تست روش CVA برای یک مجموعه بانک ایرانی
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
امروزه، سازمان ها هزینه هاي فراوان و زمان زیادي را صرف تهیه، تدوین و اجراي استراتژي هایی می کنند تا بتوانند به اهداف بلندمدت و چشم اندازهاي سازمان دست یابند؛ بنابراین، آگاهی از این که عملکرد سازمان تا چه حد در جهت رسیدن به این اهداف بوده و موقعیت سازمان در محیط پیچیده و پویاي امروز کجاست؛ براي مدیران و سازمان ها اهمیت فراوانی دارد. ارزیابی عملکرد، از مهم ترین فرآیندهاي راهبردي است که ضمن ارتقاي پاسخ گویی، میزان تحقق اهداف و برنامه هاي هر سازمان رامشخص می کند (حسن زاده و زارع، 1387). در سراسر جهان عملیات بانکها را به عنوان یکی از مهمترین فعالیتهای هر نظام اقتصادی میدانند. هر فعالیتی که مستلزم کسب سرمایه و منابع مالی باشد، بیتردید به دخالت بانکها و موسسات مالی نیازمند است. به دلیل نقش بسیار مهم و اساسی بانکها در اکثر فعالیتهای اقتصادی، بررسی عملکرد (بهرهوری و کارایی) هر یک از بانکهای موجود در سیستم بانکی کشور که بیشتر آنها دولتی هستند و با سرمایههای ملی ایجاد شدهاند مانند سایر موسسات اقتصادی و بخش عمومی از جایگاه ویژهای برخوردار است. از طرف دیگر با توجه به خصوصی شدن تعدادی از بانکهای دولتی و ورود بانکهای خصوصی و موسسات مالی، عرصه بانکداری کشور به سمت رقابتی شدن در حرکت میباشد
در اقتصاد مبتنی بر بازار ، نظام بانکی مسوولیت بسیار سنگینی بر عهده دارد و یکی از مهمترین اجزای اقتصاد کشوراست .رشد وشکوفایی یا رکود اقتصادی کشور با طرز کار موسسات مالی ارتباط نزدیک دارد نظام بانکی خدماتی عرضه می کند که بدون آن سیستم اقتصادی کشور از حرکت باز می ماند.
سرمایه موجود دربانکها منبع اصلی خرید محصولات وخدمات ،و وامهای اعطایی آنها، منبع ایجاد اعتبار برای تمام واحدهای اقتصادی مانند خانواده ها، مشاغل، شرکتها ودولت است، بنابراین فعالیت بهینه بانکها واستفاده موثر از امکانات در دسترس آنها برای رسیدن به اهدافشان ازجمله استفاده از سرمایه وتجهیز آن ،برفعالیت های مختلف اقتصادی ووضع کلی اقتصاد کشور بسیار موثر می باشد (ونوس وصفاییان ،1381) به زعم کاپلان و نورتون (1386) سازمان ها در هر محیطی که فعالیت می کنند به طور دائم نیازمند بهبود عملکرد بوده و باید تمام تلاش خود را در جهت دستیابی به تعالی عملکرد به کار گیرند، که این امر نشان دهنده این واقعیت است که ارزیابی عملکرد همواره از موضوعات چالش برانگیز مدیریت سازمان هاست و تعیین و تبیین شاخص هاي مناسب براي ارزیابی عملکرد سازمان ها در راه رسیدن به اهداف و چشم اندازهاي سازمان از اهمیت فراوانی برخوردار است. (الوانی، 1380)
با کاراتر شدن شعب ناکارا، ضمن کاهش بهای تمام شده خدمات و جلوگیری از اتلاف منابع میتوان در عرصه رقابت، عملکرد مناسبی داشت. اما یکی از ابزارهای کارآمد که این مهم را محقق ساخته، روش تحلیل پوششی دادهها 1(DEA) با پشتوانهای بالغ بر 2500 مرجع معتبر نظری و تجربی است که بر پایه مدلهای ریاضی استوار است (لوسیانو و همکاران22007 (این روش یکی از دقیقترین و بهینهترین روشهای ارزیابی و اندازهگیری کارایی میباشد که در این تحقیق، مبنای محاسبات قرار خواهد گرفت.
1-2- بیان مساله تحقيق
در ادبيات اقتصادي جهان امروز، نقش و اهميت نظام مالي و به تبع آن، موسسات مالي و اعتباري به مثابه بازوهاي اجرايي اين نظام و ابزار رشد و توسعه اقتصادي کشور کاملاً ملموس است . به نحوي که توسعه پايدار اقتصادي بدون رشد و توسعه موسسات مالي امکان پذير نيست. كارايي بانكها و نحوه محاسبه آن ازجمله موضوعات مهمي است كه علاوه بر مديران بانكها و صاحبان سهام اين موسسات مالي، مورد علاقه مشتريان استفاده كننده از خدمات بانكي مي باشد لذا افزایش کارایی و بهره وری در مؤسسات مالی یکی از اقدامات اساسی در مسیر توسعه اقتصادی کشورهاست. از طرفی تخصيص بهينه منابع در يك بنگاه مستلزم ارزیابی و سنجش مستمر عملكرد واحدهاي آن است. )حسین زاده 1386)
ارزيابي عملکرد فرايندي است که به سنجش، اندازه گيري، ارزش گذاري و قضاوت درباره عملکرد یک واحد، طي دوره اي معين مي پردازد. به طور کلي این نظام به مقايسه واحدهای مختلف و چگونگی دستيابي به وضعيت مطلوب با در نظر گرفتن معيارها و شاخص هاي معين پرداخته و هدف اصلی آن بازنگري، اصلاح و بهبود مستمر واحدها می باشد. (کوشک 1385)
مباحث ارزيابي عملکرد را مي توان از زواياي متفاوتي مورد بررسي قرار داد . دو ديدگاه اساسي سنتي و نو در اين باره وجود دارد. ديدگاه سنتي، قضاوت و يادآوري عملکرد و کنترل ارزيابي شونده را هدف قرار داده و سبک دستوري دارد. اين ديدگاه صرفاً معطوف به عملکرد دوره زماني گذشته است و با مقتضيات گذشته نيز شکل گرفته است. ديدگاه نو، آموزش، رشد و توسعه ظرفيت هاي ارزيابي شونده، بهبود و بهسازي افراد و سازمان و عملکرد آن، ارائه خدمات مشاوره اي و مشارکت عمومي ذي نفعان، ايجاد انگيزش و مسئوليت پذيري براي بهبود کيفيت و بهينه سازي فعاليت ها و عمليات را هدف قرار داده و مبناي آن را شناسايي نقاط ضعف و قوت و تعالي سازماني تشکيل مي دهد. خاستگاه اين ديدگاه مقتضيات معاصر بوده و به ارزيابي سيستمي عملکرد با استفاده از تکنيک ها و روش هاي مدرن، توسعه پيدا مي کند . حوزه تحت پوشش اندازه گيري عملکرد مي تواند سطح کلان يک سازمان، يک واحد، يک فرايند و کارکنان باشد. (دادگر و نیک نعمت 1386)
ارزيابي واحدهاي بانكي به دليل تنوع خدمات ارائه شده از پيچيدگي خاصي برخوردار است. روشهاي موجود ارزيابي و سنجش واحدهاي بانكي روشهايي تجربي هستندكه به دلايل استاندارد نبودن، نتايج آنها در بانكهاي مختلف با يكديگر قابل مقايسه نيستند. به علاوه اين روشها به كارايي واحدها توجه نداشته و صرفا ستاده واحدها را مد نظر قرار ميدهند.
متدلوژي تحليل پوششي داده ها(DEA) متدلوژي علمي و غير پارامتري براي ارزيابي كارايي واحدهاست كه كاربردهاي متعددي در سنجش كارايي واحدهاي بانكي داشته ودر مقایسه با سایر مدل ها روش بهتری برای سازماندهی و تحلیل داده هاست زیرا اجازه میدهد که کارایی در طول زمان تغییر کند و به هیچ گونه پیش فرضی در مورد مرز کارایی نیاز ندارد) وو و همکاران3 2005) بنابراین بیش از سایر دیدگاه ها در ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار گرفته است و روش مناسبی برای مقایسه کارایی واحدهای مختلف می باشد.
در پیاده سازی تکنیک تحلیل پوششی داده ها همواره با دو چالش مواجه می شویم که یکی از آنها انتخاب روش یا مدل DEA و دیگری انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی آن می باشد. لذا یکی از موضوعات پژوهشی قابل توجه در تحلیل پوششی داده ها(DEA) انتخاب شاخص های ورودی و خروجی است که در تحلیل هاي كارايي از مباحث ساختاري و اساسي تحليل مي باشد. این مبحث در مورد بنگاههاي مالي مانند بانكها و مؤسسات بيمه اهميت دوچندان پیدا خواهد کرد، چرا که در اين بنگاه ها، تفكيك كالا وخدمات واسطه اي به ورودي و خروجي، گاهي به سادگي قابل انجام نبوده و كالا و خدماتی وجود خواهند داشت كه از خصوصيات هر دو دسته برخوردار مي باشند. در مطالعات مربوط به ارزیابی کارایی در سطح واحدهای بانکی به روش تحليل پوششي داده ها(DEA) شيوه هاي مختلفي براي تعيين ورودي و خروجي های مربوط به این روش به کار برده شده است. ولی همچنان مشکلات زیادی از قبیل گزینش ابزار های انتخاب، تجزیه و تحلیل همبستگی روی متغیرها و طبقه بندی کردی ورودی و خروجی های مختلف در این زمینه وجود دارد. به منظور انتخاب صحیح این متغیرها، توجه به دو عامل بسیار مهم که در انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی موثر می باشند ضروریست. اولین عامل ، هدف تحقیق است که منجر به انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی خاصی می شود و دومین عامل تاثیرگذار، محدودیتهای آماری و حجم نمونه مورد بررسی می باشد. (یان لو و همکاران42012)
در این رساله روش جدیدی را برای انتخاب متغیرها پیشنهاد داده و با یک روش متداول تعیین ورودی و خروجی مقایسه می نماییم. در روش پیشنهادی برای تعیین متغیرهای ورودی و خروجی DEA از مفهوم ارزش افزوده نقدی(CVA) استفاده می شود. ارزش افزوده وجه نقد به طور منحصر بر اساس جریان وجوه نقد به دست می آید و از آنجا که جریان وجوه نقد تحت تاثیر روشهای مختلف برخوردهای متفاوت حسابداری در خصوص معاملات و رویدادهای یکسان در سطح واحد تجاری مختلف قرار نمی گیرند، نسبت به شاخص های سودآوری در تعیین عملکرد شرکت متقاعدکننده تر بوده و قابلیت مقایسه جنبه عملیاتی عملکرد مالی واحدهای تجاری مختلف را افزایش می دهد. لذا استفاده از این رویکرد برای تعیین متغیرهای ورودی و خروجی نتایج واقعی تی را نشان خواهد داد. بنابراین در این رساله برای انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی تحلیل پوششی داده ها از روش مبتنی بر ارزش افزوده استفاده کرده و متغیرهایی را که روی جریان وجوه نقد هر واحد تصمیم گیرنده تاثیر می گذارند را در نظر می گیریم. سپس برای تعیین این شاخص ها روش مبتنی بر سودآوری را به کار بسته و با روش قبل مقایسه می نماییم
1-3- تعاریف واژه های کلیدی
تحلیل پوششی داده ها : تکنیکی جهت محاسبه کارایی نسبی یک مجموعه از واحدهای تصمیم گیرنده در مقایسه با یکدیگر با استفاده از یک بر نامه ریاضی می باشد.
ستانده5: ستانده یا خروجی، حاصل عملیات سیستم تولیدی است که می تواند بصورت کالا یا خدمات عرضه شود. (صمدی و مسیبی، 1389)
نهاده6: نهاده یا ورودی، کلیه منابع مورد نیاز به منظور تولید کالا یا خدمات مورد نظر می باشد. (صمدی و مسیبی، 1389)
کارآيی7 : عبارتست از نسبت بازده واقعی بدست آمده به بازده مورد انتظار (استاندارد و یا تعیین شده) و یا به عبارت دیگر کارایی نسبت کار انجام شده به مقدار کاری است که باید انجام گیرد.(صمدی و مسیبی، 1389)
( کارآیی ) = ستاده ها) مجموع وزنی خروجی ها / (نهاده ها (مجموع وزنی ورودی ها )
ورودی ( در تحلیل پوششی داده ها) : عاملی است که با افزایش آن با حفظ تمام عوامل دیگر کارایی کاهش یافته و با کاهش آن با حفظ تمام عوامل دیگر کارایی افزایش می یابد.
خروجی ( در تحلیل پوششی داده ها) : عاملی که با افزایش آن با حفظ تمام عوامل دیگر کارایی افزایش یافته و با کاهش آن و با حفظ تمام عوامل دیگر کارایی کاهش می یابد.
واحدهای تصمیم‌گیرنده8 : یک واحد تصمیم گیرنده (DMU) نهادی است که داده‌ها را به ستاده‌ها تبدیل می‌کند. DMUهایی که در DEA مورد استفاده قرار می گیرند باید همگن بوده و دارای داده‌ها و ستاده‌های یکسان و هم نوع باشند. (رنگرز،1388)
سود: سود در حسابداري به تفاوت بين درآمد تحقق‌يافته حاصل از معاملات دوره و بهاي تاريخي منقضي‌شده مربوط می باشد. تعريف مزبور بيانگر اين است که سود حسابداري داراي 5 ويژگي مي‌باشد؛
مبتني بر معامله‌هاي واقعي می‌باشد که شرکت انجام داده است،
به عملکرد مالي شرکت طي دوره زماني مفروض يا مشخص اشاره دارد،
بر مبناي اصل تحقق درآمد قرار دارد و ايجاب مي‌کند که درآمد تعريف، ‌شناسایی، اندازه‌گيري و ثبت شود،
بهاي جاري را بر حسب بهاي تاريخي ‌اندازه‌گيري می‌کند،
درآمدهاي تحقق‌يافته دوره در رابطه با هزينه‌هاي مربوط، به طور مناسبی مورد توجه قرار گيرند.
سود عملياتي: عبارت است از درآمد فروش منهاي بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و هزينه هاي عملياتي مرتبط با عمليات مستمر واحد تجاري كه اين رقم از صورت سود و زيان شركت هاي نمونه به دست آمد.
ارزش افزوده نقدي : (CVA) ارزش افزوده نقدي به مازاد وجه نقدي گفته مي شود كه پس از كسرهزينه سرمايه نقدي از سود نقدي عملياتي بدست مي آيد. به اين مازاد وجه نقد برخي اوقات سود نقدي مازاد نيز اطلاق مي گردد.
هزينه سرمايه نقدي – سود نقدي عملياتي پسر از كسر ماليات = ارزش افزوده نقدي
جريان هاي عملياتي نقدي: جريان هاي نقدي كه مستقيما در ارتباط با توليد ، فروش محصولات و يا ارائه خدمات توسط واحد تجاري هستند. اين رقم نيز مستقيما از صورت جريان هاي نقدي تهيه شده طبق استاندارد شماره 2 حسابداري ايران به دست آمده است.(معینی و همکاران1389)
1-4- اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
ايجاد بهبود در هر سازماني نيازمند اندازه گيري عملكرد سازمان و برنامه ريزي و هدفگذاري جهت بهبود کارایی مي باشد. لذا ضرورت اندازه گيري عملكرد سازمان بر كسي پوشيده نيست. اما با وجود پيشرفتهاي قابل توجه اي كه در سالهاي اخير در طراحي چارچوبها و سيستمهاي ارزيابي کارایی رخ داده است، بسياري از سازمانها همچنان بر معيارهاي سنتي متكي هستند. يكي از دلايل بروز اين مشكل آنست كه مدلهاي جديد و پيشرفته در اين زمينه تنها مباحث مفهومي وبنيادي را بيان مي كنند و به ندرت عملياتي شده اند. لذا چگونگي بكارگيري اين چارچوبهاي عملياتي در يك سازمان خاص، به منظور ايجاد يك سيستم ارزيابي عملكرد منحصر به فرد (با توجه به نيازهاي آن سازمان) موضوعي است كه كار بيشتري را مي طلبد. (تانگن9 و همکاران، 2004)
روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) هم اکنون به طور گسترده اي براي ارزیابی عملکرد موسسات دولتی و غیردولتی که درمجموعه اي از واحدها و یا شعب شبیه به هم واقع شده اند، مورد استفاده قرار میگیرد. در این روش، ارزیابی بر اساس نهاده ها و ستاده هاي متجانس معرفی و شناسایی شده براي واحدها، انجام میگیرد و هر واحد سازمانی با بهترین واحدها مقایسه و واحدها با اعمال تغییر در نهاده ها و یا ستاده هاي سیستم، به کارایی بهینه خود می رسند.(احمدی و همکاران 1390)
شاخص‌های ارزیابی عملکرد هر واحد تصمیم‌گیری (DMU ) در روش تحلیل پوشش داده‌ همان پارامترهای ورودی و خروجی مدل هستند که بسته به اهداف و فلسفه وجودی آن تصمیم‌‌گیرنده و وظایف مهم مورد انتظار از آن و نیز عوامل تأثیرگذار و نوع هزینه‌هایی که برای آن انجام می‌گیرد فرق دارد. مشخص کردن این داده‌ها و ستاده‌ها یکی از اقدامات مهم در استفاده از DEA می‌باشد. انتخاب داده‌ها و ستاده‌ها صحیح نقش مهمی در تفسیر، استفاده و مقبولیت نتایج حاصل از DEA برای مدیران دارد.
در تحلیل هاي كارايي بنگاههاي مالي مانند بانكها و مؤسسات بيمه، انتخاب ورودي و خروجي ها از مباحث ساختاري و اساسي مي باشدزيرا در اين بنگاه ها، تفكيك كالا وخدمات واسطه اي به ورودي و خروجي، گاهي به سادگي قابل انجام نيست و كالا و خدماتی وجود خواهند داشت كه از خصوصيات هر دو دسته برخوردار مي باشند. بطور كلي در واحدهاي توليدي و صنعتي از ورودي ، به منابعي مانند نيروي كار، سرمايه و ساختمان تلقي ميشود كه در راستاي توليد به آنها نياز ميشود. از خصوصيات ورودي ها اين است كه هزينه هاي توليد را افزايش مي دهد و از سوي ديگر خروجي به كالا و خدماتي اطلاق مي گرددكه متقاضي داشته و مصرف كنندگان حاضر به خريد آنبوده و فروش آن براي بنگاه درآمدزا باشد(رنگرز، 1388) .
در هنگام تصمیم‌گیری در مورد تعیین داده‌ها و ستاده‌های DMUها نیازمندیم تا دیدگاهی مفهومی از آنچه که بعنوان یک داده یا ستاده برای یک DMU مطرح است داشته باشیم. همچنین ما نیاز داریم که این داده‌ها بطور واقعی موجود باشند. شاید یکی از مشکلاتی که در امر تعیین داده‌ها و ستاده‌ها وجود دارد این است که هر چند می‌توان داده‌ها و ستاده‌های زیادی را برای یک DMUدر نظر گرفت ولی در اکثر مواقع داده‌هایی در رابطه با اینها موجود نیست و این امر تصمیم گیری در مورد داده ها و ستاده ها را مشکل می کند.
در این فرآیند ممکن است با مشکلات زیادی مثل انتخاب ابزارها ، تجزیه و تحلیل همبستگی و طبقه بندی کردن ورودی ها و خروجی ها به صورت مجزا مواجه شویم (یان لو و همکاران 2012 )
لذا در این پایان نامه سعی خواهیم کرد تا روشی را برای انتخاب کردن متغیرهای DEAپیشنهاد دهیم. بر خلاف تحقیقات گذشته این پژوهش مبتنی بر مفهوم ارزش افزوده نقدی(CVA) بوده و باتوجه به نتایج آماری شاخص های ورودی و خروجی را مشخص خواهد کرد. این روش نسبت به روش های پیشین دارای چندین مزیت می باشد که عبارتند از :
بیشتر عینی است و از تاثیر عوامل ذهنی در محاسبات بعدی جلوگیری می کند.
دوم و مهم تر اینکه متغیرهای قابل اندازه گیری و طبقه بندی کامل از این عوامل برای مدیران و محققان فراهم می کند.
سوم اینکه تمام متغیرهایی که مورد بحث قرار می گیرند از صورت های مالی ای که به راحتی در دسترس هستند به دست می آیند و قابلیت دسترسی به اطلاعات بالاست.
1-5- اهداف اساسي تحقيق:
اهداف اساسی این تحقیق به شرح ذیل می باشد:
تست روش CVA برای یک مجموعه بانک ایرانی
تحلیل شرایط لازم برای اجرای DEA و پیشنهاد یک روش به منظور انتخاب شاخص های ورودی و خروجی
پیشنهاد یک روش انتخاب ورودی و خروجی و تست آن به منظور تعیین کارایی واقع بینانه تر در بانکها
ارزيابي میزان کارایی 20 شعبه مختلف بانک رفاه در سطح استان فارس و رتبه بندی این شعب
1-6- سوالات تحقیق:
آیا روش CVA برای بانکهای ایرانی جوابگو می باشد؟
مهمترین شرایط لازم برای اجرای DEA در بانکهای ایرانی کدامند؟
روشی که بتواند ورودی و خروجی را در مدل DEA ارائه دهد کدام است؟
1-7- فرضيه‏هاي تحقیق:
روش مبتنی بر ارزش افزوده نقدی(CVA) در مورد بانک های ایرانی دارای عملکرد مناسبی است. این رویکرد می تواند نقش مهمی در تعیین شاخص های ورودی و خروجی در محاسبه کارایی بانک با استفاده از تکنیک DEA داشته باشد.
1-8- خلاصه فصل :
در این فصل به کلیات تحقیق پرداخته شده است ، از جمله مطالب بیان شده در این فصل عبارتند از :
بیان مساله تحقیق ، دلایل انتخاب موضوع ، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق ، ، اهداف اساسی تحقیق ، سوالات تحقیق ، قلمرو تحقیق
1-9- ساختارگزارش تحقیق :
این تحقیق در پنج فصل به شرح زیر تنظیم شده است :
فصل اول : در این فصل پرداختن به تبیین مساله تحقیق ، دلایل انتخاب موضوع ، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق ، اهداف اساسی تحقیق ، سوالات تحقیق ، قلمرو تحقیق مد نظر قرار گرفته است .
فصل دوم : در این فصل به ادبیات ، مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته شده است .
فصل سوم : در این فصل به روش تحقیق ، جامعه آماری و حجم نمونه مورد تحقیق ، معرفی شرکت بهره برداری، معرفی ابزار های جمع آوری اطلاعات ، روایی و پایانی پرسشنامه پرداخته شده است .
فصل چهارم : در این فصل ، اطلاعات از طریق چک لیست و مطالعه تحقیقات مشابه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .
فصل پنجم : در آخرین فصل از فصول پنجگانه این تحقیق ، پس از بیان نتایج حاصله و ارائه پیشنهاد هایی بر اساس آنها ، محدودیتها ی تحقیق عنوان شده است .
فصل دوم:
ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق
2-1- ارزیابی عملکرد
پيچيدگي محيط عرصه رقابتي كسب و كار و افزايش انتظارات مشتريان، ضرورت آگاهي از نقاط قوت و ضعف سازمان و بهبود مستمر بهره وري را پيش از پيش آشكار نموده است. از اين رو مديران امروز درجستجوي دستيابي به يك راه حل جامع، قابل اعتماد و انعطاف پذير جهت ارزيابي عملكرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمينان از اجراي استراتژي هاي خود، بتوانند اطلاعات دقيق و كافي از جايگاه امروز خويش را به دست آورده و با نگاه به آينده، موجبات ارتقاء و بهبود سازمان خود را فراهم نمايند. يك متد ارزيابي، بايستي قادر باشد كه وضعيت كلي سازمان را نسبت به اهداف سازماني (به لحاظ فاصله تا هدف) در هر لحظه ارائه نمايد. همچنين جايگاه سازمان را در ارتباط با محيط پيرامون (بازار ، رقبا و سازما ن هاي ديگر) مشخص كند، علاوه بر اين ها نشانگر ميزان اثربخشي كليه فعاليت هاي صورت گرفته در سازمان نيز باشد (ابن رسول و همکاران،2007). لرد کلوین در سال 1850 بیان کرده است : ” وقتی که شما بتوانید آن چه را که درباره اش صحبت می کنید را مورد سنجش قرار دهید و آن را با اعداد و ارقام بیان کنید، در واقع می توانید ادعا کنید که چیزی در مورد آن می دانید. اما وقتی نتوانید آن را بسنجید و زمانی که نتوانید آن را به اعداد و ارقام بیان کنید، دانش و آگاهی شما نسبت به آن موضوع بسیار ناچیز و ناراضی کننده است. ” بنابراین لرد کلوین بیش از 150 سال پیش درباره اهمیت و قدرت سنجش و ارزیابی صحبت کرده است. پیتر دراکر یکی از بزرگترین متفکرین مدیریت نیز می گوید : “عوامل بسیار کمی به اندازه ارزیابی برای عملکرد یک سازمان اهمیت دارند و ارزیابی یکی از ضعیف ترین حوزه های مدیریت امروز است” (کاپلان و نورتون، 1390). ارزيابي عملكرد و به طور كلي تر مديريت عملكرد فرايندي است كه از طريق آن مي توان اطلاعات مفيد و سودمندي در خصوص چگونگي انجام موثر كارها براي تقويت رفتارهاي مثبت و حذف رفتارهاي نامناسب و غيرضروري به دست آورد. ارزيابي عملكرد علاوه بر فراهم كردن بازخورد اطلاعاتي، كاركردهاي مهم ديگري دارد كه يكي از آن ها تعيين نيازهاي آموزشي و توسعه منابع انساني است (آذر و دانشور،1386). برخي از متخصصان علوم مديريتي، بر اين اعتقاد هستند كه بين مديريت عملكرد و ارزيابي عملكرد تفاوتي كه وجود دارد اين است كه مديريت عملكرد جنبه كيفي داشته و در برگيرنده كل چرخه عملكرد مي باشد كه هدف اصلي آن بهبود مستمر عملكرد است در حالي كه ارزيابي عملكرد جنبه كمي داشته و نتايج و پيامدهاي ارزيابي را به مقادير قابل محاسبه تبديل مي نمايد. در مديريت عملكرد، بر اساس نتايج حاصله از ارزيابي عملكرد، زمينه هاي بهبود و تقويت قوت ها فراهم مي شود در حالي كه در ارزيابي عملكرد چنين امري صورت نمي گيرد. به طور خلاصه ارزيابي عملكرد، فرايندي است كه براي ارزيابي پيشرفت به سوي دستيابي به اهداف تعيين شده، مشتمل بر اطلاعاتي در مورد كارايي تبديل محصولات و خدمات ارائه شده و ميزان رضايت مندي مشتريان، دست آوردها و اثربخشي فعاليت ها در راستاي اهداف مشخص آن ها مي باشد (ستاری فرد، 1387).
2-2- ضرورت واهمیت ارزیابی عملکرد
در محیط رقابتی امروز که دوام و بقاي سازمان ها به کیفیت تصمیمات ذینفعان بستگی دارد ارزیابی عملکرد از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و نقش مهمی در بهبود عملکرد سازمان ها خواهد داشت. ارزیابی عملکرد بایستی از چنان جامعیتی برخوردار باشد که بتواند تمامی ابعاد پیرامون فعالیت سازمانها را با عملکرد آنها مرتبط نموده و نقش تصمیمات مدیران در نیل به اهداف و ارتقا عملکرد آنها را منعکس نماید. با توجه به نقش کلیدي بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین ارکان مالی و اقتصادي در هر جامعه، ارزیابی عملکرد در این نهاد مالی از اهمیت بسزایی برخوردار است. رتبه بندي بانکها از نظر ارزیابی عملکرد می تواند به تمامی ذینفعان و تصمیم گیران از جمله وام گیرندگان، سپرده گذاران، استفاده کنندگان از خدمات، تامین کنندگان، سهامداران، مدیران و کارکنان و …دیدگاه روشن و شفافی از وضعیت بانک در مقایسه با سازمان هاي داراي فعالیت مشابه ارائه نماید. این امر می تواند از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد. از یک بعد، نحوه و چگونگی استفاده بهینه از منابع در جهت انجام فعالیتهاي اصلی و کسب حداکثر بازدهی است که در قالب کارایی) نسبت ستاده به نهاده( تعریف میشود. در این روش، کارایی تصمیمات مدیریت در بکارگیري مناسب از منابع و امکانات سازمان نشان داده می شود. از بعد دیگر، ارزیابی می تواند از طریق تعیین شاخصهایی در حوزه هاي گوناگون عملکرد و مقایسه بانکها در هر یک از این شاخصها با استانداردها و ضوابط پذیرفته شده، صورت گیرد.
با توجه به اهمیت ارزيابي عملكرد در سازمان های مختلف، دلایل اصلی فراگيري و اجراي رويكرد ارزيابي عملكرد در يك سازمان را به صورت مختصر می توان به شرح ذیل عنوان نمود:
قضاوت و تصميم گيري در مورد عملكرد پرسنل، گروه ها و واحدها و سازمان، نيازمند انتخاب شاخص هاي مناسب بوده تا با ادله مناسب، دقيق بودن برداشت ها اثبات شوند .
ضرورت بازنگري استراتژي ها در مقاطع مختلف پياده سازي سيستم مديريت استراتژيك به منظور تعيين اثربخشي استراتژي هاي مورد استفاده .
ضرورت تعيين معيارها و شاخص هائي جهت پايش اثربخشي و كارائي مطابق با الزامات استاندارد ISO 9001.
ضرورت تعيين ميزان دستيابي به اهداف سازماني در راستاي تخصيص منابع .
ارزيابي عملكرد به عنوان چراغ راه و هدايت گر كليه فعاليت هاي مديريتي مطرح مي باشد .
رشد و توسعه پايدار سازمان، مرهون ارزيابي، تجزيه و تحليل و مقايسه و انجام اقدامات لازم در زمينه عملكرد است (کاپلان و نورتون، 1386).
2-3- حوزه هاي ارزيابي عملكرد
ارزيابي عملكرد به منظور بررسي و ارزيابي حوزه هاي كل سازمان، واحدهاي عملياتي، كاركنان، تيم هاي كاري، پروژه، فرآيند، برنامه ، محصول و خدمات يك سازمان صورت مي پذيرد و روشي كاراتر است كه بتواند جميع حوزه هاي فوق را مورد ارزيابي قرار دهد. (اسعدی و همکاران،1389)
2-4- کارایی
اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آن در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین قرار داشته است. ساده‌ترین و در عین حال کلی‌ترین تعریف از کارایی را پیتر دراکر ارائه کرده است از دیدگاه دراکر کارایی” انجام کارها بطور شایسته و مناسب می‌باشد”.
از نظر کاتز و کان در سال (1678)” کارایی نسبت ستاده‌های تولید شده به داده‌های لازم برای تولید این ستاده‌ها می‌باشد”.
(فرمول 2-1) (ستانده )/(داده ) =کارایی
این دو نفر بین کارایی بالقوه و بالفعل تفاوت قائل می‌شوند. از دیدگاه آنها کارایی بالقوه مبین این است که یک سازمان اگر به صورت بهینه عمل کند چقدر می‌تواند تولید کند. در حالی که بالفعل نسبت واقعی سطح ستاده به سطح واقعی داده‌هاست. کارایی بالفعل معمولاً از بالقوه کوچکتر است.
تعریف دیگر کارایی (راندمان) را نسبت بازده واقعی به بازده استاندارد می‌دانند یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می‌شود به مقدار کاری که باید انجام شود.
ریچارد دفت کارایی را میزان منابعی که برای تولید یک واحد محصول مصرف می‌شود می‌داند که می‌توان آنها را بر حسب نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. در ساده‌ترین حالت تنها یک ورودی و یک خروجی داریم که کارایی نسبت ورودی به خروجی می‌باشد. مثلاً کارایی یک ماشین را می‌توان به وسیله تقسیم فاصله پیموده شده بر مقدار سوخت مصرف شده به دست آورد که می‌توان این نسبت را با سایر نسبت‌ها بدست آمده مقایسه نمود.اما در اکثر حالت ها واحدها دارای چندین ورودی و خروجی می‌باشند. (رنگرز، 1388)
به طور مثال اگر نهاده ها بصورت x1j,x2j , …..,xmj و ستاده ها بصورت y1j,y2j , ……ysj باشند، یعنیm ورودی و sخروجی را برای jواحد داشته باشیم، آنگاه کارایی بصورت زیر تعریف می‌گردد:

کارایی = U1Y1j + U2Y2j + …+ UsYsj / V1X1j + V2X2j+…+ VmXmj (فرمول2-2)
Ui = ام i وزن ستاده
Vi = ام i وزن نهاده
اگر دو واحد دارای ورودی‌های یکسان باشد و حداقل یکی از خروجی‌های واحد دوم کمتر از خروجی‌های متناظر واحد اول باشد بگوییم واحد دوم نسبت به اول ناکارا است.
اما به جای مقایسه یک واحد با واحدهای دیگر به گونه مجزا ما ورودی‌ها و خروجی‌ها را با ترکیب خطی از همه ورودی‌ها و خروجی‌ها مقایسه می‌نماییم. این تعریف به یک مجموعه از وزن ها که باید تعریف شوند نیازمند است. (صمدی و مسیبی، 1389)
2-4-1- انواع کارایی
مفهوم کارایی با توجه به انواع آن به چهار نوع به شرح زیر تقسیم میشود:
2-4-1-1- کارایی فنی:
عبارتست از حداکثر میزان تولید ممکن که می توان از مقدار مشخصی از عوامل تولید بدست آورد و کارآیی فنی تنها به استفاده از تمامی ظرفیت منابع تاکید دارد.
کارایی فنی نشان دهنده میزان توانایی یک بنگاه برای حداکثرسازی میزان تولید با توجه به منابع و عوامل تولید است. به عبارت دیگر میزان توانایی تبدیل دادههایی چون نیروی انسانی، ماشین آلات و … به ستاندهها در مقایسه با بهترین عملکرد، توسط کارایی فنی سنجیده میشود (پیرس، 1997).
2-4-1-2-کارایی تخصیصی(کارایی قیمت):
این کارایی بر تولید بهترین ترکیب محصولات با استفاده از کم هزینهترین ترکیب دادهها تأکید میکند و در صدد پاسخگویی به این سوال است که آیا قیمت دادههای مورد استفاده به گونهای است که هزینه تولید راحداقل کند؟ (پیرس، 1997).
به این ترتیب کارایی تخصیصی مستلزم انتخاب مجموعه ای از عوامل تولید است که سطح مشخصی از محصول را در حداقل هزینه تولید نماید. کارایی تخصیصی را کارایی قیمت نیز می نامند.
2-4-1-3- کارایی ساختاری:
کارایی ساختاری یک صنعت از متوسط وزنی کارایی (مجموع وزنی ستاندهها تقسیم بر مجموع وزنی دادهها) شرکتهای آن صنعت به دست میآید. با استفاده از کارایی ساختاری میتوان کارایی صنایع مختلف با محصولات متفاوت را مقایسه کرد (امامی میبدی، 1379).
2-4-1-4- کارایی مقیاس:
كارآيي مقياس به انتخاب بهينه اندازه (مقياس شركت) اشاره ميكند، به عبارت ديگر، اين نسبت براي سنجش بازده به مقياس است بدين مفهوم كه در واحدهايي كه از نظر فني ناكارآ باشند، با محاسبه اين نسبت معين ميگردد چه بخشي از ناكارآيي به دليل مقياس غيربهينه بوده است. بديهي است اگردر صنعتي بازده به مقياس ثابت باشد، ميزان افزايش خروجيها و ستاندهها، متناسب با افزايش عوامل توليد يا نهادهها خواهد بود
کارایی مقیاس یک واحد از نسبت ((کارایی مشاهده شده)) آن واحد به ((کارایی در مقیاس بهینه)) به دست میآید. هدف این کارایی تولید در مقیاس بهینه میباشد. «فارل» کارایی اقتصادی کل را به دو جزء کارایی فنی و کارایی تخصیصی تقسیم میکند.
در موسساتی نظیر بانکها و موسسات پولی و مالی و بیمه که عوامل تولید بعنوان متغیرهای تصمیم گیری تلقی می شوند، مدل مناسب جهت ارزیابی کارایی بر مبنای حداقل سازی عوامل تولید می باشد.(ابراهیم پور، 1383) در این رساله وهدف به دست آوردن میزان کارایی فنی می باشد
از آنجا که کارایی، مهمترین سازوکار جهت ارزیابی و اندازهگیری عملکرد یک بنگاه مالی و یا اقتصادی، به شمار می رود، لذا این موضوع به مقوله مورد علاقه محققان درآمده است.
به منظور بهبود کارایی به پنج طریق زیر می توان عمل کرد :
الف) افزایش ورودی و به دست آوردن خروجی بیشتر
ب) ثابت نگاه داشتن ورودی و افزایش خروجی
ج) کاهش ورودی و کاهش کمتر خروجی
د) کاهش ورودی و ثابت نگاه داشتن خروجی
ه) کاهش ورودی و افزایش خروجی (مهرگان،1383)
2-5- روش های محاسبه کارایی
روش های محاسبه کارآیی بطور کلی به دو گروه : روشهای پارامتریک و ناپارامتریک تقسیم می شوند. هر دو روش پارامتری و غیر پارامتری (برنامه ریزی ریاضی) از تمامی اطلاعات به طور کامل استفاده می کند. روش پارامتری نیازمند یک تابع ریاضی است که بر آن اساس با به کارگیری متغیرهای مستقل، متغیر وابسته تخمین زده می شود. علاوه بر آن، فرضیاتی در مورد تابع توزیع داده ها همراه با محدودیت های مدل نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اما تحلیل پوششی داده ها نیازمند به دست آوردن تابع توزیع و فرضیاتی در مورد آن نیست. این روش به طور کلی با ترکیب تمامی واحدهای تحت بررسی، یک واحد مجازی با بالاترین کارایی را ساخته و واحدهای ناکارا را با آن می سنجد. (مهرگان،1383)
2-5-1- روش های پارامتری
روش های پارامتریک بر مبنای مدل های اقتصادسنجی و تئوری های اقتصاد خرد بنا شده است. در این روش با استفاده از داده های تلفیقی ابتدا تابع هزینه (تولید) با توجه به فروض درنظر گرفته، تخمین زده می شود و با توجه به تابع مذکور، کارآیی محاسبه میگردد (نادری کزج، سال 1384، ص8).
2-5-1-1- روش تابع مرزي تصادفي
در اين روش ابتدا شكل خاصي از تابع توليد (هزينه) در نظر گرفته مي شود و با استفاده از روشهاي رايج اقتصادسنجي تخمين زده مي شود. طبق تعريف تابع توليد ، واحدهايي كه در يك صنعت كارا عمل مي كنند منطبق بر تابع توليد مي باشند. با در اختيار داشتن مقادير توليد واحدهاي توليدي مي توان ميزان انحرافات )واريانس) مقادير توليد واقعي با مقادير توليد بالقوه كه بر اساس تابع توليد تخمين زده شده است را، ارزيابي و سطح معين و ثابتي از تكنولوژي، ميزان به كارگيري نهاده ها را در اندازه بهينه شان نشان مي دهد. اين دو مفهوم در مجموع بيانگر كارايي اقتصادي است كه از آن به كارايي هزينه نيز ياد می شود.مشكل عمده اين روش ها تخمين تابع توليد مي باشد.
2-5-2- روش های غیرپارامتری
این روش نیازمند تخمین تابع تولید نمی باشد. و بر اساس بهینهسازی با استفاده از برنامه ریزی خطی ميباشد در این روش، منحنی مرزی کارا از یک سری نقاط که بوسیله برنامه ریزی خطی تعیین میشود، ایجاد ميگردد (نادری کزج، سال 1384، ص8).تحلیل پوششی داده ها روشی غیر پارامتری است که کارایی نسبی واحدها را در مقایسه با یکدیگر ارزیابی می کند. در این تکنیک نیازی به شناخت شکل تابع تولید نیست و محدودیتی در تعداد ورودی ها و خروجی ها نمی باشد.
2-5-2-1- روش تحليل پوششي داد ه ها:
اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آن در ارزیابی عملکرد یک شرکت یا سازمان همواره مورد توجه محققین قرار داشته است. در سال 1957 فارل با استفاده از روشی مانند اندازه گیری کارایی در مباحث مهندسی اقدام به اندازه گیری کارایی برای یک واحد تولیدی نمود. موردی که فارل برای اندازه گیری کارایی مد نظر قرار داده بود شامل یک ورودی و خروجی بود. مطالعه فارل شامل اندازه گیری “کارایی های فنی” و “تخصیصی” و “مشتق تابع تولید کارا” بود.
فارل مدل خود را برای تخمین کارایی بخش کشاورزی آمریکا نسبت به سایر کشورها مورد استفاده قرار داد. با این وجود، او در ارائه روشی که دربرگیرنده ورودی ها و خروجی های متعدد باشد، موفق نبود.
“چارنز (Charnes)”، “کوپر (Cooper)” و “رودز (Rohdes)” دیدگاه فارل را توسعه داده و مدلی را ارائه کردند که توانایی اندازه گیری کارایی با چندین ورودی و چندین خروجی را داشت. این مدل تحت عنوان “تحلیل پوششی داده ها” (Data envelopment analysis) نام گرفت و اولین بار در رساله دکتری “ادوارد رودز” و به راهنمایی “کوپر” تحت عنوان “ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ملی آمریکا” در سال 1976 در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت و در سال 1978 در مقاله ای تحت عنوان “اندازه گیری کارایی واحدهای تصمیم گیرنده” ارائه شد.
از آن جایی که این مدل توسط “چانز” ،”کوپر” و “رودز” ارائه گردید به مدل CCR که از حروف اول نام سه فرد فوق تشکیل شده است معروف گردید. هدف در این مدل اندازه گیری و مقایسه کارایی نسبی واحدهای واحدهای سازمانی مانند مدارس، بیمارستان ها، شعب بانک، اداره های بیمه، شهرداری ها و … که دارای چندین ورودی و خروجی شبیه به هم باشند است. این تکنیک یک روش مبتنی بر تجربه می‌باشد که نیازی به مفروضات و محدودیتهای سنتی سنجش کارایی ندارد. از زمان معرفی، این روش بطور گسترده در تمام سازمانها اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی و… استفاده شده است اگر یک واحد تصمیم‌گیری تنها دارای یک نهاده و یک ستاده باشد کارایی این واحدها از طریق تقسیم ستاده به نهاده بدست می‌آید اما درشرايط واقعي كه تعداد ورودي و خروجي ها بيشتر از یک شاخص بوده و نهاده و ستاده‌های چندگانه وجود داشته باشد در صورت وجود قیمت (ارزش) هر یک از نهاده و ستاده‌ها می‌توان از طریق تقسیم مجموع وزنی ستاده‌ها به مجموع وزنی نهاده ها کارایی را مشخص کرد.
اين روش نيازي به تعيين تابع توليد نداشته و با استفاده از برنامه ريزي خطي محاسبات خود را انجام مي دهد. همچنین با مقايسه مقادير ورودي و خروجي يك واحد با ساير واحدها تعيين ميكند آيا واحد توليدي درمقايسه با سايرين كارا عمل كرده است يا خير؟
اساس کار روش DEA، طراحی برنامه ریزی های خطی است که جایگاه هر واحد تصمیم گیرنده نسبت به سایر واحدها را شناسایی می کند. در تکنیک DEA، کارایی براساس دو معیار ورودی محور و خروجی محور مطرح می شود. معیار ورودی محور معطوف به حداقل سازی استفاده از نهاده ها10 با فرض ثابت بودن ستانده ها11 و معیار خروجی محور معطوف به حداکثر سازی ستانده ها با فرض ثابت بودن مقادیر نهاده ها است (قادری و گودرزی، 2006).
چارنز، کوپر و رودز در ساخت مدل تحلیل پوششی داده ها به یک رابطه تجربی در ارتباط با تعداد واحدهای مورد ارزیابی و تعداد ورودی ها و خروجی ها به صورت زیر رسیده اند :
(تعداد خروجی ها + تعداد ورودی ها) 3 ≤ تعداد واحدهای مورد ارزیابی
عدم به کار گیری رابطه ی فوق در عمل موجب می شود که تعداد زیادی از واحدها بر روی مرز کارا قرار گرفته و به عبارت دیگر دارای امتیاز کارایی یک گردند. لذا قدرت تفکیک مدل به این ترتیب کاهش می یابد (مهرگان، 1383). در سال 1384، “بنکر12” ، “چارنز” و “کوپر” ، عامل مهمی به نام “بازده به مقیاس” را معرفی نموده و آن را به مدل CCR اضافه کردند. با این تغییر آن ها مدل های BCC خروجی محور و وردی محور را به وجود آوردند که مدل ریاضی آن شبیه مدل های CCR بود، به علاوه به تابع هدف و محدودیت های نامساوی مدل CCR عامل بازده به مقیاس اضافه گردید. این مدل با توجه به حروف اول نام آن ها به مدل BCC شهرت یافت. بازده به مقیاس به این معنی است که اگر میزان ورودی سازمان X برابر شود، میزان خروجی آن Y برابر شود. اگر Y>X باشد، بازده به مقیاس صعودی، اگر Y<X باشد، بازده به مقیاس نزولی و اگر Y=X باشد، بازده به مقیاس ثابت خواهد بود (آذر و موتمنی، 1383).
2-6- دلیل استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها:
يكي از پيامدهاي سير تكامل حسابداري و ارزیابی عملکرد واحد های بانکی، استفاده از نسبت هاي مالي براي تجزيه و تحليل و ارزیابی عملکرد بانک است. بررسی روش های موجود ارزیابی عملکرد بانکی بیانگر آن است که این روش ها نوعا تجربی بوده و حاوی یکسری نسبت های مالی همچون نسبت های بدهی، نسبت های اهرمی، نسبت های فعالیت و…. است. این نسبت ها تنها به منظور درك عملكرد جاري و گذشته شركت به كار نمي روند، بلكه از آن ها به عنوان ابزاري براي برنامه ريزي و كنترل فعاليت هاي شركت نيز استفاده مي شود. به عنوان مثال، سودآوري دارايي ها و حاشيه سود خالص مي توانند به عنوان شاخص هاي ارزيابي عملكرد مالي مورد استفاده قرار گيرند.
هرچند تحليل نسبت هاي مالي براي ارزيابي مالي شركتها قدمتي ديرينه داشته و بسیار مورد استفاده قرار گرفته اما هر يك از نسبت هاي مالي تنها يك بعد از عملكرد مالي سازمان را ارزيابي مي كند. از طرفی تعداد نسبت هاي مالي كه ميتوان از صورت هاي مالي استخراج كرد، بسیار زياد بوده و اغلب گيج كننده و با يكديگر متناقض هستند. به همین دلیل در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي به سهولت نمي توان نتايج تحليل گروههاي متفاوت نسبت هاي مالي را با هم تجميع و در مورد كليت صورت هاي مالي نظر داد. همچنین روش های موجود به دلیل عدم استاندارد و ناهمگون بودن فعالیت های بانکی، قابلیت مقایسه نتایج در شعب مختلف را نخواهند داشت، لذا به دليل محدوديت هاي مذكور نمي تواند راهنماي مناسبي براي سرمايه گذاران، اعتباردهندگان و مديران واحدهاي تجاري باشد. تكنيك تحليل پوششي داده ها مي تواند اين مشكل را بر طرف کرده و در مقایسه با روش های سنتی مورد استفاده، روش بهتری برای سازماندهی و تحلیل داده ها می باشد، این تکنیک تمام جوانب واحدها را در نظر گرفته وهمه نسبت ها را به يك معيار واحد به نام “كارايي “ترجمه مي كند كه در نتيجه آن ميتوان مقايسه و ارزيابي عملكرد واحدهاي تجاري را بهتر انجام داد. علاوه بر برتری های عنوان شده، DEA اجازه می دهد کارایی در طول زمان تغییر کند و به هیچ گونه پیش فرضی در مورد مرز کارایی نیاز ندارد.
2-7- مفهوم کارایی در تحلیل پوششی داده‌ها
 مفهوم کارایی که در DEA مورد استفاده قرار می‌گیرد همان حاصل تقسیم مجموع وزنی مقدار ستاده‌ها به مجموع وزنی مقدار داده‌ها می‌باشد. ولی در اغلب موارد که قیمت با ارزش (وزنهای) داده‌ها و ستاده‌ها مشخص نیست و یا داده‌ها و ستاده‌ها مقیاس‌های متفاوتی دارند از DEA برای تعیین میزان کارایی استفاده می



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید