دانشگاه آزاد اسلامي شماره:
سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي تاريخ:
باسمه تعالي پيوست:
تعهد نامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب بهراد محرم زاده دانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد نا پيوسته در رشته روانشناسي عمومی كه در تاريخ 30/11/90 از پايان نامه خود تحت عنوان ” اثر بخشي اموزش تاب آوری بر میزان و پرخاشگري واحساس تنهایی دانش آموزان پسر پايه سوم راهنمايي شهر رشت ” با كسب نمره 18 درجه عالي دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم :
1)اين پايان نامه / رساله حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاورد هاي علمي و پايان نامه ، كتاب ، مقاله و …) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رويه موجود ، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده ام .
2) اين پايان نامه / رساله قبلا” براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي ( هم سطح ، پايين تر يا بالاتر ) در ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي ارايه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ كتاب ، ثبت اختراع و. … از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوز هاي مربوطه را اخذ نمايم .
4)چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگي : بهراد محرم زاده
تاريخ و امضاء

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تنکابن
پایان نامه برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
روانشناسی عمومی
عنوان:
اثربخشی آموزش تابآوری برمیزان پرخاشگری و احساس تنهایی دانش آموزان پسرسال سوم راهنمایی شهررشت در سال تحصیلی91– 90
استاد راهنما:
دکتر مرتضی ترخان
استاد مشاور:
دکتر بهمن اکبری
نگارنده
بهراد محرم زاده
زمستان1390
Eslamic Azad university
tonekabon branch
Thesis for MA general psychology
Title:
Effectiveness of resiliency training on aggression and Loneliness of the Third-year guidance male students of Rasht (90-91 school Year)
Supervisor:
Dr.Morteza Tarkhan
Advisor:
Dr.Bahman Akbari
By:
Behrad Moharam zade
Winter 2012
سپاسگزاری
سپاس بی نهایت از پروردگارم ، راحت جانم، انیس قلبم و مایه آرامشم.
سپاس بی انتها از یارو یاورم، امام و دانشمند عصر و زمانم که تمام هستی ما بر مدار وجود عزیزش می چرخد.
سپاس فراوان از اساتید بزرگوارم، جناب اقای دکتر مرتضی ترخان، جناب آقای دکتر اکبری و سایر استادان ارجمندی که جرعه ای از دانششان در کامم بسیار گوارا آمد.
تقدیم
تقدیم به همسرم ،همراز، همراه و همسفرم.
به مادرم که مادر است و هیچ واژه ای جز “مادر” نمی تواند او را وصف کند.
به مرحوم پدرم،سایه پر محبتی که رفت از سرم . ابری بود که دیگر نمی بارد.
به شیرینترین میوه های زندگیم مهدی وهستی به پاس لحظههای صبورانشان که در این چند سال سپری نمودند و از خواستههای کوچک و بزرگ خودشان چشم پوشیدند
فهرست مطالب
فصل اوّل: کلیات پژوهش
چکیده پژوهش.1
بيان مسأله6
اهميت و ضرورت پژوهش9
هدفهاي پژوهش10
فرضیههاي پژوهش10
تعاریف مفهومی متغیرهای پژوهش11
تعاريف عملیاتی متغیرهای پژوهش11
تعريف متغیر کنترل12
فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق13
مقدمه14
نوجوانی14
خصوصیات دوره نوجوانی14
رشد فردی واجتماعی دوران نوجوانی19
هویت وهویت یابی دردوره نوجوانی16
تاب آوری17
تعریف تاب آوری17
ظهورتاب آوری20
تابآوری و آسیبپذیر20
ارتباط بین تابآوری، مراحل رشد روانی، شناختی، اجتماعی و سلامت روان22
الگوی تابآوری و آسیبپذیری23
ویژگیهای افراد تابآور24
وجوه تاب آوری26
ویژگیهای دخیل درتاب آوری27
سخت‌رويي کلیدی برای تابآوری29
مؤلفههای تابآوری29
پژوهشهای انجام شده در این زمینه31
پرخاشگری23
تعریف پرخاشگری24
پرخاشگری،خشم،خصومت37
تاریخچه پرخاشگری38
نظریه های مربوط به پرخاشگری49
شالوده زیستی پرخاشگری52
علل و عوامل پرخاشگری53
انواع رفتارهای پرخاشگرانه55
زیانهای پرخاشگری58
پرخاشگری در نوجوانان59
احساس تنهايي61
تعریف احساس تنهایی63
شناخت احساس تنهایی67
دربرابراحساس تنهایی چه میکنیم67
انواع احساس تنهایی67
رابطه احساس تنهایی با ترس واضطراب69
با احساس تنهایی چگونه برخورد می کنیم70
چند توصیه برای رفع احساس تنهایی70
طبقه بندی ویس از احساس تنهایی73
ارتباط احساس تنهایی با کودک آسیب دیده درون73
تفاوت احساس تنهایی با کمرویی و افسردگی74
احساس تنهایی درروان شناسی75
ریشه های احساس تنهایی76
رابطه بین ترس و احساس تنهایی77
رابطه احساس تنهایی با شخصیت خود محور78
روش ازبین بردن احساس تنهایی78
ایا درمان قطعی برای احساس تنهایی وجود دارد؟79
اثرات احساس تنهایی در دوره نوجوانی82
نظریه های مربوط به احساس تنهایی83
فصل سوّم: فرايند پژوهش96
مقدمه97
جامعه آماري97
نمونه آماری98
روش جمعآوری اطلاعات97
روش و طرح پژوهش98
ابزارهای اندازهگیری98
پایایی وروایی مقیاس تنهایی98
پایایی وروایی مقیاس پرخاشگری99
خلاصه پکیج آموزش تاب اوری100
روش تجزیه و تحلیل دادهها101
فصل چهارم: يافته هاي پژوهشي102
یافته ها104
فرضیه اول104
فرضیه دوم109
فرضیه سوم110
فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري111
مقدمه112
بحث و نتیجه گیری فرضیه اول113
بحث و نتیجه گیری فرضیه دوم119
بحث و نتیجه گیری فرضیه سوم117
محدودیتها و پیشنهاد‌ها119
پیوستها120
منابع132
چکیده انگلیسی145
فهرست جداول و نمودارها
جدول 1-3: طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل98
جدول 1-4: بررسی اثر تعاملی105
جدول 2-4: آزمون باکس جهت بررسی همگنی ماتریس106
جدول3-4: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس106
جدول 4-4: میانگین اولیه107
جدول 5-4: میانگین تعدیل شده107
جدول 6-4: آزمون اندازه اثر بر اساس لامبدای ویلکز108
جدول 7-4: نتايج آزمون اثر آموزش تاب آوری برکاهش احساس تنهای109
جدول 8-4: نتايج آزمون اثر آموزش تاب آوری برکاهش پرخاشگری110
فهرست پیوستها
پیوست شماره 1: پرسشنامه پرخاشگری باس و پری(1992)121
پیوست شماره 2: پرسشنامه احساس تنهایی123
پیوست شماره 3: خلاصه پکیج اموزش تاب اوری125
چكيده
هدف: پژوهش حاضر به منظوربررسی اثربخشی آموزش تاب اوری بر میزان پرخاشگری و احساس تنهایی دانش آموزان پسرسال سوم راهنمایی انجام شد روش: این پژوهش از نوع تحقیق آزمایشی با طرح دو گروهی پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل است. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامههای احساس تنهایی ،پرخاشگری وتاب اوری بهره گرفته شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل 30 نفر از دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی شهر رشت است که به روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی ساده انتخاب شده و به شيوه تصادفی در دو گروه آزمايشي و كنترل گمارده شده اند. سپس برنامه آموزش تاب اوری به عنوان متغير مستقل ،طی 10 جلسه 75 دقيقه ای و در طول دو ماه ونیم،بر گروه آزمايشی اعمال شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل كواريانس چند متغيره (مانكوا) و با استفاده از نرم افزار کامپیوتری 18 SPSS بهره گرفته شده است.يافته ها: نتايج نشان مي دهند كه F مشاهده شده از نظر آماري در سطح( 05/0 p< ) معني دار است. نتيجه گيري: بر اساس يافته ها، اجرا برنامه آموزش تاب اوری می تواند در کاهش پرخاشگری و احساس تنهایی دانش آموزان پسر موثر باشد. بنابراین در نظر گرفتن این برنامه در مدارس،می تواند برای دانش آموزان مفید باشد.
واژگان کلیدی : تاب آوری، پرخاشگری،احساس تنهایی ،دانش آموزان.
مقدمه
تابآوری1 به عنوان یکی از سازههای اصلی شخصیت برای فهم انگیزش، هیجان و رفتار مفهومسازی شده است(بلاک،2002). ورنر و اسمیت2(1992) تابآوری را ساز و کار ذاتی خود اصلاحگری انسان میدانند. افزون بر این به باور ورنر(1997) تابآوری، صرف نظر از خطرات تهدیدکننده، عاملی بالقوه در همه افراد برای تغییر و دگرگونی است. بلاک(2002) بر این باور است که تابآوری توانایی سازگاری با شرایط محیطی و مهارگری وقایع پیشبینی نشده است(لتزرینگ، بلاک و فوندر،2005). هسته مرکزی سازه تابآوری را این پیش فرض تشکیل میدهد که فطرتی زیستشناختی برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد( طبیعت خود- اصلاحگری ارگانیسم انسانی) که به طور طبیعی و در شرایط معین محیطی میتواند آشکار شود(ورنر،1997). به باور ماستن(2001) هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسان تأمین گردد، آنگاه تابآوری به ظهور میرسد. در نتیجه فرآیند تابآوری، اثرات ناگوار، اصلاح یا تعدیل میشوند و یا حتی ناپدید میگردند(توگارد و فردریکسون، 2004؛ انزالیچت، ارنسون، گود و مککی،2006؛ فریبرگ، هجمدال، روزنوینگ، مارتینوسن، اسلاکسن و فلاتن،2006).
از سوی دیگر تابآوری سازگاری درونی و بیرونی فرد تحت شرایط چالشانگیز است که فرد بدون آسیبپذیری زیاد به مبارزه با شرایط چالشانگیز میپردازد و یا با این شرایط سازگار میشود(هانتر و چندلر، 1999). بنابراین، تابآوری مؤلفهای است که به افراد کمک میکند تا با جهانی که دائماً در حال تغییر است، سازگار شوند. فریبرگ، بارلاگ، مارتینسون، روزنبرگ و هجمدال(2005) در پژوهشی نشان داد که تابآوری به فرد این توانایی را میدهد تا فردی تأثیرگذار باشد و در مقابل شرایط سخت به صورت انعطافپذیری واکنش نشان دهد. بنابراین، با توجه به مطالب فوق منطقی است که در حیطه تابآوری به مسأله سلامت روانی3 نوجوانان بپردازیم چون در نوجوانان این توانایی وجود دارد تا بتوانند در شرایط چالشانگیز و در هنگام بروز مشکلات خود را با آن شرایط انطباق دهند و سلامت روانی بهتری را داشته باشند و پژوهشها نیز حاکی از آن است نوجوانانی که این خصیصه در آنها بیشتر وجود دارد، رفتارهای آسیبرسان4 کمتری را نشان دادهاند و همچنین در سلامت روان نمره بهتری را کسب کردهاند(ورنر، 1995).
همچنین خلق مثبت یکی از عواملی است که منجر به افزایش تابآوری و رضایت از زندگی میشود. پژوهشها حاکی از آن است افرادی که خلق مثبت بالایی دارند، معمولاً تابآوری آنها نیز بالاتر است.
در سالهای اخیر رویکرد روانشناسی مثبت نگر5، با شعار توجه به استعداد ها و توانمندی های انسان، مورد توجه حوزه های مختلف روانشناسی قرار گرفته است. این رویکرد، هدف غایی خود را شناسایی سازه ها و شیوه هایی می داند که بهزیستی6 و شادکامی انسان را فراهم می کند. از این رو عواملی که موجبات تطابق هرچه بیشتر آدمی با نیازها و تهدیدهای زندگی را سبب گردند، بنیادی ترین سازه های مورد پژوهش این رویکرد می باشند. در این میان تاب آوری7 جایگاه ویژه ای، مخصوصا در حوزه های روانشناسی تحولی، روانشناسی خانواده و بهداشت و سلامت روانی به خود اختصاص داده است (کمبل-سیلس، کوهان و استین8، 2006). تاب آوری، فرایند توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز علیرغم شرایط چالش برانگیز و تهدید کننده تعریف شده است (گارمزی و ماستن9 ، 1991) و نه تنها در برگیرنده شکست ناپذیری در حالت های اضطرابی می باشد، بلکه توانایی های بالاتری برای پوشش مجدد حوادث ناگوار می باشد(گارمزی،1991).
واژه تاب آوری را می توان به صورت بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد. پس تاب آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر) است. این شرایط خود به خود ایجاد نمی شود مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد، بکار گیرد (کاظمی،1383).
تاب آوری با در نظر داشتن توام شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخ گویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح می شود. مفهوم تاب آوری یک راه حل امید بخش و خوشایند است، زیرا سرانجام سختی ها و شرایط بد دوران کودکی می تواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سال های بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات می توان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد (کاظمی،1383).
مدی و خوشابا10 (1994) بر این عقیده اند که سرسختی روانی11 یا همان تاب آوری، یکی از شاخصه‌های سلامت روانی است و برای افزایش سلامت روانی افراد می باید تاب آوری آنها را افزایش داد.

فصل اول
کلیات تحقیق
بيان مسأله
تاب آوری از جمله این ویژگی های بسیار مهم است که می تواند در بالا بردن سطح بهداشت روانی افراد تاثیر بسزایی داشته باشد. تاب آوری ظرفیت بازگشتن از دشواری پایدار و ادامه دار و توانایی در ترمیم خویشتن است این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد. تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی دیگر متفاوت است و می تواند به مرور زمان رشد کند یا کاهش یابد و براساس خود اصلاح گری فکری و عملی انسان در روند آزمون و خطای زندگی شکل می گیرد(قاسم نژاد، قربانی، 1387)
واژه تاب آوری را می توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد. پس تاب آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار با وجود عوامل خطر است. این فرایند خود به خود ایجاد نمی شوند مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه پذیری کمتر و حداکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده فردی ومحیطی در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد بکار گیرد. تاب آوری در مورد کسانی بکار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند از این رو شاید بتوان نتیجه گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست. عوامل تاب آور باعث می شوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت های موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمون ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آنها سر بلند بیرون آید(محتشم، امینی راد، 1387)
اینکه چرا پدیده ای به نام تنهایی وجود دارد، اساسا یک پرسش هستی شناختی است و درست است که می توان عواملی که در این احساس نقش دارند و یا عوامل اجتماعی که موجب تقویت این احساس می شوند را وزن کرد، اندازه گرفت و یا مقایسه کرد عده ای سعی می کنند آن را از میان ببرند. عده ای دیگر سعی می کنند آنرا کاهش دهند و کسانی نیز هستند که سعی میکنند در تنهایی اشان معنایی را خلق کرده و یا بیافرینند. شاید بتوان گفت زندگی مانند سفری است که حتی اگر همراهی داشته باشیم بایستی به تنهایی این سفر یا این مسیر را طی کنیم و تنها راه رهایی از تنهایی می تواند فقط در نفی زندگی و هستی باشد(اسدیان، 1389)
سه نوع تنهایی وجود دارد: اول تنهایی مبتذل: تنهایی مبتذل یک نوع عکس العمل روح بیمار است. کسی که دچار عقده های روانی و سقوط اخلاقی و یا سقوط عصبی است و یا اصلا کمبود دارد.
از دیگران می ترسد و از جمعیت فرار می کند. خود خواهی و تمایلات سر کوفته در او یک عقده ضد اجتماعی ایجاد می کند. این نوع بیماری‌ها را بیماری‌های (آنتی سوسیال) میگویند. یعنی بیماری‌های ضد جمعیت و آدمهای گوشه گیر و تنها و یا آدمهایی که مثلاً در بازار ورشکست می شوند و یا در زندگی و یا در عشق شکست می خورند. این تنهایی ها یک نوع بیماری است که ارزش بحث ندارد و توسط دکتر روانپزشک قابل معالجه است.
تنهایی دوم تنهایی است که ناشی از رشد روح انسان و بالاتر رفتن آن از سطح رابطه های عادی روزمره است یک انسان عادی صبح که از خواب بلند می شود به فکر زندگیش و خانه اش و شغلش و دوستش است و به فکر این است که کسانی را ببیند و ارتباط داشته باشد و از معاشرتشان لذت ببرد به هر حال این شخص دایما یا در فکر زندگی و پول و تفریح است و یا ارتباط با این و آن و لذت بردن از زندگی در همه ابعاد گوناگونش. اما گاهی تکامل روح انسان به جایی می رسد که از سطح این روزمرگی ها- و جاذبه هایی که انسان های معمولی را در بر می گیرد و مشغول می کند و لذت به آنها می دهد- اوج می گیرد. به میزانی که انسان از سطح معمولی اوج بگیرد به خلوت می رسد بزرگترین عامل در این تنهایی خود آگاهی است. انسان به میزانی خودش توجه می کند و یک آگاهی درونی و وجودی می یابد رابطه های بیرونیش کم میشود. به میزانی که رابطه ماورایی پیدا می کند رابطه های روزمره اش کم میشود. اینها عواملی اند که یک انسان متعالی را به تنهایی وتامل درخویش می کشانند (1386).
اما یک نوع سوم تنهایی هم وجود دارد و آن تنهایی مصنوعی است. در اینجا بدون اینکه بیماری روانی یا آن تنهایی فلسفی وجود داشته باشد به انسان یک نوع تنهایی مصنوعی را تحمیل می کنند مثلاً انسان را به گوشه ای می اندازند و در را به رویش می بندند و او را در این حالت رها می کنند. این تنهایی سوم که تنهایی تحمیلی است دارای یک روانشناسی خاص خودش است انسانی که در رابطه با جامعه زندگی می کند تعصب دارد حیثیت دارد آبرو دارد با افراد دیگر رابطه دارد و یک موقعیت خاص و مسولیت در زندگی به عهده دارد. هنگامی که بخواهند این انسان را از همه این نیروها خالی کنند تا به سادگی بتواند رام شود به سادگی بتواند ابزار بشود و به سادگی بتوان بر او تحمیل کرد به طوری که هیچ چیزی برایش فرقی نکند یکی از عوامل مورد استفاده تنها کردن اوست. انسان در تنهایی همه رابطه هایش قطع می شود و به صورتی در می آید که حتی وقتی می خواهد زن یا بچه اش و یا پدر ومادر اش را تصور کند به ذهنش نمی آیند و قیافه شان از یادش می رود حال چه برسد به آدمها و رفقا و همفکرها ومحیط و جامعه اینها دیگر برایش موهومات خیالی می شوند وبعد کم کم از ذهنش دور می‌شوند. حتی اسامی والفاظ وحرف زدن از یادش می رود وهم چیزهای دیگر.(موسی نژاد، 1389 ) .
هر انسانی نیازمند عشق ورزی و تایید دیگران است. هر انسانی احتیاج دارد که به او مهر ورزیده شود، به او توجه شود، احترام گذاشته شود و همانطور که ون گوگ می گوید: وقتی که بیدار می شوی و می بینی که تنها نیستی و در کنارت کسی وجود دارد، آنروز جهان مهربانتر می شود . تمام ادبیات و هنر پر است از چنین نمونه هایی که چگونه فقدان عشق موجب رنج و تنهایی انسان می شود. اما در بسیاری از موارد نیز آنچه را ما به غلط عشق تلقی می کنیم هیچ بجز ترس از تنهایی و روبرو شدن با این جنبه از حقیقت هستی نیست. کسانی وجود دارند که همیشه ر کنار انسان یا انسانهای دیگری زندگی می کنند اما بشدت احساس تنهایی می کند و افرادی نیز وجود دارند که در نهایت تنهایی احساس تنهایی نمی کنند چرا که آنان با خود پدیده هستی پیوند خورده اند. همانطور که اشاره شد احساس تنهایی که در چارچوب خانواده به فرد داده می شود گاه بسیار خشن تر و ویرانسازتر از احساس تنهایی یک فرد مجرد است چرا که این نوع تنهایی با نفی و بی احترامی به ساختار ارزشی فرد مقابل توام است بنابراین بسیاری از انسانها به علت ترس از تنهایی در روابط بیمار و یا ناسالم زناشویی باقی مانده، جسماً در کنار کسی هستند اما از نظر روانی تنها هستند. می توان گفت که در چنین شرایطی، احساس تنهایی، واکنش عاطفی یک انسان به ناکامی های پیرامون اوست که این احساس معمولاً به صورت افسردگی و یا بیماری های روانی دیگر بروز می کند (محمد خانی، 1386).
پرخاشگری یکی از هیجان های پیچیده انسان است. پرخاشگری واکنشی متداول نسبت به ناکامی و بد رفتاری است همه ما در طول زندگی با موقعیت های خشم بر انگیز روبه رو شده ایم. اشکال پرخاشگری این است که اگر چه بخشی از زندگی است ولی ما را از رسیدن به اهداف مان باز می دارد ارایه تعریفی واضح و مشخص از پرخاشگری بسیار دشوار است زیرا افراد از نظر زمان و علت پرخاشگری و شیوه واکنش به آن کاملاً متفاوت هستد. هیجان هایی که اغلب با پرخاشگری همراه هستند، عبارتند از: عصبانیت، خصومت، کینه توزی، غضب، تنفر، تحریک، حساسیت، تحقیر و رنجش. چون تعاریف و تجربیات ما از این احساسات متفاوت است، توصیف دقیق آنها غیر ممکن است (عباسی زاده( 1388).
پرخاشگری ، به هر گونه رفتار عمدی اعم از کلامی و غیر کلامی گفته می شود که منجر به آسیب رساندن روان شناختی یا جسمانی یا تخریب مالی به خود و دیگران برای رسیدن به هدفی یا به منظور تخلیه هیجانی می شود. پرخاشگری از جمله مسائل عمده و با اهمیتی است که انسان از گذشته های دور تا کنون به صورت گسترده ای با آن سروکار داشته است. رفتار پرخاشگرانه در انسانها به شکل اعمال خشن به سمت به دیگران فرض می شود که ممکن است موجب اجتناب دیگران یا مقابله به مثل بسیاری از آنان گردد. گاهی اوقات، خصومت و عجز ما به سبب مسایل خیلی واقعی و اجتناب ناپذیر زندگی است. تمام عصبانیت ها بی خودی نیست، و اغلب واکنشی سالم و طبیعی به این مشکلات هستند(عطایی، 1388).
سؤال اصلی :
1-آيا آموزش تاب اوری برمیزان پرخاشگری واحساس تنهایی دانش اموزان پسر موثر است؟
سؤالات فرعی :
1- آيا آموزش تاب اوری بر میزان پرخاشگری دانش اموزان پسر موثر است؟
2- آيا آموزش تاب اوری برمیزان احساس تنهایی دانش اموزان پسر موثر است؟
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
جوامع دائماً در حال تغییر و تحول هستند و پیوسته آگاهی در خصوص نیازهای نوجوانان در چارچوب سیستم آموزش ارتقاء مییابد. بنابراین، افزایش راهنمایی نوجوانان برای اینکه بتوانند به عنوان فردی فعال و توانا در جامعه اثربخش باشند، نیازمند پژوهشهایی در روانشناسی آموزشی برای مورد توجه قرار دادن نیازهای نوجوانان و افزایش آگاهی آنها است. روانشناسان آموزشی در حل مسأله و آموزش خدمترسانی به عنوان راهنما عمل میکنند که این پژوهشها برای بهبود سیستم آموزشی مؤثر است(ردوئت، هلنکلر، 1998).
بنابراین، آموزش تاب آوری میتواند بر متغیرهای بسیاری تأثیرگذار باشد. پژوهشها نشان میدهد افرادی که تابآوری پایینی دارند آسیبپذیرتر هستند و فاقد جسارت، انگیزه تشویق و راهبردهای لازم برای تغییر شرایط تنشزا هستند و همیشه درگیر مشغلههای ذهنی بوده و مشکلات خود را به صورت مبالغهآمیز بزرگ کرده و خود را قربانی حوادث میدانند و از شرایط موجود ناله و شکوه دارند، خود را کمتوان و ضعیف جلوه میدهند و از تلاش برای حل شرایط تنشزا اجتناب میکنند. همچنین، نحوه برخورد آنها خشک و انعطافناپذیر است و نسبت به آینده احساس نگرانی میکنند و به مرور این نگرانی تبدیل به ترس میشود و به جای داشتن احساس مسئولیت و راهکارهای خلاق و نوآور برای حل مشکلات، خود را سردرگم و ناتوان احساس میکنند ولی در مقابل افرادی که تابآوری بالایی دارند حس قوی برای پیشرفت دارند و اعتماد به نفس و خودباوری آنها بالاست(مدی وخوشابا،2005). همچنین، شناسایی و مداخلههای اولیه در سنین نوجوانی و آگاهی دادن به نوجوانان و سیستم آموزشی نتابج بهتری را به بار خواهد آورد. شناسایی نیازهای نوجوانان و آموزش مؤلفههای تابآوری این امکان را به نوجوانان میدهد تا به درک بهتری برسند و واکنشهای مناسبی را در شرایط چالشانگیز داشته باشند و سیستم آموزشی میتواند با مورد توجه قرار دادن راهکارهای آموزشی و سازگاری برنامه آموزشی با نیازهای نوجوانان موجب عملکرد بهتر نوجوانان میشود و نتایج مفیدی را به همراه دارد (ردوئت، هلنکلر، 1998).
هدفهای پژوهش
هدف آموزش مؤلفههای تابآوری این است تا به نوجوانان آموزش دهد تا مهارتهای لازم برای بازسازی شیوههای طرز فکر را بیاموزد و مهارتهای تصمیمگیری و حل مسأله را ارتقاء دهد.
هدف اصلی
این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر میزان پرخاشگری و احساس تنهایی دانش آموزان می باشد.
اهداف فرعی
– بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر میزان پرخاشگری دانش اموزان
– بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر میزان احساس تنهایی دانش آموزان
فرضیههای پژوهش
فرضيه اصلی:
آموزش تاب آوری بر میزان پرخاشگری و احساس تنهایی دانش آموزان موثر است.
فرضيه فرعي اول:
آموزش تاب آوری بر میزان پرخاشگری دانش آموزان موثر است
فرضيه فرعي دوم:
آموزش تاب آوری بر احساس تنهایی دانش آموزان موثر است.
تعاریف مفهومی متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل:
تاب آوری: تاب آوری ظرفیت بازگشتن از دشواری پایدار و ادامه دار، و توانایی درترمیم خویشتن است. این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد(موسوی زاده 1338 ).
متغیرهای وابسته
پرخاشگری: کریک و داج (1994) پرخاشگری را یک پدیده تحولی می دانند که به دلیل نقص کودک در پردازش اطلاعات اجتماعی رخ می دهد. پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که هدفش اعمال صدمه و رنج باشد به بیان دیگر رفتاری که قصد صدمه رساندن (جسمانی یا زبانی) به فرد دیگر یا نابود کردن دارائی افراد باشد(داودی فر، 1388)
احساس تنهایی: تجربه فردی نا خوشایند مانند تفکر فرد مبنی بر متمایز بودن از دیگران است که با مشکلات رفتاری قابل مشاهده مانند غمگینی، عصبانیت و افسردگی همراه بوده و ناهمخوانی بین توقعات و آرزوهای فرد با امکان دستیابی او به این آرزوها را در روابط اجتماعی شان می دهد و به صورت رفتارهایی نظیر اجتناب از دیگران مشخص می گردد(ریو به نقل از سید مجمدی، 1388).
تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل
تاب آوری: در این تحقیق منظور ازآموزش تاب آوری بسته آموزشی بتی و کرانفر (1998)میباشد که توسط ترخان و شیخ زاده (1389) ترجمه شده و در 10 جلسه 75 دقیقه ای به آزمودنیهای مورد مطالعه آموزش داده می شود.
متغیرهای وابسته
احساس تنهایی: در این پژوهش میزان نمره ای است که افراد از طریق پرسشنامه اشر و هایمل و رنشاو درسال(1984 ) به دست می آورند.
پرخاشگری : دراین پژوهش میزان نمره ایی است که افراد ازطریق پرسشنامه پرخاشگری باس و پری(1992 ) به دست می آورند.
تعریف متغیر کنترل
جنسیت: منظور از جنس زن یا مرد بودن فرد است که در این پژوهش آزمودنیها دانشآموزان پسر بودند.
سن: منظور سن تقویمی است که توسط فرد گزارش شده است که آزمودنیها در دامنه سنی 13-15 سال بودند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
نوجوانی12 يكي از مراحل مهم تحول انسان به شمار مي آيد كه با عوامل تنيدگی زای فراواني همراه مي باشد.اين دوره معرف تغيير عميقی است كه كودك را از بزرگسال جدا ساخته و دگرگونی های مختلفی در او به وجود مي آورد (منصور،1374).
نوجوان به واسطه رشد سریع جسمی و روانی نسبت به سایر دوره ها نیازهای متفاوتی پیدا می کند.نیاز به استقلال فردی باعث می شود تا در مقابل والدین و مربیان مقاومت کند و متعاقب آن آرامش فرد بر هم بخورد.عدم آگاهی به نحوه برخورد با این تغییرات باعث بروز چالش بین خانواده و نوجوان می شود. در اين دوره به علت تغييرات ساختار اجتماعي و رشد جسماني، بين بلوغ فيزيولوژيكي و بلوغ اجتماعي ناهماهنگي ايجاد شده و باعث به وجود آمدن بسياري از مسائل خاص دوره ي نوجواني مي شود (فيندلر13، 1994).
نوجوانی
مرحله نوجوانی با بلوغ آغاز و با توقف رشد و تكامل عمومی پايان مي يابد.هر دومرحله بلوغ و نوجوانی در يك وقت آغاز مي شوند ليكن نوجوانی در حدود هشت سال طول مي كشد و تنها تغييرات بلوغی در بدن را شامل نيست بلكه رشد و تكامل در استعداد های ذهنی ، اميال ، گرايش ها ،روابط شخصي ، رشد عاطفي،رغبت هاي شغلي و تحصيلي و توانايي ها و رشد و تكامل ديني و اخلاقي را نيز شامل مي باشد( ماسن و ديگران،به نقل از پاشا شریفی،1381).
با اين وجود،نوجوانی يكی از مراحل مهم تحول انسان به شمار مي آيد كه با عوامل تنيدگي زاي فراواني همراه است.اين دوره معرف تغيير عميقي است كه كودك را از بزرگسال جدا ساخته و دگرگوني هاي مختلفي در او به وجود مي آورد (منصور،1374).

خصوصيات رفتاری در دوره نوجوانی
بنا بر مطالعات گوناگون در زمينه روانشناختي ،دو خصوصياتي مختص بلوغ بوده و بر حسب شرايط خارجي،به شكل هاي گوناگون و با شدتي بيش و كم زياد رخ مي نمايند 1) طغيان بر عليه والدين و محيط و 2) اثبات وجود نوجويي مي باشند (احدي و محسني،1376؛به نقل از ابولقاسمي،1386).
1) طغيان بر عليه والدين و محيط: براي ترك كردن دوره ي كودكي و به منظور اثبات وجود خود به منزله ي يك فرد مستقل،نوجوان پيش از هر چيز شروع به طرد آناني مي كند كه تا آن هنگام مورد پرستش او بودند.يعني به خانواده و الگوهاي مورد تقليد و آناني كه دوست دارد پشت پا مي زند و از اين طريق مي خواهد استقلال خود را نشان دهد.بدين گومه كه گاهي با عصيان گري و خشونت عليه عقايد ،ارزشهاي اخلاقي و سنن آنان قد علم مي كند و گاه نيز نسبت به زير دستان ترحم و شفقت نشان مي دهد.البته اين احساس برتري نسبت به والدين بيش از انكه ولقعي باشد،ظاهري و نمودار عدم امنيتي است كه نوجوان در عمق خود احساس مي كند.
2) اثبات وجود نوجويی: جستجوي تازگي ،به درجات مختلف ،نزد هر نوجواني وجود دارد و گواه نياز وي به شكستن قالب هاي موجود،فاصله گرفتن از موجودي كه پيش از آن بوده و از آن پس مي خواهد نباشد و نياز به فاصله گرفتن از محيط و والدين است.نوجويي و نياز به نو شدن كه دبس14 آن را يكي از مظاهر اساسي بحران بلوغ مي داند،به اشكال گوناگون از قبيل : شيوه لباس پوشيدن،طرز رفتار،استعمال لغات و اصطلاحات مخصوص ،خط،افكار،زبان و آرايش ظاهري بروز مي كند.

رشد فردی و اجتماعی دوران نوجوانی
براي آنكه نوجوانان بتوانند واقعا به بزرگسالان تبديل شوند و بزرگ شدن آنان محدود به جنبه ي جسماني نباشد،بايد به تدريج بتوانند از والدين شان مستقل شوند،خود را با بلوغ جنسي سازگار نمايند و با همسالان روابط همكارانه و كاري برقرار كنند.كانجر15 و همكاران(1984) مهم ترين جنبه هاي رشد فردي و اجتماعي دوران نوجواني را در قسمت هاي كلي استقلال و هويت مي دانند.
كسب استقلال
يكي از جنبه هاي رشد فردي و اجتماعي ،كسب استقلال نوجوان مي باشد.پيش رفتن به سوي استقلال از تكاليف اصلي نوجوانان است، به خصوص در جوامعي كه بر متكي بودن به خود تاكيد فراوان مي شود. اگر نوجوان نتواند در حدي منطقي از والدين خود جدا شود و استقلال به دست آورد به سختي مي تواند با همسالان خود روابطي معقول داشته و يا در آينده رفتار معقولانه داشته باشد و جهت گيري شغلي و احساس هويت او نيز دچار مشكلاتي خواهد شد( اريكسون،1968).

هويت16 و هويت يابی در دوره نوجوانی
يكي از وظايف اصلي نوجوانان در جامعه ،يافتن پاسخي عملي به اين سوال است كه من كيستم؟ به عقيده اريكسون ،هويتي كه نوجوان در صدد است تا به طور روشن با آن مواجه شود اين است كه او كيست؟ نقشي كه بايد در جامعه ايفا نمايد چيست؟ آيا او يك كودك است يا بزرگسال؟ آيا او عليرغم نژاد، مذهب يا زمينه‌هاي ملي كه او را از نظر مردم كم ارزش جلوه مي‌دهد احساس اعتماد به نفس دارد.كيستي‌شناسي يا شناسايي هويت خويشتن، هسته مركزي نظريه رشد شخصيت را در مكتب اريكسون تشكيل مي‌دهد او همانند مارگرت ميد مهمترين وظيفه و هدف نوجوانان را جستجو در راه يافتن هويتي پر معني مي‌داند. وظيفه رشد اساسي و فراگيري كه فرد در نوجواني با آن مواجه مي‌شود ايجاد يك هويت مستقل است. بحران مرحله نوجواني بحراني است كه بين هويت در برابر پراكندگي و سر درگمي نقش روي مي‌دهد. پراكندگي هويت، نتيجه شكست در حل يك بحران و دستيابي به هويت، نتيجه حل موفقيت آميز آن است. دستيابي به هويت مستلزم يكپارچه كردن منابع مختلف هويت در يك كل همخوان و معنا دار است. به طوري كه فرد مي‌تواند هم يك ارتباط متقابل با جامعه‌اش برقرار كند و هم احساس تداوم و وحدت دروني را در خود حفظ كند. منابع هويت در اين ديدگاه مي‌تواند همانند سازي‌هاي گذشته، تجارب و صلاحيتهاي شخصي كنوني، انتظارات محيطي و آرزوهاي آينده فرد باشد (مارسيا17، 1966، بيشاب و ديگران 1997، به نقل از جانكوسكي،2005).
مارسيا (1966به نقل از مي،2005) دو روند را در شكل‌گيري هويت اساسي تلقي مي‌كند كه عبارتند از: بحران و تعهد. بحران يا جستجوي هويت، دوره‌اي است كه در آن فرد در زمينه تقليدها، همانندسازي‌هاي گذشته، انتظارات، نقش‌ها و سنن ‌اجتماعي پرسشگري مي‌كند. در مورد علايق، استعدادها و جهت‌گيريهاي خودش به تامل مي‌پردازد، و نقشها، آرمانها و صور مختلف هويت را مورد آزمايش قرار مي‌دهد.
تعهد عبارت است از اتخاذ تصميم‌های نسبتا با دوام و تثبيت نسبی در صور مختلف هويت و جهت گيري تلاشهای فرد به سوی تصميم‌های اتخاذ شده كه مشابه مفهوم وفاداری در نظريه اريكسون می‌باشد .با توجه به اين دو روند اساسی مارسيا چهار پايگاه اساسی هويت را معرفي كرد: دستيابی، تعليق، ممانعت و پراكندگی. پايگاه دستيابي به هويت، پايگاه فردی است كه بحران هويتی را پشت سر گذارده و به هويت مشخص متعهد شده است. تعليق، پايگاه فردی است كه در حال گذراندن بحران هويت است و تعهد مشخصی ندارد.ممانعت، پايگاه فردي است كه بدون گذراندن بحران هويت تعهدهايي را بر مبناي تقليد و همانندسازي ايجاد كرده است. پراكندگي، پايگاه فردی است كه نه دارای تعهد مشخص و نه در حال تجربه بحران هويت مي‌باشد و اگر هم در گذشته بحران هويتي را تجربه كرده است در پي آن به تعهد نرسيده است (كار ووشیر ، بيشاب18 و ديگران 1997،به نقل از جانكوسكي،2005).
نوجوانان و بزرگسالاني كه احساس هويت در آنان قوي است خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند.نياز به ثبات راي و حس يكپارچگي نيز ارتباط نزديكي با نياز همگاني به درك خود دارد.نوجوانان براي اينكه احساس هويت داشته باشد بايد در طول زمان، در خود تداومي ببيند.بنابراين درك هويت خود مستلزم تقابلي رواني اجتماعي است. به عبارتي ديگر،نوجوان بايد بين آن تصوري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خود دارد ، هماهنگي ايجاد كند (اريكسون،1956؛به نقل از ابولقاسمي ،1386).
تابآوری
تعاریف تابآوری
از نظر ریشه شناسی، لغت “تاب آوری” از لاتین ” salire “می آید (تاب آوردن ،جستن ) و ” resile (جهش به جای اصلی یا ارتجاع به عقب ). این در حقیقت به این معنی است که تاب آوری به عنوان توانایی “به حال آمدن ” یا بازگشت به حالت اولیه در نظر گرفته می شود.(دیویدسون همکاران،2005)
واژه تاب آوری را می توان به صورت بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود.درواقع
تاب آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پرخطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می گردد. پس تاب آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر) است. این شرایط خود به خود ایجاد نمی شود مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره گیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد، بکار گیرد (کاظمی،1383).
تابآوری، توانایی مقاومت خودآگاه در برابر رفتار بیماری تعریف شده است. به عنوان مثال، پاسخ هر فرد به رویدادهای مشابه عینی و شرایطی از قبیل دهشتزدگی یا خواستههای شغلی بالا، متفاوت است. بنابراین، تابآوری قابل ارتجاع است و چیزی شبیه به تمرین با تردمیل است(فلیپ، 2006). تابآوری عبارت است از توانایی بازیابی تجربیات هیجانی منفی(بلاک و بلاک، ١٩٨٠؛ بلاک و کرمن، ١٩٩٦؛ لازاروس، ١٩٩٣)، تابآوری فرآیندی است که به موجب آن فرد، هیجان مثبت را در مواجهه با شرایط گوناگون تجربه میکند(کارور، ١٩٩٨؛ توگاید و فردریکسون، ٢٠٠٤).
در سوابق پژوهشی روانشناختی واژه تابآوری مترادف با دانش واژههای ذیل هستند که عبارتند از هوش هیجانی کلمن، یاد گیری خوش بینی سلیگمن، احساس معنای فرانکل با کامیابی سیبرت و تریونت، یادگیری کاردانی روزنهان و خودباوری راجرز(مدی و خوشابا، 2005). اینکه تابآوری را مترادف چه کلمهای بدانیم محققان تعاریف متعددی از آن ارائه دادند. به طوری که دیویدسون(2000) تابآوری را استعداد و ظرفیت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث و فجایع میداند. همچنین، ماستن، بست و گارمزی(1990) تابآوری را فرآیند مقابله و سازگاری موفقیتآمیز با شرایط چالشانگیز و تهدیدکننده زندگی میدانند. تابآوری نه تنها گویای شکستناپذیری افراد در برابر حالتهای اضطرابی است بلکه موجب میشود افراد با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرسزا مقاومت کنند.
تاب آوری در مورد کسانی بکار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست. عوامل تاب آوری باعث می شوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت های موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمون ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آنها سربلند بیرون آید. تاب آوری با در نظر داشتن توام شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخ گویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح می شود. مفهوم تاب آوری یک راه حل امید بخش و خوشایند است، زیرا سرانجام سختی ها و شرایط بد دوران کودکی می تواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سال های بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات می توان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد (کاظمی،1383).
به طورکلی، فرآیند تابآوری در پاسخ به تجربۀ تنیدگی ظاهر میشود و زمانی رخ میدهد که “شرایط یا رویدادی از سوی فرد متناسب با بهزیستی او مورد ارزیابی قرار میگیرد و منابع فرد در این فرآیند تحمیل میشوند یا نادیده گرفته میشوند”(فولکمن و لازاروس، ١٩٨٥). زمانی که تجربۀ تنیدگی رخ میدهد، تابآوری به عنوان مکانیسمی مقابلۀ فرد را ممکن میسازد و امکان بازیابی از اثرات خطرناک ارزیابیهای هیجانی منفی را که اغلب با تنیدگی همراه است را فراهم میسازد. تابآوری ابتدا با کنترل هیجان منفی و با انجام واکنشهای رفتاری تحقق مییابد تا شرایط تنشزا بهبود یابد(فولکمن و لازاروس، ١٩٨٠). بنابراین تابآوری به فرد برای مقابله با رویدادهای تنشزای زندگی و انجام کنشهای رفتاری پیشگستر کمک میکند تا امکان ارزیابیهای هیجانی مثبتتر رویدادها فراهم شود( فولکمن و لازاروس، ١٩٨٥).
لاتر، سیس، چتی و بیکر(2000) تابآوری را به عنوان فرآیندی پویا در نظر میگیرند که باعث میشود زمانی که افراد با مسائل تنشزا و مشکلات مهم در زندگی روبرو میشوند، رفتارهای مثبت انطباقیتر از خود نشان دهند. این پژوهشگران بر این باورند که تابآوری موجب میشود نتایج منفی را به نتایج مثبت تبدیل کنند. نتایج مثبت یا انطباق مثبت یعنی رفتارهای شایسته و موفقیتآمیز اجتماعی زمانی که افراد در مراحل خاصی از زندگی خود با مشکل یا مسألهای روبرو میشوند. مثلاً فقدان آشفتگیهای روانی بعد از واقعه آسیبزای 11 سپتامبر ایالات متحده آمریکا.
نیومن(2002) تابآوری را نوعی الگوی انطباقی تعریف میکند که هنگامی که فرد از این منابع استفاده میکند و از آنها بهره میجوید تابآوری در فرد تقویت میشوند و چه این منابع در درون فرد باشند و چه منابع خارجی باشند، موجب ارتقاء فرد میشود و فرد را در برابر حوادث مصون



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید