجازی و موجودات بی جان، یعنی ابزارهای تفریحی و بازی قرار می‌گیرد. هر چند کودکان و نوجوانان در سنین بالاتر، تاحدودی می‌توانند در انتخاب برنامه‌ها مداخله کنند، اما پژوهشهای متعدد بیانگر آنند که آنان در برابر تلویزیون نقشی پذیرا دارند. تلویزیون را همانند فردی می پندارند که هر لحظه می تواند داستانی برای آنها بگوید و آنان را سرگرم کند.
تلویزیون می‌تواند چهار نقش را در زندگی کودکان و نوجوانان بازی کند. اولین آن، وقت کشی است ؛ این عمل پاداشی آرامش بخش و جذاب است که باعث می‌شود بخشی از زمان لازم برای تکالیف مدرسه، کارهای خانه و یا بازی در خارج از خانه را به خود معطوف کند. دومین نقش تلویزیون، تلقی آن همچون رویدادی اجتماعی (یا غیر اجتماعی) است. یعنی فرصتی است برای بودن در کنار والدین و یا فرار از خواهران و برادران لجوج. سومین نقش آن کار پردازش اطلاعات است. یعنی این رسانه مستلزم گوش دادن و تماشای همزمان و به خاطر آوردن سلسله‌ای از رویدادهاست که ممکن است محتوایی نامربوط تداوم آن را از میان برده باشد.. نقش چهارم و نهایی آن تجزیه فراهم سازی اطلاعات است؛ یعنی منبعی است برای شناخت و یا پیشداوری، و معلمی است برای آموختن این‌که چه بخریم، چگونه بازی کنیم، مبارزه کنیم و یا عشق بورزیم.
1-6-7 مدرسه هوشمند:
1-7 روش تحقیق:
اصولاً با توجه به ماهیت تحقیق و متناسب با موضوع مورد بررسی ، روش های مختلفی وجود دارد . استفاده از هر یک از روش های تحقیق به ماهیت و زمینه تحقیق ، فعالیت های لازم به نتیجه گیری و میزان مسئولیت محقق در مقابل نتایج و اهداف تحقیق بستگی دارد . با توجه به مسائل مطروحه و مطالعه اسناد و مدارک و همچنین مطالعات تحلیلی در خصوص ادبیات تحقیق،پژوهش حاضراز نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه های اجراء همبستگی می باشد.
1-8 جامعه آماری:
در این تحقیق با توجه به سئوال اصلی و تلاش برای بررسی میزات تاثیر سواد رسانه ای دبیران مدارس دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2 شهر تهران، 4 مدرسه هوشمند این منطقه و 4 مدرسه با روش کار معمول به عنوان نمونه انتخاب شده است. که این مدارس همگی در یک منطقه آموزش و پرورش هستند و دارای تعداد کلاس و دانش آموز یکسان می باشند.
1-9 روش نمونه گیری:
در این تحقیق از روش نمونه‌گیری چند مرحله ای خوشه ای استفاده شده است. به استناد وزارت آموزش و پرورش شهر تهران، تعداد دانش آموزان دختر در مقطع دبیرستان که در مدارس غیر انتفاعی منطقه 2 آموزش و پرورش شهر تهران تحصیل می کنند. جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده اند ،3562 نفر می باشند. که این تعداد در 50 مدرسه تحصیل می کنند. طبق گفته وزارت آموزش و پرورش کلیه مدارس شهر تهران زیر پوشش هوشمند سازی قرار گرفته است که محقق طبق این گفته به تحقیق و بررسی در میان مدارس این منطقه پرداخت و تنها 8 مدرسه را هوشمندتر و قابل بررسی به عنوان مدارس هوشمند تشخیص داد. تشخیص محقق تطبیق شرایط آن ها با شرایط مدرسه هوشمند که به تفصیل در فصل دوم بیان شده است می باشد. بنابراین محقق بر آن شد تا 8 مدرسه کمتر هوشمند را هم برای بررسی مقایسه ای انتخاب نماید . دراین بین تنها 4 مدرسه با محقق همکاری کرد که در مجموع 200 دانش آموز داشت بنابراین4 مدرسه هم در قسمت مدارس غیر هوشمند انتخاب شد. همگی این مدارس در قسمت شمال منطقه مورد پژوهش(2آموزش و پرورش شهر تهران) قرار دارند. از نظر تعداد دانش آموز هم یکسان هستند یعنی هر دو گروه هوشمند و غیر هوشمند 200 دانش آموز دارند. هر دو گروه جزو مدارس غیر انتفاعی هستند و طبق ارزشیابی وزارت آموزش و پرورش دارای درجه 1 می باشند.
بنابراین نمونه ی مورد بررسی 200 دانش آموز در 4 مدرسه هوشمند و 200 دانش آموز در 4مدرسه غیر هوشمند می باشد.
1-10 روش گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات :
در این تحقیق داده های حاصل از گردآوری پرسشنامه ها به دو طریق مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند:
در مرحله نخست داده ها به شیوه آمارتوصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند که در این قسمت از طریق جداول،اشکال و نمودارها و… به توصیف آنها پرداخته می شود.و در مرحله دیگر به روش تحقیق همبستگی،از طریق آزمونهای آماری مناسب رابطه مؤلفه های سواد رسانه ای و شکل گیری وتوسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی مورد بررسی قرار می دهد.
فصل دوم :
مبانی نظری تحقیق
مقدمه:
در این بخش پس از بررسی مفهوم سواد رسانه ای، پیشینه آن، تاریخچه و مسایل پیرامون آن به بررسی تفکر انتقادی و در انتها بررسی فرآیند هوشمند سازی مدارس و تقویت تفکر انتقادی می پردازیم.
2-1-1سواد:
با ورود به قرن بیست و یکم و ظهور جامعه دانایی محور، مفهوم سواد تغییر پیدا کرده است. سواد، دیگر‌‌‌ همان معنی سنتی توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، بلکه مفهوم سواد در معنای جدید خود شامل سواد دیجیتالی، سواد اطلاعاتی و سواد رسانه‌ای است. با توجه به اینکه در عصر حاضر، شکل و سطح سواد تغییر کرده است؛ همه افراد جامعه نیاز به سوادآموزی در معنای جدید آن دارند. در عصر کنونی کسی که خواندن و نوشتن می‌‏داند و حتی تحصیلات دانشگاهی دارد، ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت و جستجو در آن را نمی‌داند، یا توان درک پیام‌های رسانه‌ای را ندارد، باسواد تلقی نمی‌شود.
2-1-2 انواع سواد:
2-1-2-1سواد دیجیتالی4 :
مردم، هنوز نحوه استفاده صحیح از کامپیو‌تر و تجهیزات کامپیوتری را نمی‌‏دانند و در نتیجه کامپیو‌تر در بسیاری از خانه‌ها تبدیل به وسیله تزئینی یا وسیله بازی شده است. در جامعه مبتنی بر دانایی، اکثر مشاغل، به سواد، دانش و مهارت‌های جدید از جمله توانایی کار با کامپیو‌تر و اینترنت نیاز دارند. بنابراین مردم به ویژه، دانش آموزان، دانشجویان، اساتید و شاغلان باید مهارت استفاده از اینترنت و جستجوی اطلاعات در آن و مهارت بهره‌گیری از نرم افزارهای عمومی و تخصصی را داشته باشند.
کامپیوتر‌ها نحوه آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها را تغییر داده است، در مدارس و دانشگاه‌ها دانش آموزان یا دانشجویان می‌آموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را که از اینترنت می‌گیرند پردازش کنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند. آن‌ها می‌توانند به منابع و اطلاعات علمی در سراسر جهان دسترسی پیدا کنند. اگر دانش آموزان یا دانشجویان سواد دیجیتال نداشته باشند، نمی‌توانند همگام با این تحولات پیش روند. کارمندان و شاغلان با بهره‌مندی از سواد دیجیتال و استفاده صحیح از امکانات و تجهیزات فناوری اطلاعات، می‌توانند با بهره وری، سرعت و دقت بیشتری کار خود را انجام دهند.
سواد دیجیتالی شامل مهارت‌های زیر خواهد بود:
مهارت کار با سیستم عامل‌ها و راهبری عمومی کامپیو‌تر
مهارت استفاده از امکانات اطلاعاتی اینترنت نظیر جستجو و یابش اطلاعات در اینترنت و پایگاه‌ها و منابع علمی و اطلاعاتی و دانشنامه‌های اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات ارتباطی اینترنت نظیر پست الکترونیک، شبکه‌های اجتماعی، تالارهای گفتگو، گروه‌های خبری، سیستم‌های پیام رسانی فوری و کنفرانس‌های اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات همکاری اینترنت نظیر سیستم‌های دورکاری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، پرداخت اینترنتی، بانکداری اینترنتی، دولت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی.
مهارت کار با نرم افزارهای عمومی نظیر نرم افزارهای چندرسانه‌ای، آموزشی، واژه‌پرداز، صفحه گسترده، پایگاه داده، طراحی و گرافیک و …
مهارت استفاده از نرم افزارهای تخصصی مربوط به رشته تخصصی هر فرد نظیر نرم‌افزارهای آماری، برنامه‌نویسی، مهندسی، محاسباتی، اقتصادی، حسابداری، مدیریتی و …
مهارت استفاده از امکانات و تجهیزات سخت افزاری نظیر کامپیو‌تر خانگی، لپ تاپ، تبلت، تلفن همراه هوشمند، پرینتر، اسکنر و …
2-1-2-2سواد اطلاعاتی5:
افراد در عصر اطلاعات و جامعه مبتنی بر دانش، به منظور دسترسی به منابع اطلاعاتی و استفاده از آن، باید سواد اطلاعاتی داشته باشند. سواد اطلاعاتی مجموعه مهارت‌ها و توانمندی‌هایی است که فرد را قادر می‌سازد، نیاز اطلاعاتی خود را تشخیص دهد، منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی لازم را شناسایی کند، به تدوین روش جستجو در این منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی بپردازد و پس از انجام جستجو، اطلاعات به دست آمده را ارزیابی کرده و به منظور تولید اطلاعات جدید، پیوند لازم بین اطلاعات جدید را با دانش قبلی خود برقرار سازد.
عوامل متعددی باعث شده است، سواد اطلاعاتی در جامعه دانایی محور اهمیت روزافزونی بیابد، برخی از این عوامل عبارتند از:
انفجار اطلاعات و در نتیجه آن آلودگی اطلاعات
توسعه فناوری اطلاعات و پیوند مستمر آن با زندگی روزمره انسان‌ها
تغییر در شیوه‌های آموزشی و توجه به جایگاه پژوهش و تحقیق در آموزش
افزایش تنوع در قالب‌های منابع اطلاعاتی
مهارت‌های مختلف سواد اطلاعاتی عبارتند از:
مهارت تشخیص نیاز اطلاعاتی
مهارت شناسایی روش‌های دسترسی به اطلاعات و منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی
مهارت تدوین راهبردهای جستجو در اطلاعات
مهارت جستجوی ساده و تخصصی در منابع اطلاعاتی
مهارت مقایسه و ارزیابی اطلاعات به دست آمده از جستجو
مهارت سازماندهی، برقراری ارتباط بین اطلاعات به دست آمده و اطلاعات و دانش قبلی فرد.(فاطمه شعبانی و سمیه فاطی زاده:1390)
2-1-3 سواد رسانه ای:
بر اساس نظر جیمز پاتر6، بسیاری از افراد واژه سواد را با رسانههای چاپی ربط می دهند و آن را معادل توانایی خواندن قلمداد میکنند. برخی نیز، در رویارویی با رسانه های دیگری همچون فیلم و تلویزیون، این اصطلاح را به سواد دیداری7 بسط می دهند. نویسندگان دیگری نیز از اصطلاحاتی نظیر سواد رایانه ای8 و سواد خواندن9 استفاده می کنند، اما هیچ یک از این ها معادل «سواد رسانه ای» نیستند، بلکه صرفا اجزای سازنده آنند. «سواد رسانه ای» شامل تمام این توانایی های ویژه و نیز چیزهای دیگری است. اگر خواندن بلد نباشیم، از رسانه های چاپی چیزی دستگیرمان نمی شود. اگر در درک آداب دیداری و روایی مشکل داشته باشیم نمی توانیم از تلویزیون یا فیلم چیز زیادی بفهمیم. اگر نتوانیم از رایانه استفاده کنیم. ازآنچه به مرور زمان در مهم ترین رسانه رخ می دهد، بی خبر می مانیم. در واقع، سواد رسانه ای فراتر و عمومی تر از این توانایی های ویژه است. بدین ترتیب، سواد رسانه ای چنین تعریف می شود:
سواد رسانه ای مجموعه ای از چشم اندازها10 یا جنبه های فکری است که ما برای قرار گرفتن در معرض رسانه، فعالانه11 از آنها بهره برداری می کنیم تا معنای پیام هایی را که با آنها روبه رو می شویم، تفسیر کنیم. ما چشم اندازهای خود را با استفاده از ساختارهای دانش خود می سازیم و برای ساختن ساختارهای دانش، به ابزار و مواد اولیه نیاز داریم. این ابزار، مهارت های ما و ماده اولیه، اطلاعات به دست آمده از رسانه ها و دنیای واقعی است. استفاده فعالانه از رسانه ها بدان معنی است که ما از پیام ها آگاهیم و به طور خودآگاهانه با آن ها تعامل داریم. به طور سنتی، سواد رسانه ای به توانایی تحلیل و ارزیابی محصولات رسانه ای و به طور گسترده تر به ایجاد ارتباط موثر و از طریق نگارش خوب اطلاق می شود. طی نیم قرن گذشته، سواد رسانه ای شامل توانایی تحلیل شایسته و به کارگیری ماهرانه روزنامه نگاری چاپی، محصولات سینمایی، برنامه های رادیویی و تلویزیونی و حتی اطلاعات و مبادلات رایانه ای (از جمله تعاملات زمان واقعی از طریق شبکه جهانی اینترنت) شده است.(بروان،1998: 44)
بر این اساس، برخی کارشناسان حوزه ارتباطات سواد رسانه ای را “توانایی دستیابی، تجزیه و تحلیل، نقد، ارزیابی و ایجاد پیام های رسانه ای به گونه های مختلف” تعریف می کنند. کارشناسان ارتباطات معتقدند، فرد با مهارت سوادرسانه ای قادر است به طور منتقدانه، درباره آنچه در کتاب، روزنامه، مجله، تلویزیون، رادیو، فیلم، موسیقی، تبلیغات، بازی های ویدیویی، اینترنت و… می بیند، می خواند و می شنود، فکر کند. گروهی از دانشمندان سواد رسانه ای را “تقویت تجارب رسانه ای” تعبیر می کنند.(همان منبع)
کنفرانس بین المللی سواد رسانه ای نیز در دهه 1990 تعریف زیر را از سواد رسانه ای ارائه کرد:« توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال مختلف».(کرست و پاتر، 1998: 13-5)
از سوی دیگر سواد رسانه ای از نظر برخی دیگر از کارشناسان به معنای فراگیری چگونگی تولید پیام با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی و بصری و … است. مارین بارون12، مدیر بخش بخش چند دسانه ای و عضو هیات مدیره آموزشکده زبان انگلیسی مونترال کانادا، سواد رسانه ای را جزو مؤلف های باسوادی می پندارند و می نویسد، امروزه با سواد باید بتوانند:
توانایی رمز گشایی، درک، ارزیابی و کار با اشکال مختلف رسانه را داشته باشند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید